شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال
بایگانی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طاغوت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

🔻 نوع تعامل ما با دیگران چگونه باید باشد؟! یک جاهایی قرآن می‌گوید با برخی از کافران خوبی کنید با قسط با آن‌ها رفتار کنید، یک جاهایی می‌گوید با برخی از کافران با غلظت و شدید برخورد کنید، اصلاً چرا با آنان نمی‌جنگید؟! یک جاهایی می‌گوید از اطاعت آنها دوری کنید و... حالا تکلیف چیست؟! نسخه ما چیست؟! خوبی کنیم؟ بجنگیم؟ اطاعت نکنیم؟! ملاک چیست؟! گارد اولیه ما چه باشد؟! گارد جنگ یا صلح و دوستی؟ یا انقطاع؟! و...

🔻 نکته مهم که متأسفانه حتی در سطوح بالا مثل ریاست‌جمهوری نیز به آن دقت نمی‌شود، اینکه فکر می‌کنند باید همه را یک‌کاسه کرد و یا با همه از سر صلح و دوستی درآمد، یا از سر جنگ! اما در واقع موضوع هر کدام از احکامی که دین و قرآن برای ما مشخص می‌کند، متفاوت است؟

🔻 گارد اولیه و حاکم ما نسبت به همه طاغوت‌ها و هرآنچه غیر خداوند است، عدم اطاعت باید باشد، فرقی ندارد که روبروی ما مسلمان است یا کافر، هرکس جز از طریق ولایت الهی و جاری‌کننده قوانین الهی، بخواهد اعمال ولایت کند، ما موظفیم که از رفتن ذیل ولایت و قوانین او اجتناب کنیم. قرآن می‌گوید: این شعار همه انبیاء در همه سرزمین‌ها و زمان‌ها بود که: «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏» (نحل:۳۶) خداوند را اطاعت کنید و از طاغوت اجتناب کنید. اجتناب به معنای بروید بجنگید نیست، یعنی از او دوری کنید، منقطع باشید از او، مقابلش استقلال داشته باشید، از او اطاعت نکنید، به او تکیه نکنید، او را دوست خودتان نگیرید. وقتی بحث ولایت و سرسپردگی و اطاعت شود، غیر از خداوند همه طاغوت هستند و باید از آنها اجتناب کرد. حالا در این مسیر عدم اطاعت ممکن است گاهی لازم شود قدرت داشته باشیم و با اعمال قدرت و جنگ اجازه ندهیم، طاغوت‌ها اراده خود را بر ما تحمیل کنند و گاهی هم ممکن است قدرت نداشته باشیم و تقیه کنیم و به‌ظاهر و به‌ضرورت، به‌صورت محدود جاهایی از آنها اطاعت کنیم؛ اما این اطاعت‌کردن محدود، خلاف اصل است و موقت و به‌قدر ضرورت. قرآن به این عدم اطاعت و حفظ استقلال مقابل دیگران «جهاد کبیر» می‌گوید: «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً» (فرقان:۵۲).

🔻 حال که گارد و اصل اولیه روشن شد، ممکن است برخی از کفار باشند که بنایی ندارند که اراده خود را بر شما تحمیل کنند و بر سر دین شما نیز با شما جنگی ندارند و با استقلال و حاکمیت ارضی شما نیز کاری ندارند، نسبت به این دسته از کفار، قرآن می‌گوید: با آنان با خوبی وارد شوید، محبت کنید با قسط و برابری رفتار کنید: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ» (ممتحنه:۸) خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏اند، باز نمى‏دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد.

🔻 با این جنس کفار روابط سیاسی و تجاری و علمی و... داشته باشید؛ اما برخی از کفار و طاغوت‌ها هستند که دست‌بردار نیستند، با دین شما کار دارند، به حاکمیت ارضی و استقلال شما تجاوز می‌کند، می‌خواهند اراده خود را بر شما تحمیل کند، با آنها چه باید کرد؟ با آنها هم صلح و دوستی؟ با آنها هم در عین زورگویی و تحریم‌کردنشان، در عین کارداشتنشان با دین ما، در عین تجاوزگریشان، دست دوستی و برادری بدهیم؟! اینجا را قرآن می‌گوید:

«إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (ممتحنه:۹) فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى‏دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‏هایتان بیرون رانده و در بیرون‏راندنتان با یکدیگر هم‌پشتی کرده‏اند و هر کس آنان را به دوستى گیرد، آنان همان ستمگران‌اند.

