شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال
بایگانی

۶۸ مطلب با موضوع «حوزه و روحانیت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

روز ۱۷ تیر ۱۳۵۹ یعنی یک روز قبل از عملی شدن کودتای نوژه اطلاعات دقیق کودتا لو می‌رود و روز ۱۸-۲۰ تیر مساله اصلی کشور و مردم اخبار کودتای شکست خورده است.

همه‌جا را هیجان و احساس خطر نسبت به سرنوشت انقلاب گرفته است و مطمئناً یکی از دغدغه‌مندترین طیف‌ها هم طلاب انقلابی هستند که شرایط را بسیار بحرانی می‌بینند و احساس می‌کنند، حتما باید کاری کنند.

 

در روز ۲۰ تیر در اوج این هیجانات که تازه عملیات ضد کودتا تمام شده است، حضرت امام دیداری با طلاب دارند که صحبت‌هایش خواندنی است؛

 

🎙ایشان در ابتدا ماجرایی را ذکر می‌کنند که:

👈همین امروز هم یکى از علماى جماران آمد و قصه‏‌اى را نقل کرد که از آن قصه هم من فهمیدم که عنایت خدا با ماست. ایشان فرمودند که: یک خانه‏‌اى را ... این آقایانى که در کمیته بودند و ... به عنوان اینکه شنیده بودند اینجا قمارخانه است، رفته بودند ... وقتى هم رفتند دیدند که بله بساط قمار و مشروبات و اینها هم هست. یکى از پاسدارها رفته است پشت آنجا که برود ببیند آنجا چه‏ خبر است. یک سگى همچو حمله کرده به او که او را وادار کرده که برود در زیر زمین. وقتى رفته در زیر زمین [دیده‏] یک مقدار زیادى اسلحه و امثال ذلک زیاد [هست‏]، ... گفتم به آن آقا، با هدایت سگ این واقع شده! این سگ مأمور است. همه عالم مأمورند. آن روز [کودتای طبس] باد و شن مأمور  بود، امروز هم در این قصه سگ مأمور بوده است که آقا را، این پاسبان را ملزم کند که برود کشف بکند. از این امور خوفى نداشته باشید. ... آن رأسشان‏  با آن همه قدرت که در دست داشت بالفعل، و با آن همه پشتوانه‏‌هایى که از همه گروه‌هاى خارج و داخل داشت، در مقابل ملت و در مقابل تأیید خداى تبارک و تعالى از ملت ما، نتوانست کارى بکند.

 

بعد از این توجه دادن طلاب و آرام کردنشان، در این فضایی که خبر کودتا منتشر شده است و خیلی هیجانات بالا است، سفارش‌هایی به طلاب می‌کنند:

 

🔻این حوزه‏‌هاى فقاهت بوده است که هزار و چند صد سال این اسلام را نگه داشته. این مشىْ‏‌اى بوده است که از زمان قدیم، از زمان ائمه هدى‏ تا زمان ما، مشىْ‏‌اى بوده است که علماى ما داشته‏‌اند و آن حفظ فقاهت. نباید حالا شما فکر کنید که حالا که باید [در] امور سیاست هم ما دخالت بکنیم، پس به فقاهت کار نداشته باشیم.

 

🔻خیر، باید حوزه‏‌هاى فقاهت به فقه خودشان به همان ترتیبى که سابق بود هیچ تخطى نکنند. به همان ترتیبى که سابق تحصیل مى‏‌کردید، فقه و مقدمات فقه را [تحصیل کنید]، محکم فقاهت را حفظ کنند. و ائمه جماعت محکم مساجد خودشان را و ارشاد ملت را حفظ کنند. و خطباى ملت هم باید منابر خودشان را و موعظه‏‌هاى خودشان را و ارشاد خودشان را حفظ کنند. و در عین حال مراقب اوضاع مملکت خودشان باشند. چنانچه اهل بازار باید بازار خودشان را حفظ کنند لکن مراقب باشند. این طور نباشد که ما یکوقت خداى نخواسته، از آن اصلى که اساس حفظ اسلام است رو برگردان بشویم و حوزه‏‌ها به فقاهت کم توجه بشوند. این فقها هستند که حصون‏  اسلام هستند و حفظ کردند اسلام را.

 

🔻باید حوزه‏‌ها عنایتشان به فقه و فقاهت از همه چیز بیشتر باشد.  اگر حوزه‏‌هاى فقاهت خداى نخواسته از بین برود یا سست بشود، رابطه ما بین فقها و ملت قطع مى‏‌شود. این حوزه فقاهت است که رابطه را محفوظ نگه داشته است.

 

🔻اگر یک اشخاصى آمدند در حوزه‏‌ها و پیشنهاد کردند که فقه لازم نیست، مثلًا به این طول و تفصیل باشد و فلان، و بیاییم یک چیزهاى دیگر را هم چه بکنیم، اینها اشتباه مى‏‌کنند یا مأمورند. فقه به همان قوّت اولیه‏‌اش باید باقى باشد. [1]

 

در آن روزها به علت فضای انقلابی و مبارزاتی در نگاه برخی طلاب درس خواندن طولانی مدت در حوزه یا امامت جماعت شدن و کار تبلیغی در مساجد چندان مهم جلوه نمی‌کند، از سویی هم نیاز بسیار زیاد نهادهای انقلابی طلاب را جذب مجموعه‌های خود می‌کند.

 

اما در این فضا حضرت امام(ره) توجه می‌دهند که حتی برای حفظ انقلاب و نظام هم اساس همین درس خواندن و امامت جماعت‌ها است:

 

🔻این فقه است که اسلام را حفظ کرده و تا آخر حفظ مى‏‌کند ان شاء اللَّه.

از این شغلى که دارید و از این راهى که دارید منحرف نشوید، و بروید یک کارهایى که شما نباید بکنید، مثلًا یک معمّمى چهار تا هم پاسدار داشته باشد، و یا هر کارى دلش مى‏‌خواهد بکند، یک کسى هم یک کمیته درست کند و چند تا پاسبان و هر کارى مى‏‌خواهد بکند. اینها یک طرحى است که ریخته‏‌اند براى اینکه شما را از صحنه خارج کنند. وارد یک صحنه‏‌اى مى‏‌کنند که شما را بکلى خارج کنند. همچو مى‏‌کنند که هى بیایند فریاد بزنند که امان از این آخوندها که در کمیته‏‌ها هستند و در دادگاه‌ها هستند. ...

 

🔻 وسوسه کنند به اینکه این آخوندها که از آنها کارى نمى‏‌آید، مى‏‌روید توى مسجد چه کنید؟ برویم راهپیمایى کنیم. خوب، راهپیمایى سر جاى خودش اما مسجد محلى است که از مسجد باید امور اداره بشود.

 

🔻این مساجد بود که این پیروزى را براى ملت ما درست کرد... این طور نباشد که خیال کنند که حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد مى‏‌خواهیم چه کنیم. پیروزى ما براى اداره مسجد است. ما اگر نماز نباشد و آداب اسلامى نباشد، چه داعى داریم که بیاییم خودمان را به مهلکه بیندازیم و وارد این امور بشویم؟ ... مراکزى که مراکز بسط حقیقت اسلام است، بسط فقه اسلام است و آن مساجد است، اینها را خالى نگذارید.

 

🔻خیال نکنید که اسلام را که گرفتند یک ملتى مى‏‌گذارند و یک ملیتى که این آقایان ملت‏‌گراها، هى دهن خودشان را پر مى‏‌کنند، ملت، ملت! اگر اسلام را از دست شما گرفتند و آخوند و ملت را جدا کردند، شما چهار نفر ملى نمى‏‌توانید هیچ کارى بکنید، ...

 

🔻آن روزى که خداى نخواسته فرض کنید فانتوم آنها آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم حفظ بکند اسلام را.

... البته نمى‏‌توانند ان شاء اللَّه که کارى انجام بدهند، لکن تأخیر مى‏‌توانند بیندازند...

 

🔻 اگر این فانتوم‌ها هم بلند شده بود که اینها مى‏‌خواستند چه بکنند، پدر اینها را در مى‏‌آوردند. مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد. این احمق‌ها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلًا سرباز... مى‏‌شود یک مملکت ۳۵میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند. اینها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاح‌هاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏‌اش به خاک مالیده شده.... فرض کنید چند تا جا [را] هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان مى‏‌مانید؟ ما از این امور نمى‏‌ترسیم.

 

🔻ما از قشرهاى خودمان مى‏‌ترسیم؛ از خودمان‏ چنانچه شما آقایان (روحانیون) و همپالگی‌هاى شما، سنخ روحانیت همه- ایّدهم اللَّه تعالى- اگر کارهایى خداى نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، و لو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار مى‏‌زند. و ملت هم بى‏‌هادى نمى‏‌تواند کارى انجام بدهد، و آنها و لو حالا تهیه براى چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آن وقت مى‏‌توانند انجام بدهند.

 

🔻 من خوفم این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزى که به عهده اوست صحیح انجام بدهد. من خوف این را دارم که به واسطه بعض تبلیغات، حوزه‏‌هاى علمى از آن کار اساسى که حفظ فقاهت است سستى بکنند، و کم کم فقه مَنسى بشود، و در دراز مدت اینها نتیجه بگیرند. شما این را خیال نکنید که آنها خیلى دستپاچه‏‌اند که همین دو- سه روز این کارها را انجام بدهند. اگر توانستند، حالا، اگر نتوانستند نقشه مى‏‌کشند که در پنجاه سال دیگر کار خودشان را انجام بدهند دست برنمى‏‌دارند و یکى از نقشه‏‌هاى مهم همین است که قشرهاى ملت را از هم جدا کنند، و مهم این است که روحانیت را از ملت جدا کنند.

 

🔻 اینها ضربه‏‌اى که از روحانیت خوردند از هیچ کس نخوردند. براى اینکه مى‏‌گویند ضربه‏‌اى را که دیگران هم زدند به ما، اینها وادارشان کردند. ...

اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوى باشد ترس از فانتوم‌ها نداشته باشید. ترس از امریکا و شوروى و اینها نداشته باشید. آن روز باید ترس داشته باشید که شما پشت بکنید به اسلام. پشت کنید به مساجد. [2]

📝 [1]  صحیفه امام ؛ ج‏ ۱۳؛ ص: ۱۳.

