امروز صبح رفته بودم میوه بخرم، میوه فروش میگفت: چه مملکتی شده طلا اینقدر رفته روش!
گفتم: حالا البته ماشین و چیزهای دیگه گرون شده ولی طلا تورم جهانی داره و اون رو شاخص مقایسه نگیرین؛
گفت: رفیقم افغانی هست رفته نروژ یک سال و نیم گذشته ماشین بهش دادن، خونه دادن، بهترین زندگی را داره بعد ما اینجا اینقدر باید کار کنیم تا یه خونه بخریم؛
مختصری بهش نکاتی گفتم و اینجا مفصلتر و دقیقترش را مینویسم: فکر کن مثلا اگر آنجا آدم کارگر با پول یک سال و نیم کار کردن خانه و ماشین میخره، خب مثلا باسوادها و متخصصها باید زودتر بتونن این کار رو بکنند؛ مثلا تو یک سال.
بیایین حساب و کتاب کنیم ببینیم واقعا منطقا میشود، توان خرید مردم آنجا اینقدر باشد که هر کس هرسال یک خانه و ماشین بخره؟!
آیا اصلا بهترین نظام اقتصادی هم عقلا میتواند چنین نتیجهای بدهد؟!
حداقل چهار یا پنج نفر حداقل یک سال باید کار کنند و کلی هم مصالح و تجهیزات پشت دستشان باشد که کلی هزینهاش هست، خود زمین هم کلی قیمتش هست، تا بالاخره یک خانه ساخته شود، بعد کلی تجهیزات باید تولید شود که این خانه را پر کند که خود آن تجهیزات هم کلی وقت و انرژی باید صرفش شود، همینطور یک ماشین هم که به او دادهاند و اگر حساب و کتابش برای ماشین هم دربیاد کلی ساعت و مواد هم باید برای ساخت آن صرف بشه.
در مجموع عملا با لحاظ این هزینهها، شاید بیش از هزینهی دهها کارگر در یک سال باید هزینه شود تا یک خانه و ماشین تولید شود، بعد حالا این آقا مدعی هست با حقوق یک سال و نیم یک کارگر، یک خانه و ماشین به او دادهاند!
اصلا فرض کنیم این بنده خدا، زن و بچه هم نداشته و هیچ هزینهای هم نداشتهاند، باز هم این ادعا به خزعبلات میماند.
متأسفانه این ادعا را از چندین نفر تا حالا شنیدهام که در کانادا در فلان جا و... این جوری هست با پول یکی دو سال کار کردن صاحب خانه و ماشین میشوی!
اینجور که آنها تصور میکنند در نروژ و کانادا و... مردم باید هر چند سال بتوانند، یک خانه و ماشین جدید، بخرند؟! مثلا هر نفر چندتا خانه و ماشین باید داشته باشه!
واقعا این تصورات با اندک دقتی معلوم میشه چقدر اشتباهه.
اصلا از آن بگذریم، قبل از این انقلاب مردم ما، خودشان را با کجا مقایسه میکردند؟! با نروژ و کانادا؟!
انگلستان یک سفیری سال ۵۶ و ۵۷ در ایران داره به اسم پارسونز، خاطراتش را نوشته به اسم غرور و سقوط، در آنجا پارسونز میگه من توی هشت تا کشور منطقه، کشورهای عربی و... توی سفارت بودم، بعد میگه وضعیت زندگی مردم ایران فقط از افغانستان بهتر بود!
بعد جالبه ایران آن موقع ۶ میلیون بشکه نفت میفروشه با هر بشکه ۱۰۰ دلار، آن هم دلار آن موقع که ارزشش چندین برابر الان بوده، با یک سوم جمعیت الان و وضعیت مردم آنطور بوده، حالا الحمد لله به برکت این انقلاب و خدماتش مردم خودشون را با اروپا مقایسه میکنند.
آن زمان رضا شاه رفت ترکیه فکش افتاد و عاشق تجدد شد، شاهان ما میرفتند اروپا فکر میکردند رفتند بهشت، حالا مردم ما خودشون را با اروپا مقایسه میکنند.
البته حق مردم ما همینه که از اروپا هم بهتر باشند اما عرض اینه که برای قضاوت در مورد انقلاب، خودمان را با گذشته خودمان مقایسه کنیم.
بله مشکلات هست و بوده، ولی در دل همین مشکلات روز به روز رشد کردیم، هی نریم مقایسه کنیم من ۱۰ سال قبل با حقوقم میتونستم ماهی یک سکه بخرم الان با دهتا حقوقم میتونم یک سکه بخرم، داستان سکه و طلا همه جای دنیا همینه، تورم داره.
بگو ده سال قبل کیفیت زندگی عمده دور و بریهات چطور بود؟! الان چطوره؟!
همه دنیا اینجور که ما رشد کردیم، رشد نکردند، ما در سرعت رشد در شاخص توسعه انسانی سالها رتبه یک دنیا بودیم، یعنی در مجموع افزایش سطح بهداشت، تحصیلات و درآمد و امید به زندگی مردم هیچ جای دنیا اینقدر که در ایران کار شده کار نشده.
با کدام شرایط، با تحریمهای بیسابقه، با خیانتها و جنگ و آشوب و ترور و ... با اشتباهات یک مشت غربگرا و... با همه این وجود به برکت الطاف خدا، مجاهدتهای خالصانه خوبان این جامعه، راهبری یک رهبر فقیه و با تدبیر، ما روز به روز در عرصههای مختلف علمی، نظامی، امنیت، اقتصاد و... رشد کردیم.
ان شاء الله هم این مسیر روز به روز ادامه خواهد داشت و بهتر و بهتر خواهد شد.