🔻 یک زمانی شاید ده سال قبل، فضای دشمنشناسی بهصورت افراطی وارد فضای شیطانشناسی، فراماسونری، اجنه، کابالا و نمادهای آنها و... رفت. ازاینجهت که حجم و وزن این بحثها در دشمنشناسی زیاد شده بود نتیجهاش این بود که هرکس هر چیزی و اتفاقی را بهنحوی به شیطان و نمادهای او ربط میداد و یک عظمت عجیب هم برای این بیت عنکبوت مقابل جریان حق و خداوند متصور شده بودند و در کنار تورم این بحثها، بحثهای مهم دیگر حول طاغوتها به حاشیه رفته بود، اما باید دقت کنیم که امروز در مقابله آن بهظاهر افراط، به تفریط هم نیافتیم و مقوله دشمنشناسی و ارتباط آن با ابلیس و تشکیلات او و ارتباط طاغوتها با این تشکیلات را کلاً انکار نکنیم؛
🔻 این داستان رفتارهای شیطان پرستی ائمه کفر در جزیره اپستین و آتشزدن مجسمه بَعل در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۰۴، بهانه خوبی شد تا دوباره به این بحثها توجه شود و بایست مراقب باشیم، در این فضا به مستندات قوی قرآنی و روایی تکیه کنیم تا مجدد به افراط و تفریط نیافتیم.
🔻 خداوند تبارکوتعالی در موارد مختلف یادآور میشود که این شیطان را شوخی نگرید و دائماً باید از او به خدا پناه ببرید: «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» (نحل: ۹۸) برای فرزندانتان دعا کنید و آنها را از شیطان به خدا پناه دهید: «وَ إِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» (آلعمران: ۳۶) وسوسههای شیطانی که میآید، بگو خدایا به تو پناه میبرم: «وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (الأعراف: ۲۰۰) همین تأکیدها و ملجأ نشان داد خداوند یعنی داستان و خطر جدی است.
حواستان باشد دشمنی شیطان را جدی بگیرید او کارش فقط این است که حزبش را بهسوی آتش جهنم ببرد: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ» (فاطر: ۶) شیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است! «وَ کَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا» (الفرقان: ۲۹)
🔻 خود این نکته مهم است که در ادبیات قرآن، نقطه دشمنی فقط شخص ابلیس نیست؛ بلکه او با حزب و تشکیلاتش است؛ «أُولٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (مجادلة: ۱۹)
خداوند وقتی میخواهد ابلیس را خطاب کند که هرچه در چنته داری رو کن، میگوید: سوارهنظام و پیادهنظامت را به صحنه بیاور: «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ» (اسراء: ۶۴) یک ارتش را توصیف میکند که نیروها مسئولیتها و نقشهای مختلف دارند و داستان وقتی جالبتر میشود که میگوید: کسانی که اهل ایمان هستند در راه خدا میجنگند و کسانی که کافرند در راه طاغوت، بعد میگوید: پس ای اهل ایمان با یاران شیطان بجنگید: «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» (نساء: ۷۶) صحبت از راه طاغوت و نبرد با آن بود؛ اما این سالکان راه طاغوت را میگوید: دوروبریهای شیطان و تشکیلات او.
📌 پس تعجب ندارد که در جزیره اپستین ببینیم این سران طاغوت همه با هم سر بر عبودیت ابلیس دارند!
........
پینوشت: در روایات نیز سخن از تشکیلات شیطان زیاد است و اشاره به آنها نیز مجال خود را طلب میکند.