🔻هرچه گشتهاند در پیامهای امام و اطرافیان ایشان هیچچیزی مبنی بر اینکه آتش بزنید و بکشید و خلاصه چیزی که خشونتهایشان را توجیه کند، پیدا نکردهاند، تا بالاخره رسیدهاند به یک پیام امام خطاب به مردم عراق در زمان جنگ، در آن پیام امام به مردم عراق میگویند: «منفجر کنید جاهایی را که مال دولت است» همین را گرفتهاند برای توجیه عملکرد وحشیانه خودشان!
🔻 اما بیاییم آن پیام امام را ببینیم. این پیام بعد از قیام ناکام شهید صدر و شهادت ایشان و همراهان ایشان و خشونتهای ارتش عراق با شیعیان است؛
این پیام در زمان جنگ ایران و عراق است؛ امام در این پیام در ۴ مهر ۵۹ خطاب به نیروهای نظامی عراق میگویند:
«دنبال یک کافر، یک ملحد که هممسلکش الحادى است و هم خودش ملحد است، دنبال این نروید. دنبال یک مسلکى بروید که مىگوید من اسلام مسلکم است. دنبال رسول خدا شما باشید، نه دنبال صدام، رها کنید اینها را. اگر شما رها کنید اینها را، آنها دیگر چیزى نیستند. شما رها کنید اینها را. اگر مىتوانید بکُشید اینها را. سلاحها را در مقابلشان قرار بدهید و بکشید اینها را و اگر دستتان هم نمىرسد به اینها رها کنید و اعراض کنید از ایشان. بیایید در ایران، جاى شما در ایران باز است، و کشور ایران خانه خود شماست.»
🔻 این پیام نه در فضای اعتراضات مدنی و مردمی برای تغییر رژیم یا اصلاحگری است، این پیام در یک فضای جنگی صادر شده است، نگاه امام به آن جنگ، صرفاً یک جنگ ایران و عراق نیست، جنگ جبهه حق با جبهه کفر و طاغوت است که صدام در خط مقدم آن قرار گرفته، از همین جهت هم شمار زیادی از مؤمنین عراقی در همین جنگ به ایران آمدند و سپاه بدر را علیه ارتش حزب بعث تشکیل دادند.
🔻 امام در راستای همین ادبیات و نگاه در ادامه این پیام میگویند:
«این عشایرى که در عراق هستند مسلحاند و ملت عراق هم یک ملت زندهاى است، حالا هم همینطور است، لکن نمىدانم چه شده است الآن که آن طورى که باید حرکت کنند و نهضت بکنند، آن طور نیست. من مىدانم که همه دل خون دارند از این حکومت، و هیچ مسلمى نمىتواند موافق باشد با او. لکن حالا که سرگرم جنگ با ایران هستند، و قبل از اینکه ما آنها را اعدام کنیم، از بین ببریم، ملت قیام کند و نهضت کند، مثل قیامى که ملت ایران کرد. ملت ایران قیام کرد و یک قدرت صد چندانى قدرت صدام حسین را از بین برد. شماها هم قیام کنید.
الآن این آدم مشغول است به ایران. شما از پشت خنجر به او بزنید. قیام کنید. اعتصاب کنید. راهپیمایى کنید بر خلافش. مگر مىتواند قتلعام بکند وقتى همه شهرهاى عراق راهپیمایى کردند بر ضد او، و منطقشان هم این بود که تو دارى با اسلام مخالفت مىکنى. براى خدا، براى اسلام راهپیمایى کنید. اقتصادش را فلج کنید. ندهید مالیات به او. حرام است دادن مالیات به این. از گناهان کبیره است. براى اینکه، اعانت بر یک کسى است که بر خلاف اسلام است و پول آب و برق را ندهید. چیزهاى دیگر را که مىخواهند، ندهید. زیر بار نروید و تظاهرات بکنید و راهپیمایى بکنید. محکوم کنید او را. نمىتواند با یک ملت طرف بشود او. حالا هى در رادیوشان مىگویند که ملت عراق چطور، ملت عراق چطور. این را شما مىدانید، ملت عراق مىدانند که این با ملت عراق دارد چه مىکند و چه کرده است تا حالا و اگر این دستش برسد، اگر این خبیث دستش برسد، تمام آثار اسلام را در عراق از بین خواهد برد. تمام مساجدتان را از بین خواهد برد. الآن این فرصت نیست برایش. اگر فرصت پیدا بشود برایش تمام آثار اسلام را به آن طورى که رأى اینها اینطور است، مسلک اینطور است، تمام آثار اسلام را اینها خواهند از بین برد.
قبل از اینکه اینها فارغ بشوند از جنگ با ایران، شما از پشت مشغول بشوید. راهپیمایى کنید. منفجر کنید جاهایى را که مال دولت است و آن طورى که در ایران عمل مىکردند و حالا هم عمل مىکنند. پس شما باید در مقابل جمعیتى که بر ضد اسلام است، قیام کرده است بر ضد اسلام باید دفاع از اسلام بکنید. دفاع از اسلام یک چیز واجبى است.»
📚 منبع: صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۲۳۸ – ۲۳۹.ژ