شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال
بایگانی

۱۳۶ مطلب با موضوع «اسلام ناب و دشمن شناسی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

تا می‌گوییم "دشمن" به قول حضرت آقا: «می‌گویند «آقا، شما دچار توهّمید؛ توهّم توطئه». خود این مطرح کردن توهّم توطئه به‌نظر ما یک توطئه است؛»

اگر انسانی آزاده‌ایم چگونه چشمانمان را بر سال‌های دراز استعمار و به استضعاف کشاندن ملت‌های مظلوم جهان که البته خودمان نیز از جمله آنها هستیم ببندیم. اگر دوست‌دار ملت خودمان هستیم، چگونه چشمانمان را بر نقش انگلیس در قحطی ۱۲۹۷ش و مردن بیش از نیمی از مردم ایران ببندیم؟ مگر می‌شود اشغال و تاراج سرمایه‌های مادی و معنوی کشور در جنگ جهانی اول و دوم را ندید؟ مگر می‌شود دسیسه‌های مختلف دشمنان در زمین زدن کشاورزی و دام‌داری و صنعت این مردم را ندید؟ چگونه چشمانمان را بر سال‌ها غارت نفت ایران ببندیم؟ چگونه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه سال‌ها مبارزه و خون دادن این مردم برای دفاع از حق مشروعشان را نبینیم؟

مبارزات انقلاب و کینه‌توزی‌های دشمنان در دوران انقلاب به کنار، چطور جنایت‌های مختلف استعمارگران که در طول تاریخ بر ما و مستضعفان عالم گذشته‌است را نمی‌بینید، جنایاتی که همچنان نیز ادامه دارد؟

این آقایانی که درعین ندیدن پیشرفت‌های مختلف کشور در چهار دهه گذشته، از انقلابی‌ها طلبکارند که چرا ما در سطح کشورهای اول دنیا نیستیم؟ چرا از خود نمی‌پرسند از دوران صفویه که از قدرت‌مندترین کشورهای دنیا بودیم چه اتفاقی افتاد که روز به روز افول نمودیم و در اواخر دوران به ظاهر باشکوه پهلوی! در عین اینکه از ثروتمندترین کشورهای دنیا بودیم در شاخصه‌های اصلی توسعه از عقب‌مانده ترین کشورهای دنیا  شده بودیم؟

اگر کارآمدی و خدمات انقلاب را نمی‌بینیم، لااقل عوامل به استضعاف کشیده شدن این مردم و نقش استعمار را ببینیم؟

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۱
  • ۰

بعضی اصل دشمن را انکار میکنند. وقتی ما میگوییم دشمن داریم، می‌گویند «آقا، شما دچار توهّمید؛ توهّم توطئه». خود این مطرح کردن توهّم توطئه، به‌نظر ما یک توطئه است؛ برای اینکه حسّاسیّتها را کم کنند [میگویند]: «آقا، دشمن چیست، کدام دشمنی؟» واضح‌ترین چیزها را انکار میکنند. میگوییم آمریکا دشمن انقلاب است، ذات نظام سلطه اقتضا می کند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین -مثل فلسطین و امثال فلسطین- است؛ این طبیعت نظام سلطه است. شما الان ببینید آمریکا و انگلیس، قریب صد سال است که دارند بر مردم فلسطین فشار می‌آورند -چه قبل از تشکیل رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸، چه بعد از آن تا امروز- دارند فشار می‌آورند روی فلسطینی‌ها. خب این، حرکت نظام سلطه است؛ اسلام که نمی‌تواند در مقابل این ساکت بماند؛ نظام اسلامی که نمی‌تواند ببیند و بی‌تفاوت بماند. نظام سلطه مستقیماً به کشور بمباران‌کننده‌ی مردم یمن کمک میکند -آمریکا صریحاً، مستقیماً کمک می‌کند به بمباران یمن- بمبارانِ کجا؟ بمباران جبهه‌های نبرد؟ نه، بمباران بیمارستان، بمباران بازار، بمباران مدرسه، بمباران میدان عمومی مردم؛ آمریکا کمک می کند. خب، نظام اسلامی نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند. اینها با همدیگر دشمنند؛ در ذات خود با هم مخالفند. چطور میشود منکر این دشمنی شد؟ آمریکا بیست‌وهشتم مرداد را راه انداخت و حکومت ملّی را سرنگون کرد؛ آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز دارد با ما دشمنی میکند؛ آمریکا در زمان طاغوت، ساواک را به راه انداخت که مایه‌ی شکنجه‌ی مردم و مبارزین [بود]؛ آمریکا در جنگ هشت‌ساله به دشمن ما حدّاکثر کمک ممکن را کرد؛ آمریکا هواپیمای مسافربری ما را سرنگون کرد؛ آمریکا سکّوی نفتی ما را زد؛ آمریکا ما را تحریم کرد؛ اینها دشمنی نیست؟ 

بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1395/03/14

ما که دائم می‌گوییم دشمن، دشمن، نه این است که می‌خواهیم شعار بدهیم، نه اینکه به قول بعضی‌ آدم‌های بی‌انصاف می‌گویند اینها در کار داخلی خودشان درمانده‌اند، ناچارند دشمن بتراشند؛ نه، دشمن‌تراشی نیست؛ خب دشمن است، چشمت را باز کن تا ببینی؛ ببندی چشمت را، البتّه نمی‌بینی؛ سرت را داخل برف فروکنی، نمی‌بینی؛ امّا سرت را بلند کن، نگاه کن، می‌بینی، {...} یکی از برنامه‌های اینها که تصریح می‌کنند، آموزش و تسلیحِ افرادِ بومیِ انتخاب‌‌شده است؛ یعنی [می‌گویند] ما در این کشورها، ازجمله در ایران، افرادی از خود ایران را انتخاب می‌کنیم، با اینها ارتباط برقرار می‌کنیم، اینها را آموزش می‌دهیم، تجهیزشان می‌کنیم -امروز هم تجهیز کردن آسان است، اینترنت هست و فضای مجازی هست و ارتباطات گوناگون هست- تا به جان کشور بیفتند، به جان نظام اسلامی بیفتند، به جان ملّت بیفتند؛ اینها حرفهایی است که اینها دارند می‌گویند؛ خب این شد دشمن. این دشمن را بایستی شناخت. عرض کردیم، هم دشمن را باید شناخت، هم شیوه‌های دشمنی را. راه‌‌‌ورسم‌ها و سمت‌وسوهایی را که اینها برای دشمنی در نظر گرفته‌اند، [همه] باید بدانند؛ 

بیانات در دیدار مردم قم - 1395/10/19

کلیپ‌های مرتبط:

اصرار بر حضور دشمن
دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 19 ثانیه 

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

بسم الله الرحمن الرحیم

«تلخ‌ترین نوشته من» حکایت تلخ‌ترین مطالبی است که خوانده‌ام، خاطراتی خواندنی اما تلخ از تاریخ کشاورزی و دام‌داری ایران و جنایات استعمارگران خارجی و نفوذی‌های داخلی در تاراج سرمایه‌های این کشور، نوشته‌ای از «حیدر رحیم‌پور ازغدی».

"حیدر رحیم‌پور ازغدی" پدر یک شهید و پدر سخنران معروف "استاد رحیم‌پور" است، پیرمردی با اراده و نخبه در کشاوزی و دامداری، او قبل از انقلاب از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و دامی در کشور بوده است، کسی که حتی شاه زمین‌های بسیاری برای آبادساختن و زیرکشت بردن به وی می‌دهد و مدتی نیز آمریکایی‌ها در آمریکا چندصدهکتار زمین کشاورزی با تمام امکانات را به صورت رایگان به وی می‌دهند تا در آنجا کشاورزی کند.

تلخ‌ترین نوشته من پر است از حکایت‌هایی که دانستن آن برای همه ما لازم است تا بدانیم چه برسر این کشور آمده است و می‌آید و دولت‌های استعمارگر چه جنایاتی که در اقصی نقاط مختلف دنیا انجام ندادند و چه جادوگران خونخواری هستند.

قسمت‌هایی از این کتاب:

من کوچک بودم. روزی درشکۀ مأمور خرید سوخت سفارت انگلستان به سرای پدرم که رئیس صنف بود آمد و گفت: ما فلان مقدار هیزم پسته می‌خواهیم. در آن ایام خرید هیزم پسته به خاطر عرضه بسیار هیزم‌های باغی، اقتصادی نبود اما اشترداران بیکار بودند و این خبر خوش، آنان را به بیابان‌ها فرستاد و هر روز هزاران اصله، درخت پسته کوهی را قلع و قمع می‌کردند و به سفارت‌خانه‌ انگلستان می‌فروختند. سفارت، مازاد سوخت خود را به کارمندان خود اهدا و به رؤسای ادارات هم که بردگانش بودند سفارش می‌کرد تا می‌توانید زغال سنگ که کربنش موذی است مصرف نکرده و کنده پسته که همه چیزش بهتر است، مصرف کنید. این جنایت تا روزگاری که مصدق قطع بوته‌های پسته را ممنوع نکرده بود ادامه داشت! {...} لیکن پس از منع نیز دست‌هایی این جنایت را با رشوه دادن به دروازه‌بانان، تا آنجا ادامه دادند که جنگل‌های پسته خراسان تبدیل به بیابان گردید و به بیدارگری دولت مصدق بود که دریافتیم، انگلستان با نابودی درختان پسته کوهی ما که بهترین و گران‌ترین گونه پسته است با ما چه کرده و با چه حیله‌ای جنگل‌های درخت پسته را تبدیل به بیابان‌های لم یزرع و کویر ساخته و مراتع را نابود گردانیده است! 

«رحیم‌پور، حیدر، تلخ‌ترین نوشته من، چاپ اول، تابستان ۸۹، ص: ۱۱.»