📝 [2] صحیفه امام ؛ ج‏ ۱۳؛ ص ۱۴ ۲۱.
........................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

 

برای اینکه یک حیات اجتماعی شکل بگیرد اولین کار تقسیم وظایف است، یکی متمرکز می‌شود بر نانوایی، یکی قصاب، یکی کشاورز و... همه این شغل‌ها برای حفظ حیات اجتماع لازم است و اگر کسی به آنها نپردازد، کار اجتماع لنگ می‌شود. یعنی همه این شغل‌ها که حیات اجتماعی به آنها وابسته است از کشاورز و معلم، طبیب و قاضی و پلیس تا نظافت‌چی شهر همه عقلا واجب است و به تبع آن شرعا هم وجوب کفایی پیدا می‌کنند و می‌شود در انجام آنها نیت لله کرد و هم پول گرفت و هم ثواب برد. کسی هم در مورد اینکه بایست مردم مستقیما خرج این مشاغل مورد نیاز اجتماع را بدهند مثل بقال و کشاورز یا از بیت‌المال آنها را تامین کند مثل معلم و قاضی هیچ شک و شبهه‌ای ندارد.

 

حتی این هم اهمیت ندارد که آن شغل الان بکار بیاید یا نه، ممکن است شغلی مخصوص شرایط اضطرار باشد، مثلا یک نیروی نظامی باشد که در شرایط عادی کار خاصی برای مردم انجام ندهد و شاید در تمام عمر خود هم حتی یکبار، برای تامین امنیت مردم نیاز نشود وارد یک صحنه درگیری شود اما ولو در تمام عمر خود هم از بیت‌المال پول دریافت کند کسی در آن اشکالی نمی‌بیند.

 

یکی از نیازهایی هم که دین برای حفظ حیات اجتماعی جامعه لازم می‌داند، وجود برخی افراد است که در منابع دین اجتهاد کنند و پاسخ مسائل مختلف دینی از شبهات اعتقادی تا احکام تکلیفی و... را بدهند و یا کسانی به عنوان مبلغ و... تربیت شوند و نقش‌های مختلف تربیتی، تبلیغی، اجتماعی، سیاسی، مثل قضاوت و... را به عهده بگیرند.

 

برای تامین این نیاز اجتماع طبیعتا باید افرادی سال‌های دراز زحمت بکشند تا بتوانند یک مجتهد یا مبلغ خوب دین شوند و این افراد هم برای ادامه زندگی نیازمند تامین مسکن، ازدواج و خلاصه معیشت خود هستند.

 

پای این نیاز و این بنده خداها که به میان می‌آید تازه اشکالات و شبهات شروع می‌شود.😳

⬅️ یک دسته از اشکالات مربوط به برخی لائیک‌هایی است که با اصل این نیاز مشکل دارند؛

⬅️ یا سکولارهایی که این نیاز را به نحو حداقلی می‌بینند که مثلا فرقی بین یک روحانی که سال‌ها تحصیل کرده است با یک پیرمرد کشاورزی که در یک مسجد امام جماعت است و برخی مسائل مردم را از روی رساله می‌خواند قائل نیستند.

📌 شبهات آنها باشد برای جای خودش و از محل بحث ما خارج است.

 

اما در میان کسانی که در این نیاز جامعه و لزوم تأمین طلاب برای تحصیل و تبلیغ دین به نحو احسن، شکی ندارند هم اختلاف نظرهایی وجود دارد:🤔

⬅️ برخی قائل هستند همین سیستمی که طلاب به واسطه هدایا و کمک‌ها و نذورات مردم زندگی می‌کرده‌اند خوب است و باید باقی بماند؛

⬅️ برخی معتقدند که دولت وظیفه دارد هزینه زندگی طلاب را تامین کند؛

⬅️ برخی معتقدند حوزه باید از حکومت مستقل باشد و خود حوزه باید چنین کند که البته آن هم مشکلات زیادی دارد و عملا نمی‌تواند!

 

این اختلاف نظرها لااقل در دو بازه زمانی بسیار جدی می‌شود: یکی از آنها در دوره آیت‌الله بروجردی پس از رونق گرفتن حوزه و در طرح اصلاحات حوزه در آن زمان و یکی هم اوایل پیروزی انقلاب است، از دغدغه مندان اصلی این ماجرا هم کسانی چون: آیت‌الله بروجردی، امام و شهید مطهری هستند و این ماجرا یک بار موجبات اختلاف نظر جدی امام و شهید مطهری با آیت‌الله بروجردی و یک‌بار هم اختلاف نظر جدی شهید مطهری با امام البته بعد از انقلاب را فراهم، می‌کند.

 

🤔تازه حالا ظاهرا قضیه خیلی جالب شد!😊

آبا مسئول می‌تواند بگوید الحمد لله خود خدا رزق طلاب را متکفل شد؟ طلبه سرباز است و وظیفه‌اش آموزش دیدن و حضور در صحنه جهاد است اما فرمانده او می‌تواند بگوید: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُون‏»؛ خداوند عالم را عالم اسباب قرار داده است و مسئول موظف است برای اسباب روزی طلبه فکر کند.

شهید مطهری مقاله‌ای در کتاب بحثى درباره مرجعیت و روحانیت در سال ۱۳۴۱ش در باب اهمیت اصلاح مساله طرز ارتزاق روحانیون می‌گویند:

 

👈 «چرا درگذشته حوزه‌های علمی و روحانی ما از لحاظ رشته‌های مختلف تفسیر، تاریخ، حدیث، فقه و اصول، فلسفه، کلام، ادبیات و حتی طب و ریاضی جامع و متنوع بود و در دوره‌های اخیر تدریجی به محدودیت گرائیده است و به‌اصطلاح در گذشته به‌صورت جامع و دانشگاه بود و اخیراً به‌صورت کلیه و دانشکده فقه درآمده و سایر رشته‌ها از رسمیت افتاده است؟ چرا افراد بیکار و مزاحم و علف هرزه در محیط مقدس روحانیت زیاد است،{...} چرا اساساً در میان ما سکوت و سکون و تماوت و مرده فروشی بر حریت، تحرک و زنده صفتی ترجیح دارد و هرکس بخواهد مقام و موقع خود را حفظ کند ناچار است که زبان در کام کشد و پای در دامن بچیند؟ چرا برنامه‌های تحصیلی ما مطابق احتیاجات تنظیم نمی‌شود؟ چرا تصنیف و تألیف و نشریه و مجله به‌قدر کافی نداریم؟ چرا بازار القاب، عناوین، ژست و قیافه و آراستن هیکل در میان ما این‌قدر رایج است و روزبه‌روز مع الاسف زیادتر و رایج‌تر می‌گردد؟ چه رمزی در کار است که زعماء صالح و روشنفکر ما همین‌که در رأس کارها قرار مى‏‌گیرند، قدرت اصلاح از آن‌ها سلب مى‏‌گردد {...} یکى از دوستان نظرى ابراز داشت که من نظر او را بر نظر خودم و سایر نظرها ترجیح دادم و اکنون نیز بر همان عقیده‏‌ام. او گفت: علت اصلى و اساسى نواقص و مشکلات روحانیت، نظام مالى و طرز ارتزاق روحانیون است. عبارتى که او ادا کرد این بود: علةالعلل همۀ خرابی‌ها سهم امام است.»

شهید مطهری و حضرت امام و جمع دیگری از فضلای حوزه در زمان آیت‌الله بروجردی نقدهای متعددی در باب ارتزاق طلاب به واسطه وجوهات و کمک‌های مردمی دارند که خود پرونده مفصلی است و به اختصار برخی شواهد آن را در ادامه می‌آورم.

 

شهید مطهری در همین رابطه می‌گویند:

👈 «کار معیشت را نمى‏‌توان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسى حیات است، اگر مختل باشد در سایر شئون حیات اثر مى‏‌گذارد. از جمله مختصات اسلام این است که نقش مؤثر امر معاش را به دقت مورد توجه قرار داده است تا آنجا که برخى پنداشته‏‌اند اسلام نظریه زیربنا بودن اقتصاد را گردن نهاده است. مکتب واقع‏بین و واقع‏گراى اسلام، اقتصاد را زیربنا نمى‏‌داند اما نقش اساسى آن را نیز نادیده نمى‏‌گیرد. اسلام اصلاح امر معاش را در همه سازمان‌هاى بزرگ و کوچک اجتماعى شرط لازم مى‏شمارد نه شرط کافى. این است که مى‏‌گوییم: کار معیشت را نمى‏‌توان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسى حیات است، اگر مختل باشد در سایر شئون حیاتى اثر مى‏‌گذارد.

یک نفر روحانى متدین را فرض کنید که با چند سر عائله، پس از چند سال تحصیل، در یکى از شهرستان‌ها رحل اقامت افکنده و مسجد و محرابى را اشغال کرده است. این فرد از آن نظر که متدین است در حدود امکانات خود فعالیتهایى مى‏‌کند: مسئله مى‏‌گوید، موعظه مى‏‌کند، اخلاق و تفسیر و تاریخ اسلام مى‏‌گوید، و از آن نظر که یک بشر است و خرج دارد و از مراکز روحانیت زندگى‏اش تأمین نمى‏‌شود و در حال حاضر راه زندگى‏‌اش منحصراً این است که از دست مردم مستقیماً ارتزاق‏ کند ناچار است که به مریدان خود به چشم «مستغل» نگاه کند، و چون افراد دیگرى نظیر خود او ممکن است در همان شهر باشند و آنها هم از همین راه زندگى مى‏کنند طبعاً به حکم ناموس خلقت یک نوع رقابت در «مرید دارى» به‏ وجود مى‏‌آید. رقابت، احتیاط بیشترى را در رعایت جانب سلیقه مردم ایجاب مى‏کند. وقتى که این بیچاره ببیند مخالفت با عوام سبب مى‏‌شود که از هستى ساقط گردد ممکن است پیش خود فکر کند که نهى از منکر وقتى واجب است که موجب ضرر و زیانى نگردد، اگر موجب ضرر و زیانى گردد تکلیف ساقط است.

بستگى معیشت این فرد به مردم، احساس و اندیشه تکلیف شرعى او را هم عوض مى‏‌کند. من اعتراف دارم که افراد استثنایى همواره بوده و هستند که على‏رغم شرایط سخت اقتصادى به وظایف خود عمل کرده و مى‏‌کنند، از رقابت و مرید دارى منزّهند، ولى سخن در وضع افراد عادى و معمولى است. ضرورتى ندارد که ما وضعى به وجود آوریم که فقط «نخبه» ها قادر بر حسن انجام وظیفه باشند.»

📝مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏ ۲۴، صص: ۵۰۳ - ۵۰۴.

 

حضرت امام به کمک شهید مطهری و جمع دیگری از فضلای آن زمان طرحی در زمان پهلوی آماده می‌کنند که بخش‌های مختلفی دارد یکی از بخش‌های آن مربوط به احیای موقوفات به کمک آیت‌الله کاشانی در مجلس و تامین حوزه از این طریق است.

