🔻 برخی از مردم امروز با دیدن جنایات برخی تروریستهای داخلی دچار شک شده و باور نمیکنند در کنار کسانی زندگی میکردهاند که این چنین جنایات وحشیانهای را میتوانستهاند مرتکب شوند، باور نمیکنند که گرگهای درندهای این چنین در بینشان لباس انسان پوشیده بودهاند و آنها را نشناختهاند.
🔻 اما این قسم جنایات از جهات مختلف در تاریخ ایران معاصر ما تکراری است؛ اگر امروز میبینیم که عدهای شکنجه میکنند و سر میبرند و آتش میزنند این جنس از اقدامات فقط یک رقم از جنایات سازمان منافقین (مجاهدین خلق) بود که نامش را گذاشته بودند عملیات مهندسی.
🔻 مسعود خدابنده عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حافظت از مسعود رجوی در مورد این قضیه میگوید:
اینکه [سران سازمان] نمیدانستند از کجا ضربه میخورند، آنها را به عملیات مهندسی سوق داد. یعنی خط داده شد که هرکس را که مشکوک به مراقبت از خانههای تیمی یا جمع آوری اطلاعات است، بدزدید، به خانه تیمی ببرید و شکنجه کنید (یا به قولی مهندسی کنید) و اطلاعات کسب کنید. طبیعی است که بعد از این کار دیگر نمیتوانستند فرد را زنده بگذارند. بنابر این فجیعترین شکنجهها مجاز بود. (چون بعد باید او را میکشتند) و ثانیا دستگاهی باید ایجاد میشد که از این مسئله برای ایجاد رعب و وحشت دیگران استفاده کنند... بعدها در عراق همین نوع حرکات اینبار نه علیه دشمن که علیه دوست شدت گرفت و برخی را که مشکوک به نفوذی بودن میدانستند، زیر شدیدترین شکنجهها به قتل میرساندند. این موضوع وسیلهای شد تا کسانی که در عراق زیر با دستورات رجوی نمیرفتند، تحت عنوان «تعیین تکلیف» زندان و شکنجه شوند تا وادار به تسلیم شوند. یادم هست علی قشقاوی، یکی از این افراد میگفت: «من را سه روز زندان و شکنجه کردند که باید زنت را طلاق بدهی. روز چهارم دستم زیر شکنجه شکست. نه تنها مرا دکتر نبردند که اتفاقا فشار را روی همان دست شکسته متمرکز کردند. تازه متوجه شدم اگر کوتاه نیایم، واقع جانم در خطر است» البته جدا شدگان از این نوع خاطرات زیاد دارند.
....
📚 پینوشت:
جعفربگلو، محمد، تهران تا تیرانا (خاطرات مسعود خدابنده: عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حافظت از مسعود رجوی)، چاپ اول، قم، انتشارات شهید کاظمی، ۱۴۰۱ش، ص ۶۴.
- ۰۴/۱۱/۲۷