وی در مورد برخی اقدامات آمریکا برای زمین زدن کشاورزی ما در جریان "اصلاحات ارضی" می‌گوید:

آنگاه که آمریکا مصمم به نابودی صادرات خشکبار ما گردید، سالی کشتی حامل خشکبار بازرگانان خراسان که عمده‌ترین صادرکنندگان خشکبار کشور بودند به بهانه‌ای که هرگز مشخص نشد، چند روزی در دریا متوقف گردید و هنگامی به کشتی اجازه رفتن دادند که مدت بیمه کالا گذشته بود و چون محموله به آمریکا رسید مأموران بهداشت که از پیش‌تر به انتظار ورود کشتی بودند به سراغ کالا آمدند و با بازرسی‌ای صوری فرمودند: مغزها فاسد گشته و دیگر قابل خوردن نیست! مغزهای تولید سال و درون جعبه‌های مهر و موم و کاغذ پیچ! و همه را به دریا ریختند و با چنین حقه‌ای تجار صادر کننده خشکبار را ورشکست کردند. 

و درد بزرگ اینکه آنان دیگر پول خرید خشکبار مازاد کشور را نداشتند و همین‌جا بود که دگربار روباه پیر، دلسوزانه به یاری‌شان آمده و به تبلیغات سوخت هیزم درختان زرد آلو و توت پرداخت و من شاهد بودم که مدیرکل‌های ادارات، در لحظه، بهداشتی گشته و سوخت بیشتر ادارات فرهنگی با کنده توت و زردآلو گردید. آنگاه که صادراتی نداشتیم باغ‌داران به اجبار درختان صدساله را قطع و به بازار می‌آوردند! چه در لحظه نرخ هیزم توت و زردآلو فزونی گرفت. از این رو درختانی را که هر اصله آنها خروراری محصول می‌داد به راهنمایی فرشته نجات قطع می‌کردند و هیزم می‌فروختند. پس از حمایت چنین فرشته‌ای دگربار سرویس‌های مشترک اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها به سراغ درختان گردو آمدند و هر درخت گردو از صدسال به بالا را هزار تومان که در آن روزگاه بهاء یک قطعه زمین شهری بود، خریدند و دلالان برای خرید پرسود درخت گردو، وجب به وجب کوهپایه‌ها را می‌گشتند تا درختان گردو هم قلع و قمع گردید! 

درختانی که اگر امروز می‌بود هر اصله از انها سالی ده‌میلیون تومان گردو می‌داد.[عدد مذکور برای تاریخ ۱۳۸۹ش است] باغ‌داران، سال‌ها بعد دانستند دشمن با آنان چه کرده، لیکن پشیمانی بعدی سودی ندارد! از این رو فرزندان‌شان به پا خواسته و برای جبران خطای پدران، در پی کشت نهال گردو برآمدند با اینکه همه می‌دانند درختان گردوی ما تا بیست سالگی صغیرند و تا سی‌سالگی هم تولید چندانی ندارند ولی تا پانصد سالگی محصولشان هر روز بیشتر می‌شود بنابراین وامانده بودند که تا بلوغ درختان چه کنند؟ 

به پیشنهاد عمال غرب، به خرید نهال‌های گردوی اسرائیلی برآمدند تا زودتر به حاصل نشیند و هر اصله را هزارتومان به بهاء کهن درختانی که پدرانشان فروخته بودند، می‌خریدند و می‌کاشتند! و امروزه دریافته‌اند که محصول ده درخت گردوی اسرائیلی در حد یکی از درختان چندصد ساله‌ای که به هزارتومان فروخته بودند نمی‌شد. « همان، ص: ۱۳.»

مطالب مرتبط:

مستند ویژه رد پای راکفلرها در کشاوزی ایران

دریافت
مدت زمان: 8 دقیقه 21 ثانیه 

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

✅«مأموریت در ایران» نام کتاب خاطرات "ویلیام سولیوان" آخرین سفیر آمریکا در ایران می‌‌باشد.

تصویری از جلد نسخه اصلی کتاب

✅روایت متفاوت نویسنده این کتاب از زاویه یک ناظر خارجی و نزدیک به شاه، با توصیفات دقیق صحنه‌های مختلف انقلاب بسیاری از غبارهای پشت صحنه‌های سیاسی کشور و حضور مردم در صحنه انقلاب را می‌زداید.

تصویر جلد ترجمه جدید این کتاب

✅نویسنده کتاب اگرچه برخی از امور را ناگفته می‌گذارد و یا از زاویه تحلیلی یک مأمور کارکشته آمریکایی مسائل را تحلیل می‌کند اما گزاره‌های بسیار زیادی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که در عین منحصر به فرد بودن پازل‌های ناتمام افراد هوشیار و تحلیل‌گر تاریخی را کامل می‌کنند و بسیاری از شبهات را به صورت متقن پاسخ می‌دهند.

تصویر سولیوان نفر دوم نشسته سمت راست کارتر در جلسه با شاه

⁉️ البته در مورد این گونه کتاب‌ها همیشه افراد ساده اندیش! شبهاتی مطرح می‌کرده‌اند، مثلا بدون توجه به اینکه نسخه اصلی این کتاب‌ها در زمان حیات نویسنده‌اش به زبان و نام او چاپ شده است و او هم نویسندگی آن ‌را تأئید کرده است، می‌گویند این‌ها را خود جمهوری اسلامی نوشته و چاپ کرده است!