 

آیت‌الله محمد یزدی نقل می‌کنند:

👈 «یکی از علمای اصفهان برایم نقل کردند که وقتی در خلال جریان‌های انقلاب (مبارزات دهه ۳۰) خدمت مرحوم صدر رسیدیم،‌‌ سیدی وارد شد و آقای صدر هم بسیار به ایشان احترام کردند. حتی عادت آن مرحوم این نبود که در مقابل کسی، تمام قد برخیزند؛ ولی مقابل این سید تازه وارد برخاستند و او را در کنار خود نشاندند. چند دقیقه بعد سید مزبور با حالت عتاب و خطاب، به مرحوم صدر گفت: « تا کی باید منتظر امثال حاج تقی و حاج نقی بود تا سهم امام بیاورند و شما به طلبه‌ها بدهید؟ آیا مشاهده نمی‌کنید که دولت، ‌اجاره و منافع موقوفات را که از آن مدارس علمیه و طلبه‌هاست به خودش اختصاص داده است؟ چرا شما اقدامی در این خصوص نمی‌کنید؟» عالم اصفهانی ادامه داد: « برای من جای سؤال بود که این آقا سید کیست که مرحوم صدر آن همه نسبت به او احترام قائل است و در عین حال او با شهامت و جرأت در محضر آقای صدر سخن می‌گوید؟ از یکی از حضار که در جوار من نشسته بود، پرسیدم که این آقا کیست؟ گفت:‌ «حاج‌آقا روح‌الله خمینی»»

📝 تلخیص خاطره، خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص: ۱۳۳.

در زمان آیت‌الله بروجردی با همکاری کسانی چون حضرت امام و شهید مطهری و جمع دیگری از فضلای حوزه به نام هیئت مصلحین، طرحی تهیه می‌شود که هدف آن تمرکز همه درآمدهای اوقاف و سهم امام و... در یک صندوق واحد بوده است تا با اجازه آیت‌الله بروجردی و امضاء برخی از این فضلا مخارج آن اعم از کیفیت پرداخت شهریه و... مشخص شود.

 

عملا به کمک این طرح پول‌های سرگردان و غیر متمرکز که در هر منطقه به دست عالم آن شهر می‌رسید و متولیان مختلفی داشت، در یک جا متمرکز شود و خرج کردن آن نیز بی‌ضابطه نباشد.

 

شهید مرتضی مطهری در تحلیل این مسأله می‌نویسند:

👈 «به نظر ما صِرف اتکاى بودجه روحانیت ایران به عقیده مردم سبب ضعف آن نشده است، بلکه سازمان نداشتن این بودجه سبب این نقص بزرگ شده است و مى‏‌توان با سازمان دادن این بودجه این نقص بزرگ را رفع کرد تا روحانیت شیعه، هم قدرت داشته باشد و هم حرّیت. {...} مرحوم آیت‌الله آقاى بروجردى (اعلى‏‌اللَّه مقامه) {...} (می)گفتند: «تقیه از خودمانى مهم‌تر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان مى‏‌کردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل مى‏‌کنند. ولى در جریان بعضى فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این‌طور نیست.» {...} با این توضیح معلوم شد که چرا شخصیت‌هاى برجستۀ ما همین‌که روى کار مى‏‌آیند از انجام منویات خود عاجزند و با اینکه خون‌دل مى‏‌خورند و اندیشۀ اصلاح را همواره در دل مى‏‌پرورانند، در عمل قدرت اجرا ندارند؛ {...} راه اصلاح این نیست که روحانیت ما بودجۀ عمومى نداشته باشد و هرکس از دسترنج شخصى خود زندگى کند. راه اصلاح این نیست که روحانیت ما مانند روحانیت مصر تابع دولت بشود. راه اصلاح یک‌چیز است: سازمان دادن به بودجۀ فعلى روحانیت.»

ر.ب: مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏ ۲۴ صص: ۴۹۶-۵۰۱.

 

ظاهر خروجی عملی طرح شهید مطهری این بود که طلاب به شکل کارمند حوزه درآیند و پاسخگوی حوزه باشند و معاش آنها نیز از طریق حوزه تامین شود. اما این طرح سرانجام به شکست و اختلاف جدی بین امام و آیت‌الله بروجردی می‌انجامد. شهید مطهری به حالت قهر قم را ترک می‌کنند و حضرت امام نیز درس خود را تا مدتی تعطیل و خانه نشین می‌شوند.

بعد از انقلاب بحث اصلاح سیستم مالی روحانیت مجدداً توسط کسانی چون شهید بهشتی مطرح گردید، اما این بار خود حضرت امام که در جایگاه زعامت قرار داشتند، با این طرح مخالف بودند.🤔

 

حجت‌الاسلام و المسلمین سید عباس نبوی نقل می‌کنند:

👈 «وقتی شورای هماهنگی تبلغات اسلامی را تشکیل دادند اوایل انقلاب، برای اینکه ایده شهید مطهری که برای پرهیز از عوام‌گرایی روحانیت و اینکه روحانیت از دست مردم پول نگیرد طرحی آماده شد که این طرح را شهید بهشتی خدمت امام بردند، آن‌مقداری که ما اطلاع داشتیم این بود که این طرح را شهید بهشتی چندبار خدمت امام بردند و امام مخالفت کردند که روحانیت برای برنامه تبلیغی‌اش بخواهد از یک مجموعه متمرکزی دریافتی داشته باشد و دریافتش از مردم را قطع کند و این جمله‌هم نقل شد که امام فرموده‌اند که شما متوجه نیستید اگر مردم برای دینشان خرج نکنند از دین فاصله می‌گیرند. این بحث سال ۵۹ مطرح شد و خیلی‌ها در جریان بودند، اقای امامی کاشانی و... آن موقع حرف این بود که ما می‌خواهیم ایده شهید مطهری را عملی کنیم و من از زبان اقای امامی کاشانی خودم شنیدم که قرار بود که ما یک مسیر هماهنگی تبلیغات بوجود بیاوریم که این ایده دیگر مطرح نیست. امام اجازه ندادند که شورای هماهنگی اسلامی در قم دفتر فعال و مؤثر ایجاد کند و (قرار شد) به جای آن دفتر تبلیغات قم که خیلی محدود بود شروع به فعالیت کند و بعدها در اعزام مبلغ به جبهه فعال شد.

در یک فاصله‌ای در حدود سال  ۱۳۸۴ من و آقای محمدی عراقی در جلسه‌ای درحال مرور مسائلی بودیم که من به ماجرای طرح شهید بهشتی و مطهری اشاره کردم و ایشان بلافاصله جزئیات را یادآوری کردند و گفتند در اوایل انقلاب من یکی از کسانی بودم که در این برنامه فعالیت می‌کردم. بحث ما بر سر سیره و خط امام بود و من استشهاد کردم که امام مسیرشان این بود که مسیر رشد انقلاب باید به دست خود مردم و خیزش خود مردم باشد و امام همین را مدیریت کردند و موضوع ما با آوردن پول و اعمال قدرت حل نمی‌شود. ایشان مطلب را با جزئیات بیشتری برای من نقل کردند و گفتند که بار اول شهید بهشتی برده بودند و آمدند نقل کردند که خدمت امام نقل کردیم و امام توجه نکردند و به مسائل دیگر پرداختند تا اینکه بار دوم سعی شد طرح تکمیل شود و مجددا خدمت امام بردیم اما باز هم ایشان عنایت نکردند و بار آخر که صحبت کردیم شهید بهشتی گفتند من این بار به صورت مصرانه و جزم می‌روم و نتیجه را از امام می‌گیریم که بار سوم امام طرح را از شهید بهشتی می‌گیرند و آن را یک طرف می‌اندازند و می‌گویند آقای بهشتی شما متوجه نیستید، آقای مطهری هم متوجه نبودند که مردم اگر برای دینشان خرج نکنند، بی‌دین می‌شوند.»

(خود بنده این مصاحبه و مصاحبه بعد را که بسیار از نظر تاریخی ارزشمند است، از آقایان حجج اسلام سیدعباس نبوی و محمدی عراقی گرفته‌ام و فایل آن موجود است.

در مصاحبه زیر جناب عراقی چون خیلی سال از این خاطره و ماجرا گذشته بود و سنشان بالارفته بود، برخی مطالب را دقیق به یاد نمی‌آوردند و عین مطالب ایشان در متن زیر پیاده شده است.👇)

آیت‌الله محمدی عراقی در مورد این ماجرا و نقل حجت‌الاسلام نبوی نقل می‌کنند:

👈 «اصل مطلب درست است اما اینکه تعبیر امام چه بود را من نمی‌توانم تأیید کنم. آنچه واقعیت دارد این است که شهید بهشتی و  شهید مطهری همانطور که در مقالۀ «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» ایشان هم هست این موضوع را مطرح کردند و آن چیزی که به‌طور خاص ما در جریان بودیم این بود که دفتر تبلیغات فعلی را، آن که آن موقع می‌گفتند دفتر تبلیغات امام، این دفتر که تشکیل شد، قبل از پیروزی انقلاب هم تشکیل شد و فلسفه آن هم این بود که برای اعزام مبلغ به شهرها و استان‌ها، بیشتر هم مبلغین انقلابی، سازماندهی صورت بگیرد. موضوعی که مطرح شد این بود که مبلغین وقتی که برای تبلیغ می‌روند باید زندگی آنها هم تأمین شود و مردم معمولا یک پاکتی به مبلغین می‌دهند، طرح این بود که ما یک کاری کنیم که روحانیون دیگر از مردم پولی نگیریند چون الان دیگر جمهوری اسلامی دارد تشکیل می‌شود و از نظر مالی، امام، دولت و خلاصه دست باز است و نیازی نیست، تعبیر این بود که روحانی دستش را جلو مردم دراز کند، خود ما طلبه‌های جوان هم این نظر را داشتیم و این را یک کسر شأن برای روحانیت و مبلغین می‌دانستیم. می‌گفتیم بهتر است از طرف یک منبع دیگری روحانیون تأمین شوند، روحانیون بی‌نیاز باشند بروند برای خدا تبلیغ کنند و اینکه ما از مردم پول بگیریم این شائبه ایجاد می‌شود و قصد قربت لطمه می‌خورد، از طرفی هم نمی‌شود که زندگی طلبه تأمین نشود طلبه زن و بچه دارد، راه حلی که به ذهنمان رسیده بود، این بود که دولت یا حوزه یک صندوقی داشته باشد که روحانیون را تأمین کند. این مطلب اول در خود حوزه مطرح شده بود و شهید بهشتی و شهید مطهری هم موافقت کرده بودند، و برای تأمین این هزینه گفتند باید برویم از امام بگیریم و از ایشان اجازه بگیریم که یک همچنین ساختار و سازمانی بوجود بیاوریم تحت پوشش دفتر تبلیغات امام که یکی از کارهایش این باشد که مبلغ را اعزام کند و این مبلغین موظف باشند که از مردم کمکی نگیرند، امام با این طرح مخالفت کردند این اندازه که امام مخالفت کردند مسلم است، بعد شهید بهشتی فرمودند که نه شما کارتان را بکنید ما می‌رویم امام را قانع می‌کنیم، ‌ایشان به نظریاتی که می‌رسیدند خیلی اعتماد داشتند و نظرات خودشان را باور داشتند و فکر می‌کردند که می‌روند برای امام استدلال می‌کنند، نباید اینطوری باشد که مبلغ و روحانی چشمش به دست مردم باشد، حوزه باید سازمان پیدا کند و اصلاح شود، بعد که مجددا شهید بهشتی رفتند خدمت امام که ایشان را قانع کنند و ظاهرا صحبتشان هم خیلی طولانی شده بود، شهید بهشتی با همان صراحتی که از نظر خودشان دفاع می‌کردند و رفتند امام را قانع کنند، برگشتند و گفتند ما رفتیم امام را قانع کنیم امام ما را قانع کردند، امام فرمودند شما رابطه مالی روحانیت را با مردم قطع نکنید این کار غلطی است، مردم باید برای دین و تبلیغ دین هزینه کنند و مصلحت در این نیست که مردم به عنوان پشتوانه‌ی حوزه‌های علمیه و روحانیت احساس کنند دولت اسلامی که تشکیل شد وظیفه‌ای ندارند، البته مضامین اینچنین بود تعابیر از بنده است، باید مردم احساس مسؤلیت کنند. حوزه‌ها و روحانیت باید مردمی باقی بماند. ما نباید کاری کنیم که حوزه‌ها و روحانیون وابسته شوند به بودجه دولت اسلامی.

