جوانی پرسید میشود دعاها را به فارسی بخوانیم، اشکال دارد؟!
گفتم: نه چه اشکالی دارد، هدف اصلی انتقال یک مفهموم و مضمون است، اگر میبینی هیچی از دعا نمیفهمی، خب فارسی بخوان، اما سعی کن کمکم عربیاش را هم یاد بگیری.
گفت چطوری این را به مردم بگویم که قبول کنند؟! گفتم به مردم نباید بگی، آنها باید عربی بخوانند!
تعجب کرد، چطور من فارسی بخوانم اشکال ندارد؟! اما به مردم بگویم اشکال دارد؟!
گفتم: شما یک نفری و نسل اولی هستی که خود نسخه اصلی دعا را نمیخوانی و ترجمهاش را میخوانی، اما وقتی میگی مردم، دیگه حرف از نسلها هست، این نسل ترجمه را میخواند، نسل بعد دیگر نسخه اصلی را نمیداند چیست و ترجمه هم یک چیز واحد نیست، هرکس یک ترجمهای میکند و بعد از چند نسل کلا یک چیز دیگری میشود، آزمایشهای اجتماعی هم شده که یک صف قرار میدهند و به اولی یک جمله میگویند، بعد از مثلا ده نفر کلا یک جمله دیگری به او منتقل شده، به همین خاطر وقتی مساله اجتماعی میشود باید روی حفظ نسخه اصلی دعا مثل قرآن و نماز حساسیت به خرج داد، اما وقتی مساله فردی میشود در مورد دعا میگیم اشکال نداره ترجمه بخوانی.
صحبت ما همینجا تمام شد، ولی جا داشت آن جوان میپرسید چرا بین قرآن و نماز با دعاها از جهت فردی تفاوت گذاشتی؟! چرا قرآن و نماز را از جهت فردی هم حساسیت روی عربی خواندن آن هست؟!
چون نماز و قرآن حیث اجتماعی دارند، چون وحدت رویه در آنها مهم است، نسخه مشترک بین مسلمانان مختلف از کشورها و فرهنگهای مختلف است و مسلمانان همه یک امت هستند، نماز مشترک به عنوان یک عمل اجتماعی مشترک و قرآن مشترک به عنوان یک نسخه واحد جهان بینی و تکالیف و معیار تشخیص است، اما دعا حیث فردی دارد، اگرچه ما مراسمهای جمع خوانی دعا داریم ولی اصل دعا مناجات فردی با خداست برخلاف نماز که یک مقوله اجتماعی و عبادی باهم است. ضمنا نماز یک متن کوتاه است و هر روز چندین بار خوانده میشود و یادگرفتن ترجمهاش و تطبیق متن عربی با معنایی که میفهمیم سخت نیست و معنا هم در آن منتقل میشود مثل دعا نیست که طولانی باشد و مخاطب عادی به معنایش منتقل نشود.
- ۰۴/۱۱/۲۸