و یا با انکار اصل عقلایی «اقرار العقلاء علی انفسهم جائز» می‌گویند شما یا باید همه گزارش‌های این نویسندگان را رد نمایید و یا همه را تأئید کنید، اما ما توضیح می‌دهیم که گزارش‌هایی که این افراد علیه خود و یا هم طیف‌های خود می‌دهند بنا به اصل عقلائی مذکور برای ما مقبول است اما گزارش‌هایی که علیه مخالفان خود می‌دهند، چون برای پذیرش شهادت هرکس علیه دیگری عقلا عدالت او شرط است و ما آنها را عادل نمی‌دانیم، بنابراین گزاره‌های آنها را نه رد و نه تأئید می‌کنیم و به تعبیری "نجعله فی بقعة من الامکان" تا با بررسی سایر شواهد بتوان در مورد آن‌‌ها قضاوت نمود.


✅از جمله اطلاعاتی و عناوینی که در کتاب "ماموریت در ایران" ارائه و می‌تواند مورد بحث قرار ‌گیرند عبارتند از:👇


•🔹  اطلاعات و تحلیل‌های تاریخی مربوط به تاریخ ایران

•🔹 تحلیل طبقات مختلف جامعه ایران

•🔹 گزارش‌هایی از وابستگی رضاخان به انگلیس، اقدامات و خلاصه ماجرای تبعید وی

•🔹  اطلاعاتی پیرامون مسائل شخصی و شخصیتی شاه مثلا بیماری شاه

•🔹  شواهد متعددی از اشتباهات شاه در تحلیل صحنه انقلاب

•🔹  گزارش‌هایی مبنی بر نگاه بسیار منفی شاه به روحانیون

•🔹 پاسخ به چرایی عدم استفاده از قوه قهریه توسط شاه در سرکوب مردم 

•🔹  اطلاعاتی از جمعیت ایران در سال‌های ۵۶-۵۷

•🔹  اطلاعاتی از اقتصاد ایران در سال‌های ۵۶-۵۷

•🔹  اطلاعات و تحلیل طرح اصلاحات ارضی

•🔹  گزارش‌هایی دقیق از صحنه‌های مختلف انقلاب 

•🔹دولت شریف امامی و تحلیل او از صحنه

•🔹احتمال دست داشتن ساواک در برخی آشوب‌ها برای مجبور کردن شاه به دست کشیدن از شریف امامی و حاکم کردن حکومت نظامی

•🔹  اطلاعاتی مربوط به سفرا، تحلیل‌ها و اقدامات سایر کشورها در عرصه انقلاب

•🔹  اطلاعاتی از پایگاه‌های جاسوسی آمریکا از شوروی

•🔹  اطلاعاتی پیرامون اسناد سفارت و ماجرای اولین تسخیر آن

•🔹  خریدهای نظامی ایران از آمریکا

•🔹 طرفداران حقوق بشر مخالف شاه در آمریکا

•🔹  نیروگاه‌های اتمی ایران و نظر شاه

•🔹 نقش آمریکا و اسرائیل در تشکیل ساواک و اقدمات ساواک

•🔹  واردات غیرنظامی ایران از آمریکا

•🔹  مخالفت‌ها و موافقت‌ها با شاه در آمریکا

•🔹  مطالب مرتبط با نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد

•🔹  ماجرای سفر شاه به آمریکا و سفر کارتر به ایران

•🔹  شواهد متعدد تکیه شاه به آمریکا و انگلستان

•🔹  برخی اقدامات آموزشی آمریکا در جهت استعمار فرانو ایران

•🔹  تلاش‌های مختلف آمریکا برای باقی ماندن رژیم پهلوی و تعارضات درون نظام آمریکا

•🔹 نکات خاص مربوط به نخست وزیران و وزراء پهلوی، حسین فردوست، زاهدی داماد شاه و سفیر ایران در آمریکا، نصیری مسئول ساواک، فرماندهان نظامی، تشریفات‌ دربار و...

•🔹 گزارش‌هایی از ارتباط سفارت آمریکا با انقلابیون، روحانیون و بازاریان و نقش دکتر شریعتی در انقلاب و...

•🔹  گزارش‌هایی از ارتباط سفارت آمریکا با جبهه ملی و نهضت آزادی و تعلقات فکری و روحی آنها به غرب

•🔹  اطلاعاتی پیرامون دولت پشت صحنه و ساختار حکومتی آمریکا همچنین ضوابط و چهارچوب‌های سفارت و کنسول‌گری‌های آمریکا

•🔹  برخی اطلاعات دقیق سفارت آمریکا که شاه یا نصیری رئیس ساواک را متحیر می‌کند و...

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۱

این داستان از جمله زیباترین داستان‌هایی است که تا کنون خوانده‌ام و مثل سایر آثار دوست عزیزم سلمان کدیور بسیار جذاب و عبرت آموز می‌باشد.

به همه دوستان خودم خواندن آن را توصیه می‌کنم.

ماجرا از رجعت عبیدالله و انتصاب او به عنوان استاندار یکی استان‌ها آغاز می‌شود.