ما فکر می‌کردیم هرچه روحانی بی‌نیازتر باشد و از جایی زندگیش تأمین شود و نیازی به مردم نداشته باشد بهتر است ولی بعدا فهمیدیم واقعا این اشتباه است.

رمز و راز استقلال روحانیت شیعی از دولت‌ها وابستگی او به مردم بوده است از نظر امام، تعبیری که امام نقل می‌کردند این بود که مردم می‌آیند دست روحانی را می‌بوسند و به او پول می‌دهند نباید بگوئیم این بد است و اگر گرفت اشکال دارد.»

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

 

گفتگویی در باب چشم انداز معیشتی طلابی که بنای بر هجرت از قم دارند را شروع کردیم و در قسمت قبل اشاره‌ای به این شد که برای هجرت از قم و وارد شدن به کارهای تبلیغی، نیاز است لااقل یک مدت زمان خوب اگر استعداد تحصیل داریم زحمت بکشیم.

 

اما اگر پیش از آنکه از نظر علمی به نقطه مطلوب و قوت خوب برسیم شرایطی پیش آمد که امکان باقی ماندن در قم برایمان نبود، چه؟ دنیا به آخر می‌رسد؟ تحصیل علم منحصر در قم است؟

 

اگرچه شرط ورود جدی به عرصه تبلیغ برای کسی که استعداد تحصیل را در خود می‌بیند، رسیدن به استحکام علمی است اما حصول استحکام علمی منحصر در قم هم نیست، خدای دستگیر قم، شیراز و اصفهان و مشهد و... هم هست.

به تعبیر امیرالمؤمنین(ع): «لَیْسَ‏ بَلَدٌ بِأَحَقَ‏ بِکَ‏ مِنْ بَلَدٍ، خَیْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَک‏» هیچ شهرى از شهر دیگر بتو سزاوارتر، و شایسته‏تر نیست، بهترین شهرها شهرى است که ترا پذیرا باشد.

 

مسأله اساسی که همه چیز را مشخص می‌کند، نه شرایط مالی متفاوت اینجا و آنجا، نه شرایط تحصیلی متفاوت اینجا و آنجا است، باید دید تکلیف هر زمان، بودن در کجاست؟ ما به دنبال تکلیف که باشیم، شرایط مالی و  تحصیلی را خدا تأمین می‌کند.

 

در حدیثی نورانی از کتاب کافی، امام رضا(علیه السلام) یکی از یاران خود را دعوت به همراهی خود در سفر به مکه می‌کنند. اما آن فرد پاسخ می‌دهد که پدرم و مادرم به فدایت من خرج راه ندارم.

👈«فَقَالَ لِی: «یَا یَزِیدُ، مَا تَقُولُ فِی الْعُمْرَةِ؟» فَقُلْتُ: بِأَبِی أَنْتَ و أُمِّی، ذلِکَ إِلَیْکَ، و مَا عِنْدِی نَفَقَةٌ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا کُنَّا نُکَلِّفُکَ‏ و لَانَکْفِیک‏»

حضرت پاسخی می‌دهند که محدود به آن مورد نیست بلکه در دیگر امور زندگی نیز جاری است و آن اینکه اگر ما در مسیر عمل به تکلیفی باشیم که خدا و امام عصرمان برایمان مشخص کرده است، خود خداوند و خود حضرات تکفل هزینه‌های ما را به عهده می‌گیرند.

 

پس مساله اصلی تشخیص تکلیف است، نه مشکلات مالی یا تحصیلی. اما تکلیفمان را چطور تشخیص دهیم؟ آیا ما الان مکلف به هجرت معکوس از قم هستیم؟

 

اگر تردید داریم چه‌کنیم؟ استخاره بگیریم؟ منتظر خوابی، هدایت غیبی و... باشیم؟ مشورت کنیم؟ چه کنیم؟

برای خارج شدن از تردید، برای دل قرص داشتن، خداوند تبارک و تعالی یک راه پیشنهاد داده است، راهی که اگر اهلش بودی بمباران هدایت می‌شوی و از راه‌های غیبی و معمول و... همه جوره اینقدر شما را هدایت می‌کنند که با دل قرص سخت‌ترین تصمیم‌ها را به راحتی می‌گیری.

می‌شوی حاج قاسم که ۱۰۰ نفر ۱۰۰ نفر آدم می‌کشت ولی یک ذره تردید نداشت که رضای خدا و تکلیف او این کار است، می‌شوی امام خمینی که با وجود آن همه تقوا دستور می‌دهد حکومت نظامی باید شکسته شود ولو خون‌ها ریخته شود.

 

مؤمن به واسطه هدایت الهی در مرحله شک و تردید نمی‌ماند. اما شرط این هدایت چیست؟

راهش زحمت خالصانه کشیدن، در راه تکالیف معلوممان است.

👈«وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ‏ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ (۶۹- عنکبوت)» جاهدوا یعنی اهل تلاش و زحمت بودن، فینا یعنی هم بدانی در راه غیر خدا مثل هوای نفست نیست هم بدانی در راه خداست این قسمت دومش همان «قَوْلِ النَّبِیِّ ص‏ مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِمَا یَعْلَمُ‏ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَم‏» است.

 

📌 وقتی چنین شدی بمباران هدایت می‌شوی با دو تأکید لام ابتدا و نون تأکید «لَنَهْدِیَنَّهُمْ» خدا تعهد می‌دهد که راه‌های مختلف خودش را پیش پایت‌ بگذارد، نه یک راه، چندین راه، منویی باز از گزینه‌ها با ثبات و قاطعیت که شرایط هر تغییری کند باز تکلیف برای شما روشن است.

📌پس اگر می‌دانی فعلا قبل از هجرت تکلیفت خوب درس خواندن یا درس دادن  و تهذیب و... است در راهش خالصانه زحمت بکش، تکلیف هجرتت هم معلوم می‌شود.

.......

باز کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

یک بار سر سفره صبحانه دوتا از دوستان طلبه‌ام مشغول صحبت بودند، من کمی آن طرف‌تر نشسته بودم و آنها متوجه حضور من نبودند. بحثشان در مورد رزق و روزی بود. اولی با لحن تمسخر آمیزی می‌گفت: فلانی دیدی این طلبه‌هایی که هرچه به آنها می‌گویی، می‌گویند خدا هست؟! خدا می‌رسونه؟! دومی با خنده تمسخر آمیز گفت: آره آره، بعد اولی دامه داد: اینها پشتشون گرمه وگرنه از این حرف‌ها نمی‌زدند. دومی هم گفت: آره والا اگه پشتشون گرم نبود از این حرفا نمی‌زدند.

 

بله واقعا وقتی سال ۹۹ خط فقر برای یک خانواده ۳ نفره ۲ میلیون ۷۵۰ در ماه بود، درآمد متوسط یک طلبه حداکثر هم بعید بود اینقدر باشد حالا هم که خط فقر شاید بیش از دو برابر هم افزایش یافته باشد درآمد طلبه همانقدر که ۹۹ بلکه ۹۸ و قبل از آن بود، باقی مانده.

 

با این حساب هر طلبه‌ای که الان دارد با این شرایط زندگی خود را می‌گذراند و بدهکار نیست خودش یک معجزه متحرک است، نکته جالب هم این است که ندرتا وقتی در جمع طلبه‌ها بنشینی گلگی خاصی از وضع زندگی دارند، در حالی که بر اساس شرایط اجتماعی از حداقل یک کارگر هم درآمد زندگی آنها کم‌تر است.

همین‌ها معمولا هم کاملا با عزت زندگی می‌کنند، طوری که برخی فکر می‌کنند چقدر هم وضعشان خوب است، البته واقعا هم مشکل  جدی خاصی ندارند و الحمد لله راضی هستند و وقتی از آنها می‌پرسی تو چکار می‌کنی با این درآمد؟ می‌گویند: خدا هست، خدا بزرگه و...

 

بله طلبه‌ای که باور دارد خدا هست، پشتش گرم است اما نه به پدر و... بلکه به خدا پشتش گرم است، به رزق الهی او که من حیث لایحتسب است پشتش گرم است و الا ماشاء الله از این طلبه‌هایی که هرچقدر هم تورم آمد و مخارج بیشتر شد باز رزق او از خوراک و پوشاک و... همان بود که قبل از این تورم‌ها بود.

اینها همه معجزه‌هایی متحرک هستند که خدا هست.

 

اگر طلبه «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ الله» (33 فصلت) باشد باید قولا و عملا باور داشته باشد که خدایی هست و اگر اینطور نباشد مردم را می‌خواهد به کدام خدا دعوت کند؟ خدایی که خودش برای خودش ساخته است و نامرد و بی‌وفا است؟ به آن خدا می‌خواهد دعوت کند؟ یا خدایی که هم پولدار است هم باوفا و هم حواسش به ما است؟!

