🔻 با چندتا جوان رفیق شدم و در گفتگوها معلوم شد در همین ایام هم در اغتشاشها رفته بودند، سر صحبت که باز شد، گفتم: واقعا تهش چی میخواستین بشه؟!
🔻 از رانتها و مشکلات اقتصادی گفتند و اینکه نمیخواهیم اینها باشه و حالا اگر فرصت شد در مورد آن گفتگوها هم مینویسم. اما یک بخش از حرفشون این بود که میخواستیم آزادی باشه.
🔻 گفتم: میشه مثال بزنید، آزادی چطوری؟
گفتن: مثلا مردم برای پوششون آزاد باشن.
گفتم: هیچ جای دنیا مردم آزاد آزاد نیستند هرجور خواستن بپوشن، توی همون هلند که دختره در اجتماع معترضین به ایران آمد، خودش را برهنه کرد و گفت شما از این ...ها شیر خوردهاید، بعدش دستگیر شد و پلیس هلند گفت: شما حق نداری این قسمتهای از بدنت را در فضای عمومی برهنه کنی و مجرم هستی؛
🔻 گفتند: عمده مردم خودشان رعایت میکنند، حالا یکی هم اگر نخواست رعایت کنه، اگر ما آدم درستی باشیم، خودمان نگاه نمیکنیم.
گفتم: اول چند درصد از مردم اینجور هستند که فرض کن از هر هزار نفری یک خانم خواست با یک وضع خیلی بد بیاد بیرون نگاهش نکنند؟!
هرچه هم آدم درستی باشی، وقتی ناخواسته هی دیدی، تو هم شهوتت غلیان میکنه و حالت بد میشه؛ اصلا کجاش را نگاه نکنی؟! پایین آمده بالا، بالا آمده پایین و... (زدند زیر خنده)😁
دوتاشون گفتند: ما طوریمون نمیشه، گفتم: شما یا مشکل دارین و حتما به پزشک مراجعه کنید، یا اینقدر دیگه نگاه کردین که دیگه با این سطحها طوریتون نمیشه! 😳 (فبهت الذی کفر😉)
🔻 گفتند: خب ملت اینها را ببینند، چه اشکالی داره؟!
گفتم: چند روز پیشها رفته بودم میوه فروشی، پسر جوان فروشنده، آهی کشید و گفت: حاجی کی اینها را ....؛ من نفهمیدم چه میگوید: گفتم کی چه کاری میکنه؟! (باز زدند زیر خنده😊) بعد چشمم افتاد به دوتا خانم که تیپ خاصی داشتند و رد میشدند و نگاه پسره قبلش آن طرف بود، فهمیدم همونطور که یکی برای یه ماشین سوار که سوار چه ماشینی هست، آه میکشه، اونم همینطور!
پرسیدم: مجردی؟ گفت: آره! و باهاش صحبت کردم...
این جون که آتش گرفته اگر دستش برسه؛ میره یک دور سوار خواستهاش میشه و بعدش هم لازم باشه برای اینکه معلوم نشه کی ماشین را دزدیده، ماشین را کلا ته دره میاندازه یا آتش میزنه.
🔻ادامه دادم: این فضای بی در و پیکر، اول از همه به خانمها ضربه میزنه بعد به جوانها، اونی که با دیدن این چیزها هی انتظاراتش میره بالا دیگه نمیتونه با همسر خودش احساس خوبی داشته باشه، اگر نتونه به آنچه در فانتزیهای ذهنش ساخته برسه، میافته به مصرف داروهای اعصاب و افسردگی و یا اعتیاد و... تا دوپامین مغزش که دیگه به سختی ترشح میشه را آزاد کنه!
(مثالهایی از حرفهای برخی جوانها که دیگه نمیتونند ازدواج کنند یا آرامش جنسی بگیرند چون انتظاراتشان رفته بالا براشون گفتم و اینکه چطور سطح انتظارات اینها رفته بالا؛)
چرا ما اجازه دهیم یک عده با تحریک بیشتر و بیشتر شهوت به صورت عمومی؛ ذهن آدمها را خراب کنند.
خانم بنده پزشک هست؛ چقدر گزارش میدهد از زنانی که مراجعه میکنند و میگویند: مردهایشان هیچ میلی به آنها ندارند و همهاش دنبال دیدن فیلمهای فلان و زنان فلان هستند.
این زنی که خانوادهاش دچار مشکل شده گناه ندارد؟! این ولانگاری نتیجهاش این زنان هستند.
بچهای که همهاش در خیابان چیپس و پفک مصرف میکند، سر سفره ناهار میل و اشتهایی ندارد، کی ضرر میکند؟! چیپس و پفک غذای موقت است، زندگی را نمیتوان بر اساس آنها پیش برد!
خروجی آن ولانگاری و شهوترانی میشود: فروپاشی خانواده، روابط چندتایی، بیماریهای روحی و روانی، تولد یک عده بچه که هیچ کس آنها را بر عهده نمیگیرد یا بار آنها فقط بر دوش پدر یا مادر است و از محبت یکی محروم هستند، خروجیاش میشود: سالیانه قتل چند صد هزار انسانی که چون در شکم مادر قدرتی ندارند، آنها را تکه تکه میکنند، میشود هزاران جنایت و...
🔻 شهوت و شهوترانی اگر ته داشت؛ این جنایات اپستین رخ نمیداد، در سطح سران و معروفترین و ثروتمندترین آدمها باز میخواهند سطحی از تجاوزگری جنسی را تجربه کنند که در شرایط عادی و قوانین به آنها چنین اجازهای نمیداده است!
📌 شهوت را نمیشود آزاد گذاشت، کنترل لازم دارد، باید عاقلانه آن را برای جایی که مفید است بکار برد، نه جایی که مضر است.