دریافت

حجم: 284 کیلوبایت
توضیحات: دانلود فایل پی‌دی‌اف داستان رجعت عبیدالله



  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

خداوند در آیه ۶۴ سوره مبارکه نساء می‌گوید:

🔹«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»

ما هیچ رسولی را نفرستادیم الا برای اینکه باذن الله اطاعت شود.

🔹«و لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً.»

اگر بندگان وقتی به خودشان ظلم می‌کنند نزد تو می‌آمدند و از خداوند طلب بخشش می‌کردند و رسول نیز برای آنها طلب بخشش می‌کرد قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحمت کننده می‌یافتند.

آیه می‌گوید اگر بخواهیم در یک کلمه "هدف ارسال رسل" را بگوئیم، برای این است که: رسولان اطاعت شوند، این اطاعت از رسولان محور برپایی دین و تمام مصالح آن است و اطاعت از آنان نیز «باذن الله» است یعنی اطاعت از رسولان مصداق عینی توحید عملی است.

خداوند تبارک و تعالی نمی‌گوید "وقتی بندگان گناه کردند"، بلکه حقیقت گناه را نشان می‌دهد و می‌گوید: "وقتی به خودشان ظلم نمودند." به تعبیر قرآن در جای دیگر «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» چه خوبی و ثواب و چه بدی و گناه بازگشتش به خودتان است.

 اگر بشر سر به طاعت اهل بیت (علیهم السلام) گذاشت خودش سود می‌کند و اگر سرکشی کرد، آنقدر راه‌های مختلف را می‌رود و ظلم به خودش را بارها تکرار و درک می‌کند تا در آخر به همان چیزی برسد که خداوند می‌فرمود.

👈موج‌های فمنیسم را ببینید، خیلی از فمینیست‌ها امروز تازه فهمیده‌اند که چه کلاهی سرشان رفت و چه ظلم‌هایی که به نام دفاع از زن، در حق زن ننمودند.

باب رحمت الهی از مسیر پیامبر اکرم و اهل بیت ایشان (صلوات الله علیهم اجمعین) می‌گذرد. خداوند نمی‌گوید: "بشر وقتی به خودش ظلم کرد" فقط از خداوند طلب بخشش کند و تمام، بلکه می‌گوید: وقتی چنین شد، باید «جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» به سوی شما بیاید و حال که به سوی شما آمد اگر از خداوند تبارک و تعالی طلب بخشش کند و رسول هم برای او طلب بخشش کند، قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحیم خواهد یافت.

📌قبل از هرکاری بعد از پشیمانی از ظلم به خودمان، باید به سوی "اهل بیت" حرکت کنیم و آنگاه که به سوی آنها رفتیم، اگر از خداوند طلب بخشش کنیم و اهل بیت نیز برای ما طلب بخشش نمایند، آنگاه است که «لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً»؛ نمی‌گوید"وَجَدوا" بلکه لام تأکید بر سر آن می‌آورد و می‌گوید: «لَوَجَدُوا»

 "قطعا خداوند را بسیار توبه پذیر و رحیم می‌یابیم."

👈به شرح حال بپیوندید.

👈 با آیات و روایات کاربردی همراه شوید.

 

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

آخرین فصل شیطان

اینکه ما جایگاه تاریخی خودمان را در حرکت کلی جهان به سوی حق خوب بفهمیم خودش بسیاری از مسائل را حل می‌کند و دیگر نیاز نیست به مباحث جزئی بپرادزیم.

 

زمانی ملت مستضعف جهان در چنگ "شاهان مستبد" روزگار می‌گذراندند، تا اینکه "استعمارگران غرب" در رقابت چاپیدن سایر کشورها سراغ آنها آمدند. اوایل دوره قاجار این ماجرا در ایران کلید خورد و شاهان اندک اندک، به واسطه‌گرانی برای تاراج کشور توسط غربی‌ها، تبدیل شدند. در این میان مزاحمانی که رسالت خود را دفاع از دین و مردم می‌دانستند، فتوا به حرمت تاراج مملکت دادند.

 

استعمارگران که طعم شیرین سال‌ها استعمار کشورهایی همچون هند و... را چشیده بودند، تحمل طعم تلخ اخراج حقیرانه بدست "علما و مردم" برایشان ممکن نبود، به همین سبب طرح خود یعنی تضعیف روحانیت و نهاد دین در جامعه و تولد وهابیت و بهائیت برای انشقاق "دین و مردم" را پی‌ریختند. اما جریان حق نیز بیکار ننشست و سطح مطالبات خود را بالاتر برد و نهضت عدالت‌خانه را برپانمود ولی در مقابل آن جریان استعمار با طرح مشروطه، صحنه را به سود خود پایان داد.