 

🤔فکر کنم تا اینجا برخی دادشان بلند شده که این چه می‌گوید؟ این هم از همان‌هایی است که پشتش گرم است.☺️

اما کدام طلبه می‌تواند به خدا امیدوار باشد؟

👈«الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (۲۱۸ - بقره)» کسی که اهل هجرت و تلاش در کنار هم باشد، به خدا امید پیدا می‌کند.

 

طلبه‌ای که برای کسب علم از شهر خود به قم هجرت کرده و اهل زحمت کشیدن است، اهل ماندن نیست، اهل هجرت است، فقط تا وقتی می‌ماند که نیاز باشد و بعد از آن باز هجرت می‌کند. این طلبه اهل امید به خدا است.

 

بدون تعارفش می‌شود اینکه طلبه‌ای که با اینکه می‌بیند در قم دیگر کار خاصی ندارد اما به واسطه خانه و شرایط ثابتی که دارد به همین شرایط خود بسنده کرده و دل به هجرت دوباره نمی‌دهد، طبیعتا چندان امیدی هم به خدا نباید داشته باشد.

 

بهانه‌ها برای هجرت نکردن زیاد است اما محل بحث ما فعلا نداشتن چشم انداز روشن، خصوصا مالی برای هجرت است. اما خدا در مورد این چشم‌انداز چه می‌گوید:

👈« وَ مَنْ یُهاجِرْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثیراً وَ سَعَة» (نساء ۱۰۰).

شما اهل هجرت در راه خدا و زحمت کشیدن در راه وظیفه‌ات باش، خدا کارش را بلد است، چک سفید امضاء هم که داده است.

اهل هجرت و تلاش در راه وظیفه‌ات که باشی هم به خدا امید داشته باش، هم خدا برایت  گشایش ایجاد می‌کند.

 

به بنده خدایی که استاد مشهوری در قم شده بود و از قم هجرت کرد، گفتم حاج‌آقا تازه داشتین در قم گل می‌کردین! چی شد رفتین؟ گفتند: «چون داشتم گل می‌کردم رفتم.» و جالب هم اینکه از جنبه مادی که بنده خبر دارم گشایش‌های عجیبی برایشان رقم خورد.

 

این بنده خدا کجا سیر می‌کرد و من طلبه‌ای که تدریسی که گل کرده باشد، ندارم، مراحل تحصیلم در قم نیز به حد مطلوبش رسیده است، کار خاص پژوهشی هم در قم ندارم و می‌دانم جای دیگری ممکن است مفیدتر باشم اما باز از قم دل نمی‌کنم، کجا؟

با بهانه‌هایی که دل به حضرت معصومه بسته‌ام و خاک قم پا را می‌بندد، اینجا مسکن مهری دارم، شهرک مهدیه‌ای هست و...

 

بی‌تعارفش این می‌شود که اخوی شما با این وضعیت اگر بخواهی هجرت کنی هم، هجرت نکنی بهتر است، می‌خواهی بروی مردم را به کدام خدا دعوت کنی؟ خدایی که باورش نداری؟

📌ادامه دارد...

.....

📝 پی‌نوشت:

🔻در مورد کامل شدن مراحل تحصیل آنچه بزرگان می‌فرمایند معمولا اینطور نیست که با اتمام سطح یا حتی دو سه سال درس خارج شما به پختگی کافی رسیده باشید بلکه حداقل شاید ۱۵ تا ۲۰ سال زحمت مستمر در تحصیل لازم باشد تا ما بسته به استعدادمان پختگی کافی برای ورود به تبلیغ و کار اجتماعی را پیدا کنیم.

 

🔻در هجرت مهم عمل به وظیفه و زحمت کشیدن در آن راه است و طلبه‌ای که هنوز تحصیلش کامل نشده و استعداد ادامه تحصیل را دارد اما به صرف تصور ملا شدن احساس تکلیف می‌کند و درس را نیمه کاره رها می‌کند و هجرت می‌کند از این قواعدی که عرض کردم خارج است.

.......

باز کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

در این عصر که به تعبیر مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی عصر جنون بشریت است، زمانه جلوه دلیل عقل و منطق قوی فقه شیعه است.

از جمله ادله چهارگانه فقه شیعه "عقل" است و اینکه عقل جزو ادله چهارگانه شیعه شمرده شده است، ناشی از اهتمام ویژه قرآن در توصیه به عقل‌گرایی و عاقلانه فکر و رفتار کردن و نیز تکریم بسیار عقل در روایات اهل بیت است، به نحوی که بخش قابل توجهی از روایات شیعه به مقوله عقل می‌پردازد.

البته خوب است اشاره شود که تا قبل از مرحوم محقق اصفهانی و علامه مظفر متأسفانه در متون اصولی ما بحث عقل در آراء فقها و علمای علم اصول دارای یک نظام مشخص، مستقل و تفصیلی نبود و در ضمن مسائل مختلف به آن پرداخته می‌شد و از همین باب که در کتاب‌های فرائد شیخ و کفایه آخوند(اعلی الله مقامهما) به این بحث به صورت مستقل و تفصیلی پرداخته نشده است و در نتیجه نیز در حوزه علمیه در مقطع سطوح عالی و قبل از درس خارج چندان جدی به این بحث پرداخته نمی‌شود.

اصولیون قدیم در یک دوران از افراط اهل سنت که به استحسان و قیاس خیالی و وهمی نیز حجیت می‌دادند و تفریط اخباری که به قطعیات احکام عقل نیز توجه نمی‌نمودند و حجیتش را انکار می‌کردند، عمدتا تلاش داشتند اولا اصل حجیت عقل را ثابت نمایند و ثانیا مرز‌های آن را با اموری چون قیاس و استحسان تثبیت نمایند.

این سال‌ها مدام از گوشه و کنار فتاوای جدیدی از افرادی به ظاهر روحانی و مجتهد و به اسم عقل‌گرایی و حجیت عقل شنیده می‌شود، روزی کسی حجاب را به این اسم نفی می‌کند و روزی سگ را حلال و روز دیگر ادعای حجیت قوانین بین‌المللی به نحو مطلق می‌شود و...

خوب است در سطوح  مختلف از دروس خارج تا اهل منبر ما تصویر مناسبی از مقوله حجیت عقل داشته باشند چرا که ممکن است به نام فقه پویا و جدید به دامن سکولارها و لیبرال‌ها بیافتیم و یا به نام دفاع از دین به دامن اخباری‌گری و جمود.

بحث اجتهاد عقل‌‌گرا و استفاده از دلیل عقل از رئوس مهم فقه حکومتی است و در مسائل مختلفی چون: اصل لزوم تشکیل حکومت و حدود آن، تشخیص مصلحت، معاملات و بسیاری از مسائل اجتماعی نمود پیدا می‌کند.

👈مثلا حضرت امام(ره) در بحث ربا در باب اینکه چرا معامله دو کالای هم جنس به غیر هم‌وزن ولو با کیفیات مختلف حرام باشد و موارد متعدد دیگر می‌فرمایند: ما در امور تشریعی شارع مناطات احکام برایمان مجهول است و عقل ما به این امور راهی ندارد و تعبدا آن را می‌پذیریم.

👈اما ایشان در بحث‌ حیل ربا عنوان می‌کنند که معقول نیست که شارع به علت وجود مفاسدی ربا را حرام کند و سپس خود با جعل روش‌هایی راه دور زدن معملات ربایی را به شما آموزش دهد فلذا روایت‌های مربوط به حیل ربا را کنار می‌گذارند و می‌فرمایند: «هی مما لا یعقل صدوره من المعصوم»

منجمله دیگر استفاده ایشان از عقل در مقابل برخی روایات در بحث لزوم تشکیل حکومت در عصر غیبت یا بیع سلاح و... است.

فی‌الجمله که ملاک اینکه در جایی عقل حاکم نیست و جایی به نحوی حاکم است که هرچه روایت مقابل آن باشد را کنار می‌گذارد، چیست؟

اگرچه فقها به این بحث پرداخته‌اند که عقل در سلسله علل احکام حجت است و نه معالیل و اینکه عقل به امور اعتباری راه ندارد و دائره اعمال نظر عقل محدود به اموری است که یا جزء قضایای اولیه و یا لوازم بدیهی عقلی هستند مثلا اینکه کل اعظم از جزء است، یا از قبیل امور معلوم با حواس ظاهر و باطن یا امور تجربی مثل طب و علوم مهندسی و اموری از این دست.

📌اما بازهم در این عصر جای پرداخت جدی به این مقوله و تفصیلات آن در سطوح مختلف بسیار خالی است و هرچه بیشتر این مسأله تبیین شود از لغزش‌های بیشتری جلوگیری می‌کند.

..........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

🔰در مطلب قبلی خود نوشتم که در مقابل بی‌عدالت‌هایی که در حق مردم مظلوم روا داشته می‌شود، متأسفانه حوزه ساکت است، در مقابل جریان‌های حرام‌خواری و دروغ‌پردازی کلان، علی‌رغم مؤاخذه خداوند نسبت به این سکوت، حوزه ساکت است.

 

🔰 البته عرض شد که حوزه در مواردی ساکت نبوده است، مثلا در ماجرایی تهدید به عدم پرداخت مالیات به علت تعطیل نشدن فلان روز شهادت، تهدید به کفن پوشیدن و حضور در خیابان در صورت پخش تصویر حضرت اباالفضل(ع) و...

 

🔰 عرض شد جماعتی جوان و حزب‌الهی و خالص هم هستند که برای مبارزه با بی‌عدالتی نه این جنس کارها بلکه به انجام خدمات مختلف اجتماعی روی‌ آورده‌اند.

 

⁉️ اما باید پرسید دقیقا انتظار ما برای شکل عدالت‌خواهی حوزه و ساکت نبودنش چیست؟ کارهایی از جنس مالیات ندادن و کفن پوشیدن و... اما برای "دردهای حقیقی مردم و آنچه بی‌عدالتی‌ها برگرده‌ آنها سوار شده است"؟!

 

🔰 این سبک از عدالت‌خواهی همان سبک فدائیان اسلام در زمان طاغوت بود و متأسفانه حوزه ما یا ساکت است و عدالت‌خواه نیست و یا هست اما از جنس فدائیان اسلام! البته  عمدتا برای مسائلی غیر از دردهای واقعی واقعی توده مردم!

انگار نه انگار که انقلابی محقق شده است و ظرفیت‌های متعدد قانونی و ساختاری برای اصلاح و مبارزه با بی‌عدالتی فراهم شده است؛ و واقعا جریان محجوب انقلابی نیز اگر عوض داد زدن و عدالت‌خواهی از جنس فدائیان صرفا سراغ انجام خدمات اجتماعی رفته است از همین باب است.

 

🔰 جریان انقلابی از سویی دوست ندارد پنجه در روی نظام بکشد ولو نظام را در مواردی مقصر بداند، دوست ندارد به گونه‌ای عمل کند که دشمنان بتوانند در راستای تضعیف نظام از آن بهره بگیرند، او واقعا خود را مادر انقلاب می‌داند که فرزندش را ولو اشتباه کند ضایع نمی‌کند و البته راهی برای مبارزه با بی‌عدالتی مقابل خود نمی‌بیند جز فداکاری و درگیر شدن مستقیم با بی‌عدالتی‌ها برای جبران آن.

 

🔰 اما راه‌های دیگری هم هست، عدالت‌خواهی متناسب با پسا انقلاب و استفاده از ظرفیت‌های فراوان موجود برای اصلاح:

 

📌 یکی از پیشنهادات تشکیل "سازمان امر به معروف و نهی از منکر" بود که در ابتدای انقلاب حضرت امام حکم تشکیل آن را دادند اما محقق نشد.

 

📌 یکی از راه‌ها تشکیل کارگروه‌هایی از فضلای حوزه برای شناسایی خلاء‌های قانونی و دنبال کردن آن از طریق ارائه طرح‌های اصلاحی به قوای سه‌گانه است، کارگروهی که با پشتوانه‌ای رسانه‌ای و قوی با تأیید و همراهی علماء و مردم با قدرت مطالبه گری کند.

 

📌 یکی از راه‌ها تشکیل چندین کارگروه از قضات و حتی وکلاء و دادستان‌ها و... است که با شناسایی پرونده‌های کلان بی‌عدالتی و ارتباط وثیق با قوه قضائیه برای حل آنها وارد عمل شوند.

📌 یکی از راه‌ها آموزش‌های قضائی و قانونی برای خود طلاب است که بتوانند در موارد مختلف از حق خود و دیگران به صورت قانونی استفاده کنند، مثلا استفاده از ظرفیت دیوان عدالت اداری و مدعی العموم برای حل بسیاری از معضلات؛

و پیشنهادهای متعدد دیگر...

.........................

🔹مطلب مرتبط:

جزوه حکم حکومتی تشکیل سازمان امر به معروف و نهی از منکر؛گزارشی تحلیلی از تاریخ معاصر به دنبال راهکاری در عرصه عدالت‌خواهی امروز؛👇

دریافت
حجم: 1.08 مگابایت
 

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

 

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰
  • وقتی می‌بینیم مسکن چندبرابر شد و قشر مستضعف دیگر خواب خانه دار شدن را نمی‌بیند، ندای اعتراض از در و دیوار هم بلند شود حوزه ساکت است، خودرو گران ‌شد، باز حوزه ساکت است، نظام مالیاتی دچار مشکل است حوزه ساکت است، خصوصی‌سازی به صورت فاسد انجام می‌شود و کارگران فلان کارخانه‌ها بیکار، حوزه ساکت است و بشمار آنچه بر گرده مردم مستضعف بار می‌شود و باز حوزه ساکت است.

 

  • باش ساکت باش و در سکوتت خوب گوش کن: ندایی در آسمان‌ها بلند است: «لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ (۶۳) مائده» چرا روحانیون مسیحی و یهود آنان را از دروغ و مال حرام نهی نکردند؟ چرا ساکت بودند؟! چه زشت است عملى که انجام مى‏‌دادند!

 

  • عذر می‌خواهم حوزه ساکت نیست، وقتی قرار است تصویری از حضرت اباالفضل(ع) پخش شود به خوبی رصد می‌کند و قبل از اتفاق افتادن جلو این فاجعه را می‌گیرد! بالاخره صدایی از حوزه بلند می‌شود که نتیجه می‌دهد! صرفا یک مصاحبه و اعتراضی که آیا "در فلان سایت انعکاس داده شود؟! آیا نشود؟! آیا خوانده شود؟! آیا خوانده نشود؟!" نیست؛ وقتی قرار است فلان روز تعطیل شود یا نشود، حوزه ساکت نیست و پای کار است حتی لازم باشد کفن می‌پوشد و به خیابان می‌آید.

 

  • البته ممکن است بگویید آقا این جنس پای کار بودن مربوط به یک طیف خاص است، یک طیف جوان جهادی که خود را انقلابی می‌دانند هم، پای کار هستند که درد مردم را از نزدیک دیده‌اند و همیشه با جان و مال خود برای مردم کار می‌کنند.
  • مثلا همین دیروز تلوزیون نشان داد که گوجه‌های فلان کشاورز خوزستانی روی زمین مانده بود این جوانان طلبه جهادی به او کمک می‌کردند گوجه‌هایش را جمع کند، فلان منطقه در خوزستان بی‌آب بود با تانکر برای آن آب می‌بردند، در فلان منطقه محروم اردوی جهادی می‌روند، برای مردم در پمپ بنزین، بنزین می‌زنند تا کرونا نگیرند و خلاصه پای کار درد مردم هستند.

 

  • اما حقییر می‌گویم: برادر بیا، دست از گوجه چیدن و آب بردن و بنزین زدن و... بردار و بیا با تو کار دارم، آقای استاد حوزه، آقای مدیر حوزه، آقای حوزه زید عزه الشریف یک لحظه توجه بفرما. بیا دوبار پای درس ولایت فقیه حاج‌آقا روح‌الله خمینی بنشینیم «ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّة»:

 

  • «لَوْ لا یَنهاهُمُ الرَبَّنِیُّونَ وَ الْاحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثم وَ أکْلِهِمُ‏ السُّحْتَ‏، لَبِئسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ.» خداوند در این آیه "ربانیون" و "احبار" را مورد نکوهش قرار مى‏‌دهد که چرا آنها که علماى دینى یهود بوده‌‏اند، ستم کاران را از "قول اثم" یعنى گفتار گناه کارانه که اعم از دروغ پردازى و تهمت و تحریف حقائق و امثال آن باشد و از "اکل سحت" یعنى حرامخوارى نهى نکرده و باز نداشته‌‏اند.

 

  • بدیهى است این نکوهش و تقبیح اختصاص به علماى یهود ندارد و نه اختصاص به علماى نصارى دارد؛ بلکه علماى جامعه اسلامى و به طور کلى علماى دینى را شامل مى‏‌شود. بنا بر آن، علماى دینى جامعه اسلامى هم اگر در برابر رویه و سیاست ستم کاران ساکت بنشینند، مورد نکوهش و تقبیح خدا قرار مى‏‌گیرند این امر فقط مربوط به سلف و نسل گذشته نیست، نسل‌هاى گذشته و آینده در این حکم یکسانند.

 

  • حضرت امیر (ع) این موضوع را با استناد به قرآن ذکر فرموده که علماى جامعه اسلامى هم عبرت بگیرند و بیدار شوند و از اداى وظیفه امر به معروف و نهى از منکر باز نایستند و در برابر هیئت‌هاى حاکمه ستمگر و منحرف سکوت ننمایند. حضرت با استشهاد به آیه «لو لا ینهاهم الربانیون» دو نکته را گوشزد فرموده است:

 

  • ۱ این که سهل انگارى علما در وظائف، ضررش بیش از کوتاهى دیگران در انجام همان وظائف مشترک است. چنانکه هرگاه یک بازارى کار خلافى بکند ضررش به خود او مى‏‌رسد، لیکن اگر علماء در وظیفه کوتاهى کردند مثلا در برابر ستمگران سکوت نمودند ضررش متوجه اسلام مى‏‌شود، و اگر به وظیفه عمل کردند و آن جا که باید صحبت کنند سکوت نکردند نفع آن براى اسلام است.

 

  • ۲ با این که باید از همه امورى که مخالف شرع است نهى کرد روى "قول اثم" یعنى دروغ پردازى و "اکل سحت" یعنى حرامخوارى تکیه کرده است تا بفهماند که این دو منکر از همه منکرات خطرناکتر است و بایستى بیشتر مورد مخالفت و مبارزه قرار گیرد. چون گاهى گفتار و تبلیغات دستگاه‌هاى ستمگر بیش از کردار و سیاستشان براى اسلام و مسلمین ضرر دارد و غالبا حیثیت اسلام و مسلمین را به مخاطره مى‌‏اندازد...

ولایت فقیه؛ ص: ۱۱۲.

...........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

 

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

😔 این جمله را از ابتدای طلبگی از آشنا و غریبه بارها شنیده‌ام، بارها شده است وقتی به مردم می‌گویم طلبه هستم، فوری می‌گویند خب حالا چند می‌گیری؟! یا مثلا چندین بار شنیده‌ام همین تو زرنگی خوب می‌دانستی چاه نفت کجاست و باید کجا بروی؟!

 

به نظرم خوب است کاملا شفاف برای غریبه و آشنا یک بار توضیح دهم که چقدر شهریه می‌گیرم، شاید هم غریبه و آشنا خجالت کشیدند هم مسئولین حوزه و...

 

بنده که در حال حاضر در سال نهم طلبگی هستم و یک سال دیگر وارد درس خارج می‌شوم شهریه‌ام به شرح زیر است:

حضرت آقا : ۴۶۰ هزارتومان که ۱۰۶ هزارتومان آن بابت بیمه کم می‌شود و ۳۵۴ هزارتومان باقی می‌ماند.

آیت‌الله مکارم شیرازی: ۹۵ هزار تومان

آیت‌الله سیستانی: ۶۰ هزارتومان

آیت‌الله وحید خراسانی ۵۰ هزارتومان

آیت‌الله صافی ۳۰ هزارتومان

موسسه فقه و اصول: ۵۵۰ هزارتومان

مجموعا: ۱.۲۴۵

 

البته طلبه‌هایی که مثل بنده در مؤسسات تخصصی درس بخوانند و از شهریه آن استفاده کنند شاید کم‌تر از ۲ یا ۳ درصد باشند، یعنی عمده طلبه‌های در سطح بنده به صورت آزاد درس می‌خوانند و خالص شهریه آنها ۶۹۵ هزارتومان بیشتر نیست!

 

اما همین مبالغ جزئی هم با کلی قیود پرداخت می‌شود:

🔺مؤسسه شرط کرده است که هیچ فعالیت غیر درسی نباید داشته باشید و همه وقت شما باید ممحض در درس باشد الا برخی کارهای علمی حوزوی؛

🔺در فرم شهریه آیت‌الله صافی شرط شده است اگر درآمدی غیر از شهریه بیش از ۵۰۰ هزارتومان داشته باشید، جایز نیست این شهریه را بگیرید که الحمد لله بنده معمولا نمی‌گیرم!