 

حضور استعمار در دعوای مشروطه درحالی بود که آن سوی ماجرا دعوای خودشان هم بالاگرفت، فرصت کم بود و اولین جنگ جهانی برسر چپاول کشورها به سختی استعمارگران نوظهوری چون آلمان و ایتالیا را آرام کرده بود. چانه زنی‌های مشروطه‌چی‌ها با مُلاها برای تاراج سرمایه‌های کشور هم، حوصله آنها را سر برده بود. (۱۲۹۷ش)

 

گام دوم، "استعمار نو" و سپردن کل کار حاکمیت، به سرسپردگان داخلی بود (۱۲۹۹-۱۳۵۷ش) اما کودتا و استحمار یک مردم نه در ایران و نه در سایر کشورها، نمی‌توانست مسیر خود را زیاد ادامه دهد و هیچ مردم آگاهی نمی‌پذیرفتند که یک فرد یا خانواده، شاه باشند و آنها رعیت؛ می‌پرسیدند چه کسی او را شاه کرده؟ چرا او شاه باشد و من رعیت؟

هرچه جهان پیش می‌رفت، سطح انتظارات و حق‌خواهی‌ها نیز بالاتر می‌رفت، علم و سوادها افزایش می‌یافت، گفتگوها و ارتباطات مردمی راحت‌تر می‌شد و مردم بیدارتر می‌شدند و خلاصه إعمال حکومت‌های دیکتاتوری وابسته بر چنین مردمی سخت‌تر می‌شد.

 

اقتضای "استعمار نو" مقدمه چینی برای گام سوم استعمار بود. گام سوم، "استعمار فرانو" و تسخیر اذهان مردم بود. البته آخرین گام ممکن هم این گام است و به قول طلبه‌ها حصر آن عقلی است و بعد از آن هیچ راهی متصور نیست.

 

این آخرین فصل نبرد است و شیطان برگ دیگری ندارد تا رو کند، اگرچه او دوست دارد این فصل پایان تاریخ باشد اما می‌داند خداوند جور دیگر مقرر نموده و فصل بعد از آن ظهور و حاکمیت الله روی زمین است؛ به همین خاطر هم تمام تلاشش را می‌کند که هرچه می‌تواند این فصل را طولانی‌تر کند.

 

گام آخر شیطان یا همان "استعمار فرانو" یعنی تلاش او برای اینکه ملت‌ها آنگونه فکر و زندگی کنند که آنها می‌خواهند و ضامن بقاء نظام قدرت جهانی باشند، ملت‌ها آنچه را آنها می‌خواهند، بخواهند و آنچه را نمی‌خواهند، نخواهند. آموزش آنها باید در یک نظام جهانی سازمان یابد (2030 )؛ نظام اقتصادی آنها هم باید در شبکه اقتصاد جهانی سامان یابد و تحت نظر نهادهایی همچون (FATF) باشد.

 

ملت‌ها نباید بفهمند که می‌توانند روی پای خودشان بایستند، خودشان فکر کنند، نباید بفهمند امروز دیگر انحصاری در علم و صنعت معنا نمی‌دهد و هرکس اراده کند می‌تواند به بالاترین پیشرفت‌ها برسد.

 

باید مسئولانی در کشورها به قدرت برسند که شعارشان "ما نمی‌توانیم"، "ما هیچ نیستیم" باشد، باید کسانی بر ملت‌ها حکومت کنند که کشورها را در ابعاد علمی و اقتصادی، مصرف‌کننده استعمارگران نگه دارند.

........................................................

توضیحات تفصیلی و ارائه برخی مبانی متن مذکور

 


دریافت

کلیپی در مورد حرکت دنیا به سوی کمال و لزوم رسیدن دنیا به مرحله‌ای از کمال برای تحقق ظهور ان‌شاء الله.

 


دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه 52 ثانیه

کلیپی در مورد چگونگی نقش مراحل استعمار در فقیرتر نمودن کشورهای مستضعف و همچنین چگونگی حتی استعمار خود مردم کشورهای ثروتمند و تمرکز تمام سرمایه دنیا در اقلیت ۲ درصدی، این ماحصل حقیقی لیبرال دموکراسی است.

 


دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 50 ثانیه 

 

 

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

دعائم الاسلام


📝 از سال دوم طلبگی مسأله‌ای برای بنده مطرح گردید و آن فهم نظام اولویت‌های دین، جهت تشخیص مصالح مد نظر اسلام بود، مسأله ما این بود که هنگام تعارضات در پیاده کردن دین از کجا بفهمیم کدام مسأله رکن اساسی دین است؟ کدام مسأله از دیگری مهم‌تر است و...

با سؤالاتی که از اساتید خود در این رابطه داشتیم یکی از شواهد راه‌گشای این مسأله، روایاتی بود که مثلا می‌گفت اسلام بر 5 چیز بنا شده است و این نشان می‌داد این امور از اساسی‌ترین امور دین ما است.

 

✍️ از جمله جاهایی که روایت مربوط به این بحث جمع شده است، باب‌ دعائم الدین(ستون‌های دین) کتاب شریف اصول کافی می‌باشد که نکات بسیار جالبی را به ما نشان می‌دهد.

بررسی این روایات هم برای مؤمنین و هم دشمنان دین از این جهت بسیار مهم است که معلوم می‌کند اگر می‌خواهیم دین را حفظ کنیم، از این مطالب نباید غافل شویم و اگر کسانی بتوانند این امور را خراب کنند، نتیجۀ آن نابودی دین است، چرا که دین بر این امور استوار است و اگر این ارکان(ستون‌ها) حفظ شدند دین حفظ می‌شود و اگر این ارکان نابود شدند دین نابود می‌شود.

 

📝 و اما آنچه درد آور است اینکه متأسفانه در نظام اولیت غالب مؤمنین، برخی از این امور ساده انگاشته می‌شود. به طور مثال وقتی به لیدرهای مذهبی نگاه می‌کنیم جز معدودی به این ارکان دین هیچ توجهی ندارند، در حالی که برخی از آنها عملا در جامعۀ امروز ما یا تعطیل شده است یا در کار فرهنگی مسئولین فرهنگی توجه خاصی به آنها نیست.

 

✍️در روایات این باب 5 مطلب به عنوان ارکان اصلی دین معرفی شده‌اند که به ترتیب اهمیت مطرح شده در روایات این باب، عبارتند از: 1. ولایت 2. نماز 3. زکات 4. حج 5. روزه.

به طور مثال در یکی از روایات امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلى‏ خَمْسٍ‏: عَلَى الصَّلَاةِ، وَ الزَّکَاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ‏، وَ الْوِلَایَةِ؛ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوِلَایَةِ، فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هذِهِ» یَعْنِی الْوَلَایَةَ.

 

✍️ نکته جالب توجه در یکی از این روایات این است که بعد از اینکه عنوان می‌کند اصلی‌ترین ستون‌های دین 3 امر: ولایت، نماز و زکات است، می‌گوید: «لَاتَصِحُ‏ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلَّا بِصَاحِبَتَیْهَا» یعنی بین این سه رکن دین پیوستگی و رابطه مستقیم است و مثلا اگر در جامعه‌ای زکات پرداخت نشود، نماز و ولایت مردم ضعیف می‌شود و یا اگر نماز در جامعه‌ای تقویت شود، ولایت و زکات تقویت می‌شود.

 

📝 ما چقدر در تبلیغات دینی خودمان به زکات می‌پردازیم؟

در روایتی از همین باب امام در مورد علت اهمیت زکات می‌گویند: «الزَّکَاةُ تُذْهِبُ الذُّنُوب‏» زکات گناهان را از بین می‌برد. خوب ما در مبارزه با گناهان چقدر به تقویت زکات توجه می‌کنیم؟ و همین‌ طور در مورد نماز.

بعد از خواندن روایات این باب بود که گفتم "رحمت خدا بر حاج‌آقا قرائتی که متولی نماز و زکات در کشور ایشان بودند."


  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

👈می‌گویند: از وقتی این آخوندها انقلاب کرده‌اند و قدرت به دستشان افتاده است همه‌اش اعدام، همه‌اش کشتار می‌کنند، شما که پناه برخدا خودتان را با پیامبر(ص) مقایسه می‌کنید، مگر پیامبر بعد از فتح مکه شعار «یوم المرحمة» را ندا نداد؟ مگر پیامبر اعلام عفو عمومی نکرد؟ شما چه ربطی به پیامبر دارید؟! فقط خودتان را منتسب می‌کنید؛ پیامبر از ابوسفیان که رهبر کافران مکه بود، گذشت اما شما مسئولان جزء پهلوی را هم اعدام کردید.


👈خدمت این عزیزان باید گفت:


✅نکته اول اینکه شما که دل به نظام و حکومت غیر دینی سپرده‌اید، چرا انقلاب به اصطلاح خودتان آخوندی ایران را با فتح مکه و اقدام پیامبر(ص) مقایسه می‌کنید؟! 

انقلاب ایران را با انقلاب فرانسه و اعدام بیش از ۴۰ هزار نفر از اشراف و حتی اعدام خود انقلابیون، توسط انقلابی‌های به قدرت رسیده مقایسه کنید. با انقلاب روسیه و کشتارهای میلیونی و اینکه اغلب رهبران این انقلاب توسط خود انقلابی‌ها اعدام شدند مقایسه کنید. 

این انقلاب آخوندی که شما می‌فرمایید از نظر شمار کمِ کشته‌ها و اعدام‌های صورت گرفته در آن، تقریبا یک معجزه‌ است. انقلابی که غالب فرماندهان ارتش و مسئولان سابق جز کسانی که دست داشتن آنها در کشتار مردم مسلم بوده است، بخشیده شدند.


✅نکته دوم اینکه قرائت شما از اسلام یک قرائت ناقص است که موجب تحلیل اشتباه شما نیز شده است، این آیات را هم ببینید. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِم» ای پیامبر خدا با کافران و منافقان بجنگ و برآنها سخت بگیر. «أشداءُ علی الکفار» بودن پیامبر را هم ببینید، ماجرای اعدام یهودیان بنی‌قریظه را هم بخوانید، احکام اهل ذمه و سخت‌گیری‌هایی که برآنها صورت می‌گرفته است را هم بخوانید، شاید برایتان این سوال مطرح شد که پس ماجرای «یوم المرحمة» و عفو عمومی پیامبر چه بود؟


✅نکته سوم اینکه در روز فتح مکه، عفو پیامبر(ص) نسبت به کسانی بود که اعلام مسلمانی کردند و از پرچم کفر خارج شدند و این از احکام اسلام آوردن است که گناهان گذشته و قبل از اسلام را نادیده می‌گیرد و قیاس این عفو با اعدام برخی از سران به ظاهر مسلمان شیعه شاهنشاهی که دست‌داشتن آنها در کشتار مردم ثابت شده بود، قیاس مع الفارق است.