🔺در شهریه آیت‌الله وحید شرط شده است کسانی که فقط فقه و اصول می‌خوانند حق گرفتن این شهریه را دارند و مثلا اگر شما درس فقه و اصولتان تمام شده باشد و تفسیر یا کلام کار کنید حق گرفتن این شهریه را ندارید!

🔺در شهریه آیت‌الله مکارم و حضرت آقا شرط شده است که نبایست شاغل باشید، البته در شهریه آیت‌الله مکارم قید شده است که کسی که زیر ۱۰۰ ساعت در ماه کار کند شاغل محسوب نمی‌شود ولی در شهریه حضرت آقا به صورت مطلق چه قراردادی چه دائم، چه کم‌تر از ۱۰۰ و چه بیشتر، شرط شده است که شاغل نباشید، اما یک قید خورده است که اگر درآمد شغلتان کم‌تر از یک میلیون تومان باشد، می‌توانید شهریه طلاب مجرد مقدمات را بگیرید، مثلا چیزی در حد ۲۰۰ هزارتومان!

 

😔 به دفتر شهریه رهبری رفته‌ام و می‌گویم: این چه قاعده‌ای است که گذاشته‌اید یک طلبه متأهل که خرج اجاره، فرزند و... را دارد، چطور با چیزی مثل ۷۰۰ در ماه می‌تواند زندگی کند!

این پول خرج پوشک و شیرخشک بچه‌ هم نمی‌شود چه برسد به اجاره و هزینه رفت و آمد و...

خب طبیعی است که طلبه با هزار دردسر بگردد یک شغلی پاره وقتی پیدا کند تا خرج زندگی‌اش دربیاید،

می‌گویند: ما هم همین‌ها را به دفتر رهبری گفته‌ایم ولی متوجه نیستند!

 

و اما بعد...

با قید و قیودها و مبلغ شهریه‌ای که به ما می‌دهند عملا طلبه کار خاصی که نمی‌تواند بکند خرج زندگی‌اش هم که در نمی‌آید، اگر از طرف خانواده پدری تأمین نشود:

🔺یا باید این قیود را رعایت نکند و به نحوی شهریه‌اش شبه‌ناک یا حرام شود!

🔺یا باید از طلبگی خارج شود!

🔺یا باید قید زن و بچه‌اش را بزند و مثلا برود و بمیرد و خودش و خانواده‌اش را خلاص کند!

🔺یا اینکه خیلی هنر کند و ندرتا مثل بنده بتواند با کم‌تر از ۱۰۰ ساعت وقت گذاشتن در ماه، کاری از جنس حوزوی و علمی پیدا کند که خرج زندگی‌اش تأمین کند.

 

🔺اما دقت کنید فقط حق دارد خرج زندگی‌اش را در بیاورد و مثلا اگر پولی از آسمان گیرش آمد و خواست با آن سرمایه‌گزاری کند تا در آینده وسیله نقلیه‌ای تهیه کند یا مثلا خانه‌ای بخرد و.... این درآمد حاصل از سرمایه‌گزاری غیر شهریه، مانع اخذ شهریه است و باید قید شهریه را بزند!

🔺البته یک راه دیگر هم هست اینکه شاید بتواند با چانه زدن با مسئول دفتر شهریه اجازه‌ای خاص برای خودش بگیرد!

 

بنده قبل از طلبگی موقعیت شغلی بسیار خوب با درآمد بسیار بالا برایم فراهم بود،‌ در حال حاضر نیز بالفعل چنین است اما به هیچ وجه حاضر نبوده و نیستم ذره‌ای از وقت طلبگی‌ خودم را برای کاری دیگر بگذارم الا مجبور شوم ساعاتی را به کارهای جنبی اختصاص دهم؛

 

😔 به ما می‌گویند پول مفت می‌گیرید در حالی که ما طلاب در هر کار دیگری بودیم با نصف این انرژی و وقتی که در طلبگی صرف می‌کنیم، می‌توانستیم چندین برابر درآمد فعلی را دربیاوریم.

 

کسی که دانشجو است بعد از چند سال محدود مشغول کسب درآمد می‌‌شود اما کسی که طلبه است سالیان دراز باید مشغول درس‌خواندن باشد و بعد از سال‌ها تحصیل هم حتی اگر شاغل شود، در آمد خاصی نخواهد داشت و درآمدش اصلا قابل قیاس با دیگر شغل‌ها نیست، اساتید زیادی دارم که به اندازه چند استاد دانشگاه سواد دارند حتی در موضوعات تخصصی چون اقتصاد یا معماری و... اما مثلا هنوز یک ماشین پراید مدل پایین و زندگی بسیار معمولی دارند.

 

📌اما خطاب به مسئولین حوزه:

کسی مثل بنده اگر شهریه‌ای هم به طلبه داده نمی‌شد، حاضر بودم کار کنم و شهریه‌ای بدهم ولی در حوزه بمانم و به تحصیلم ادامه بدهم اما با جو نا امیدی و فشارهای اقتصادی بسیاری که در میان طلاب هست، چند نفر حاضراند به هر قیمتی شده در حوزه بمانند؟

چرا با قیدهایی این چنین طلبه را ناگزیر می‌کنید بین ماندن و شبه‌ناک شدن شهریه‌اش یا خارج شدن از مسیر تحصیل!

نمی‌دانم پاسختان به حضرت حجت(عج) چیست؟

..........................

پی‌نوشت:

برای اینکه در تاریخ بماند خوب است مقایسه‌ای بکنم و قیمت برخی کالاهای اساسی را بگویم:

گوشت گوسفند امروز کیلویی ۱۰۰ هزارتومان

برنج ایرانی بین ۱۶-۲۰ هزارتومان

بنزین هر لیتر ۳ هزارتومان

سیب و پرتقال کیلویی ۳ الی ۷ هزارتومان است.

🔺به شرح حال بپیوندید:👇

.........................................................................

 

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

📝 بنده خدایی برای تحقیقات رساله دکترایش در موضوع قمه‌زنی از آلمان به قم آمده بود و من هم به او کمک‌هایی می‌کردم.

 

📝 در قسمت‌هایی از کار قرار شد کسی را به او معرفی کنم که طلبه باشد و اهل قمه زنی یا طرفدار آن، تا با او صحبت کند، همان موقع به صورت اتفاقی یکی از دوستانم که از طیف سنتی حوزه بود و احتمال می‌دادم با جماعت قمه زن هم‌ ارتباط داشته باشد را در کتاب‌خانه دیدم و به او گفتم فلانی طلبه‌ای که اهل قمه زدن باشد یا طرفدار آن و بتواند در مورد چرایی آن و... توضیح دهد سراغ داری؟

گفت بله، خودم یکی از آنها هستم، من هم که خیلی خنده‌ام گرفته بود، کمی با او بگو بخند کردم و بعد نزد آن دوست اروپایی رفتیم و این دوستم را به او معرفی کردم.

 

📝 او تعجب کرده بود که چطور ما که از دو طیف کاملا متفاوت یا حتی مخالفیم، اینقدر با هم خوب هستیم.

می‌گفت: در کشورما کسانی که رهبری هستند (به انقلابی‌ها می‌گفت رهبری یعنی منسوب به رهبر ) و کسانی که مقلد "آقای سیدصادق شیرازی" و یا "آقای وحید" هستند، خیلی باهم بدند، ما حتی به همدیگر سلام هم نمی‌کنیم و از همدیگر بدمان می‌آید.

می‌گفت: طرفداران سید صادق شیرازی در مسجدی که نماز می‌خوانند امام جماعت آنها علنا اسم "آقا" را می‌آورد و ایشان را در قنوت نمازش لعن می‌کند.

 

📝 به او گفتم:

🔹 اولا تصور شما نسبت به آیت‌الله "وحید خراسانی" اشتباه است و ایشان اصلا با آقای "سیدصادق شیرازی" قابل جمع نیست، ایشان اگر جایی انتقادی به نظام کنند ولی ده‌ها برابر آن از انقلاب حمایت می‌کنند و حقیقتا یک شخصیت موافق با انقلاب و نظام اسلامی هستند، اگرچه گرایش‌های سنتی ایشان موجب می‌شود خیلی به مسائل سیاسی و انقلابی کاری نداشته باشند اما حقیقتا انسانی با تقوا و عالم هستند که اصل انقلاب، نظام و آقا را قبول دارند و تأیید می‌کنند و بعد از آن در مورد سیدصادق توضیحاتی دادم...

 

🔹ثانیا اینکه شما در اروپا گرایش‌های دینی و سیاسی‌تان کاملا عجین شده است اما در داخل ایران لازما اینگونه نیست که طیف سنتی مساوی با ضد انقلاب باشند، حداکثر اینکه آنها نسبت به انقلاب بی‌تفاوت‌اند اما منکر ارزش‌های بسیار انقلاب مثل شهادت حمایت از مظلومان و... نیستند و خدمات بسیار انقلاب برای اسلام را انکار نمی‌کنند.

اینکه خیلی وقت‌ها هم بی‌تفاوتی پیشه می‌کنند به خاطر تفاوت نظام اندیشه آنها است،‌ مثلا در مسأله حکومت، آنها می‌گویند ما تا زمان غیبت وظیفه‌ای برای تشکیل حکومت دینی نداریم اما طیف انقلابی می‌گوید مساله من تشکیل حکومت عدل اسلامی است و فقط با این طریق است که می‌توانم به سوی ظهور حضرت حجت بروم.

هم طیف سنتی و هم ما به دنبال اجرای اسلام و ظهور حضرت حجت هستیم اما در چگونگی حرکت به سوی او اختلاف داریم.

..............................................

 

📌به نظر بنده شاید پیش از پیروزی انقلاب در زمان ورود به مبارزات با پهلوی طیف سنتی حوزه از مهم‌ترین موانع در مسیر انقلاب بود اما بعد از انقلاب چنین نیست بلکه این طیف به هر حال گوشه‌ای از بار انقلاب را که متناسب‌تر با الگوی خود می‌داند بر می‌دارد.

به طور مثال کسانی چون آیت‌الله وحید و آیت‌الله شبیری زنجانی (زید عزهما) که برخی آنان را نماینده جریان سنتی حوزه می‌دانند، سال‌هاست که فضلای مختلف انقلابی از فیوضات علمی آنها بهرمند و در دامانشان رشد کرده‌اند و از ابتدای انقلاب هم شخصیت‌های مختلف حوزوی مشابه آنها مقابل انقلاب قرار نگرفتند و بارهایی متناسب با نگاه خود از دوش انقلاب برداشتند.