✅نکته آخر هم اینکه فرمان عفو پیامبر عمومیت نداشت و برخی از آن استثناء شده بودند که شمارشان هم کم نبود و استدعا دارم کمی بیشتر تحقیق کنید. 

🙏برخی مقالات کوتاه و مناسب جهت اطلاع شما عزیزان را هم پیشنهاد می‌کنم.👇

مصاحبه با استاد رجبی دوانی

اطلاعات وب سایت ویکی شیعه

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

◀️یکی از دوستان سکولار بنده که در عین اعتقاد به اسلام، قرآن، نماز و... معتقد بود، دین در عرصه حاکمیت نباید ورود داشته باشد، می‌گفت: شما چه حقی دارید که با آمریکا سرشاخ شده‌اید و این همه هزینه برای کشور ما تحمیل می‌کنید.


✅از بس با این دوستان بحث‌های روشنفکرانه عقلی کرده بودم و آنها هرچه می‌گفتی از در دیگری وارد می‌شدند، خسته شده بودم. این بار تصمیم گرفتم بدون تعارف، ولو بگویند متحجری یا افراطی، برپایه آیات صریح قرآن به آنها جواب دهم. 

دوستم شاید انتظار داشت مثل همیشه از باب ادبیات ظالم و مستکبر بودن آمریکا و اینکه ما وظیفه داریم با ظالم بجنگیم و... وارد شوم. اما اینبار به او گفتم: 


👈چون قرآنی که شما حقانیت آن را قبول داری می‌گوید: «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً (52) الفرقان» یعنی از کافران اطاعت نکن و به واسطه این عدم اطاعتت با آنها جهاد کبیر کن. خدا جهاد کبیر ما را عدم اطاعت از کافران قرار داده.

👈چون قرآنی که شما حقانیت آن را قبول داری می‌گوید: «وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً (48) الاحزاب» از کافران و منافقان اطاعت نکن و در این راه هرچقدر آزار و اذیت دیدی به آن توجه نکن و به خدا توکل کن که او بهترین کسی است که امور تو را وکالت می‌کند.


◀️دوست بنده پاسخ داد: آقاجان مردم این عدم اطاعت و آزار دیدن شما را نمی‌خواهند، هروقت خودتان بودید و خودتان هرچقدر می‌خواهید اطاعت نکنید و بجنگید و آزار ببینید، چرا شما نمی‌خواهید قبول کنید مردم را به زور نمی‌شود به بهشت برد. چرا «خامنه‌ای» بدون اجازه مردم کشور را به این فضا کشانده‌ است؟


✅شاید انتظار داشت مجددا از این باب با او صحبت کنم که مردم ولو از مشکلات خسته هستند ولی پای انقلاب و دینشان هم ایستاده‌اند یا اینکه مردم اهل مبارزه هستند و... اما نه، آخر در این بحث‌ها هرچه گفتیم نه خودمان چندان به یقین ‌رسیدیم که همین است و لاغیر، نه آنها می‌پذیرند. تصمیم گرفتم بازهم به آنچه موجب یقینم هست مراجعه کنم. به او گفتم: 


👈بر اساس همین قرآنی که شما قبول داری هرکس در مقابل حکم خدایی که ثابت شده است، بگوید من چیز دیگری می‌خواهم، هم ظالم است، هم کافر و هم فاسق. 

🔹چون قرآن می‌گوید: «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ (44) المائده» هرکس به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکند بدانید که اینها همان کافران هستند. 

🔹در ادامه هم می‌گوید: « وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (45) المائده» بدانید که اینها همان ظالم‌ها هستند.

🔹مجددا در ادامه می‌گوید: «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (47) المائده»  بدانید که اینها همان فاسقان هستند.


👈آقا هم اگر کشور را به این فضا -به قول شما- کشانده، چون همین قرآنی که شما قبولش داری در ادامه آیاتی که بالا گفتم می‌گوید: «فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَکَ مِنَ الْحَقِّ» بین آنها بر اساس آنچه خدا برتو نازل کرده حکم و حکومت کن و از هوای نفس آنان در مقابل آن حقی که به سوی تو آمده اطاعت نکن.


✅شاید بگوئید این نوع برخورد بر مخالفت دوستان سکولار بیافزاید و البته همینطور هم شد و او که مثل همیشه بنا را از اول هم بر نپذیرفتن گذاشته بود، نپذیرفت و گفت:‌ ظاهرا شما جز حرف زور حالیتان نمی‌شود و تا بازور مقابلتان نایستند دست از این کارهایتان برنخواهید داشت.


📌بعد از مدت‌ها بحث‌های عقلی با این دوستان انتظار چنین پاسخی را هم داشتم، اما چه کنم باید پذیرفت که همه اسلام‌های انحرافی روزی ناچارا بر اسلام ناب تیغ خواهند کشید...


  • حمید رضا باقری