 

📌اگر قرار است در حوزه نگران باشیم باید نگران جریان‌های قدرت‌طلب باشیم چه سکولار و چه انقلابی و چه سنتی کما اینکه قبل از این، خسارت‌ها از این موضع بود.

همیشه در حوزه بنای زعمای حوزه بر ترک مطرح کردن خود و زهد بوده است هرچند گفتنش برایم سخت است اما متاسفانه از کسانی که اصلا توقع آن را نداشتم دیدم که برای خود دستگاه و تشکیلاتی را انداخته‌اند که سخت است باور کنیم همه‌اش برای خدمت و خدا باشد...

.........................................................................

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

اولیاء الله

با یکی از علماء قدیمی در مورد روحیات چپ‌ها و مجاهدین خلق، صحبت می‌کردم، می‌گفت: «زمان قبل از انقلاب آن‌ها یک ویژگی مهم و مشترک داشتند که همین ویژگی‌ هم موجب شد بعد از انقلاب کم کم تغییر ایدئولوژی دادند و از اسلام دست‌کشیدند و جهت مبارزاتشان هم عوض شد.

آنها روحانیت را کلا قبول نداشتند و می‌گفتند از میان آخوندها ما فقط امام و آقای طالقانی را قبول داریم، در راه مبارزاتشان هیچ کاری با بقیه روحانیون نداشتند و خودشان را علامه می‌دانستند و در همه موضوعات نظریه پردازی، بعد هم بر اساس آن‌ عمل می‌کردند ولو جان یا آبروی کسانی در میان باشد.»

 

وقتی زندگی شهداء خصوصا شهدای برجسته را بررسی می‌کنیم، همه آنها دستشان در دستان یک عالم ربانی بوده است و نَفَسِ آن عالم در تربیتشان تأثیر جدی داشته است و برعکس وقتی  زندگی افراد یا جریان‌های مختلفی که در طول انقلاب راه خود را عوض کردند و از انقلاب جدا شدند را بررسی می‌کنیم تقریبا همه آنها، با هیچ عالم ربانی ارتباط نداشته‌اند.

 

در دعای ندبه می‌خوانیم:

🔹« أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ‏ الْأَوْلِیَاءُ»

🔸کجاست آن وجه اللهی که اولیاء به آن توجه می‌کنند. همه کس نمی‌توانند به او توجه کنند کسانی که اولیاء الله هستند به حضرت توجه می‌کنند و به واسطه آن‌هاست که ما نیز به حضرت حجت(عج) توجه می‌کنیم و متصل می‌شویم.

 

برای اتصال به جریان ولایت اللهی باید ظرفیت این اتصال وجود داشته باشد و هر کسی به واسطه‌ای که متناسب اوست به ولایت الهی متصل می‌شود.

کسی چون امیرالمؤمنین(ع) به واسطه ولایت حضرت رسول(ص) به ولایت الهی متصل می‌شود و کسانی چون اهل بیت(علیهم السلام) به واسطه ولایت امیرالمؤمنین(ع) و حضرت صدیقه (س) به ولایت پبامبر(ص) و خداوند متصل می‌شوند.

 

این مسأله نیاز به وجود واسط‌ برای تمسک و چنگ زدن به ریسمان ولایت اللهی بعد از اهل بیت(علیهم السلام) نیز ادامه دارد، چون ما ظرفیت اتصال مستقیم با حضرات معصومین(علیهم السلام) را نداریم، واسطه‌هایی که اولیاء اهل بیت(علیهم السلام) و اولیاء الله نامیده می‌شوند، وجود دارند که آنها واسطه فیض استفاده ما از معضومین هستند.

 

در روایتی از امام کاظم (علیه السّلام) که بالاترین مرتبه ورع میان جمع کثیری از شیعیان را به اولیاء خود اختصاص می‌دهد آمده است:

🔸من از پدرم بسیار می‌شنیدم که می‌فرمود: از "شیعیان ما" نیست کسى‏ که ورع او چنان مشهور نباشد که زنان پرده‏نشین که در اجتماع حضور ندارند نیز از ورع او سخن نگویند و از "اولیاء ما" نیست کسی که در شهرى که ده هزار نفر از خلق‌الله در آن هستند پارساتر از او میان آنها باشد.

🔹«لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ لَا تَتَحَدَّثُ الْمُخَدَّرَاتُ بِوَرَعِهِ فِی خُدُورِهِنَّ وَ لَیْسَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا مَنْ هُوَ فِی قَرْیَةٍ فِیهَا عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ فِیهِمْ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ أَوْرَعُ مِنْهُ.» [الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏۲؛ ص: ۷۹ ]

 

در حدیثی از امام صادق(ع) در مورد غیبت حضرت حجت(عج) آمده است: خداوند می‌داند که اولیاء‌الله در زمان غیبت در وجود حضرت شک نمی‌کنند و اگر می‌دانست شک می‌کنند چشم برهم زدنی حجت خود را از ایشان پنهان نمى‏داشت.

«وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ‏ لَا یَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا غَیَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ‏ إِلَّا عَلَى رَأْسِ شِرَارِ النَّاسِ‏.» [همان؛ ج‏۱؛ ص: ۳۳۳ ]

شناخت "اولیاء اهل بیت(علیهم السلام)" خود یک نعمت و مصداق اکرام الهی است؛

در زیارت عاشورا در مناجات با امام حسین(ع) می‌گوییم:

🔹«فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ- وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُم‏ وَ رَزَقَنِی الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة»

🔸یعنی خداوندی ما رابه واسطه شناخت شما حضرات و نیز شناخت اولیاء شما اکرام کرده است؛

در قسمت دیگری از زیارت عاشورا می‌گوییم:

🔹«أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمُوَالاتِکُمْ وَ مُوَالاةِ وَلِیِّکُم‏»

🔸به واسطه پیروی از شما و اولیاء شما به خداوند تقرب می‌جوییم.[۱]

در یکی از خطبه‌های‌ نقل شده از حضرت امیر(ع) ایشان سخن از اولیائی برای اهل بیت (علیهم السلام) می‌گویند که پیروانی دارند و حضرت از شوق دیدارشان آه می‌کشند:

🔸خداوندا من می‌دانم قطعا بساط علم برچیده نمی‌شود و چنین نیست که کفر و ضلالت همه زمین را فراگیرد.

و قطعا زمینت را از حجت خودت بر مخلوقاتت خالی نخواهی گذاشت، حجتی که یا ظاهر است و اطاعت نمی‌شود یا خائف و پنهان، تا حجت تو باطل نشود و چنین نباشد که مردم حجت نداشته باشند.

و اولیاء تو گمراه نشوند بعد از آنکه آنان را هدایت نمودی؛

🔹«وَ لَا یَضِلَّ أَوْلِیَاؤُکَ‏ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ»

🔸ولى آنها کجایند و چقدر؟ آنها تعدادشان اندک و از لحاظ ارزش نزد خداى- جل ذکره- بسیار بزرگند؛

🔹«أَیْنَ هُمْ وَ کَمْ أُولَئِکَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ قَدْراً»

🔸آنها پیرو پیشوایان دین، (امامان هدایت کننده) هستند، ائمه‌ای که به آدابشان پرورش یافته و به راه آنها رفته‏اند.

🔹«الْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ الدِّینِ- الْأَئِمَّةِ الْهَادِینَ الَّذِینَ یَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ یَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ»

🔸اینجاست که علم و دانش آنها را به حقیقت ایمان کشاند و جان‌هایشان پذیرای پیشوایان دانش گردد و آن احادیثى که بر دیگران مشکل آید براى ایشان دلنشین باشد و به آنچه تکذیب‏کنندگان، از آن وحشت دارند و متجاوزان سرباز میزنند انس و الفت دارند.

آنها پیرو اهل بیت(علماء) هستند، براى اطاعت خداى تبارک و تعالى و اولیائش با اهل دنیا معاشرت کنند و نسبت به دین و براى ترس از دشمن خویش تقیه را آئین خود سازند، روح‌هاى ایشان بمقام بالا مربوط است.

عالمان این اولیاء الله و پیروان آنها در زمان حاکمیت باطل امکان گفتن حق و احقاق آن را ندارند و منتظر ظهور دولت حق هستند و خدا هم با کلمات خود حق را ثابت خواهد نمود و باطل را از میان ببرد.

🔹«فَعُلَمَاؤُهُمْ وَ أَتْبَاعُهُمْ خُرْسٌ صُمْتٌ‏ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مُنْتَظِرُونَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ وَ سَ «یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَ‏ بِکَلِماتِهِ‏» وَ یَمْحَقُ الْبَاطِلَ»

 

🔸هاى هاى، خوشا بحال این "اولیاء‌الله" که در زمان صلح و آرامش بر دینشان شکیبائى ورزیدند،

🔹«هَا هَا طُوبَى لَهُمْ عَلَى صَبْرِهِمْ عَلَى دِینِهِمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ»

 

🔸وای از اشتیاق به دیدارشان در زمان ظهور دولتشان،

🔹«وَ یَا شَوْقَاهْ إِلَى رُؤْیَتِهِمْ فِی حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ»

 

🔸خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیکو کارشان را در بهشت برین جمع خواهد کرد.

🔹«وَ سَیَجْمَعُنَا اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ‏ وَ مَنْ صَلَحَ‏ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ*». [الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏۱؛ ص: ۳۳۵]

 

📌 رشته ولایت الهی از اهل بیت(علیهم السلام) به اولیاء ایشان که از علماء ربانی و اهل ورع هستند می‌رسد و در زمان غیبت به واسطه پیروی از این اولیاء الله است که ما به ولایت حضرت حجت(عج) می‌رسیم؛

همانطور که بارها از علمای متقی زمان خود چون حضرت امام، آیت‌الله بهجت، آیت‌الله بهاء الدینی، علامه طباطبایی و... شنیده و در مورد برخی از دیگر علمای معاصر خود نیز دیده‌ایم، مراتبی از ولایت تکوینی نیز به فضل خداوند به این اولیاء الله داده می‌شود.[۲]

......................

📝حاشیه:

[۱] برخی موالات را در چنین مواردی به صرف محبت ترجمه می‌کنند در حالی که موالات اگر نسبت به مقام بالاتر باشد به معنی محبت همراه با پیروی و اطاعت است و اگر نسبت به کسانی که در یک مقام هستند باشد به معنی محبت همراه با مسئولیت پذیری است.

[۲] استاد مطهری در کتاب انسان کامل در توضیح معنای قرب الهی این مطلب را توضیح می‌دهند.

.........................................................................

  • حمید رضا باقری