📌 اینجاست که ما به آقای ظریف، پزشکیان، روحانی، خاتمی و امثالهم اشکال داریم، قرآن می‌گوید: مقابل رئوس و بزرگ این جنس کافران محکم بایستید و بجنگید، تا دست از این رفتار زورگویانه و تجاوزگری‌شان بردارند: و اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید، چرا که آنان را هیچ پیمانى نیست، باشد که [از پیمان‏شکنى‏] باز ایستند. (التوبه:۱۲) چرا با گروهى که سوگندهاى خود را شکستند و بر آن شدند که فرستاده [خدا] را بیرون کنند، و آنان بودند که نخستین‏بار [جنگ را] با شما آغاز کردند، نمى‏جنگید؟ آیا از آنان مى‏ترسید؟ با اینکه اگر مؤمنید خدا سزاوارتر است که از او بترسید. (التوبه:۱۳)

👈به شرح حال در ایتا بپیوندید.

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

جنگ همیشگی...

🔻 در سال دوم هجرت دو ماه قبل از جنگ بدر، پیامبر اکرم پسرعمه خود عبدالله بن جحش را همراه ۸ نفر به منطقه نخلة فرستاد تا اخبار قریش را برای ایشان بیاورند. آنان در این منطقه به کاروان قریش برخوردند و کاروانیان از دیدن آنها ترسیدند، اما آن روز، روز آخر ماه رجب و در قانون عرب جنگ در ماه‌های حرام، ممنوع بود. مسلمانان اگر این قانون را می‌شکستند و با اینها جنگ می‌کردند در جزیرةالعرب به‌عنوان یک سنت‌شکن شناخته می‌شدند و اگر هم صبر می‌کردند تا وارد شعبان شوند، کاروان قریش وارد محدوده مکه می‌شد و دیگر مسلمانان نمی‌توانستند با این کاروان کاری داشته باشند.

کاروانیان قریش دیدند، یکی از مسلمانان سرِ خود را تراشیده است و دیگر خیالشان راحت شد و گمان کردند اینها برای حج عمره به این‌سو آمده‌اند و دست از آمادگی برای جنگ برداشتند؛ اما مسلمانان با همه این وجود آنها را غافلگیر کردند و با پرتاب تیر، یک نفر از کاروانیان را کشتند و با هجوم خود دو نفرشان را اسیر کردند و بقیه گریختند.

 

🔻 کاروان تجاری غنیمت گرفته شده با اسیران به مدینه آمد. عبدالله خمس غنایم را برای پیامبر کنار گذاشت و بقیه را بین یاران خود تقسیم کرد. نقل است وقتی به مدینه رسیدند پیامبر به آنان فرمود: «من به شما فرمان نداده بودم که در ماه حرام بجنگید!» و از تصرف در غنایم و تحویل گرفتن اسیران نیز خودداری کرد. مسلمانان نیز شروع به سرزنش عبدالله و یارانش کردند و قریش نیز شروع به تبلیغ علیه مسلمانان که محمد و یارانشان ماه حرام را حلال شمرده‌اند!

 

🔻 در این فضا آیه ۲۱۷ سوره مبارکه بقره نازل شد: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ» از تو در باره جنگ در ماه حرام مى‏پرسند. «قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ» بگو: «جنگ در آن، گناهى بزرگ است» اما کافران از این نکته سوءاستفاده نکنند؛ چون کار آنها بدتر است. «وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» و باز داشتن از راه خدا و کفرورزیدن به او و [باز داشتن از] مسجدالحرام [حج‏]، و بیرون‌راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‏] بزرگ‌تر، و فتنه‌انگیزی از کشتار بزرگ‌تر است.

تا به این فراز رسید: «وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» آنان پیوسته با شما مى‏جنگند تا - اگر بتوانند - شما را از دینتان برگردانند؛ [آیه ادامه دارد.]

🔻 «زالَ و یَزالُ» فعل و به معنای تغییرکردن از حالتی یا مکانی است، حال اگر امری همیشه ثابت و بدون تغییر باشد، یک لای نفی بر سر «یزال» می‌آورند و می‌گویند: «لا یَزال چنین است»، یعنی پیوسته و همیشه چنین است.

گاهی این امر همیشگی اَمد [انتها] ندارد، مثلاً می‌گوید: «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ‏ مُخْتَلِفین‏» اگر خداوند می‌خواست اراده می‌کرد همه مردم بر یک دین و فرهنگ واحد باشند؛ ولی چنین اراده نکرده است و همیشه انسان‌ها بر دین و فرهنگ‌های مختلف هستند.

گاهی نیز یک سنت ثابت و همیشگی است تا غایت و انتهایش محقق شود و در آیه ۲۱۷ سوره بقره از این جنس است، خداوند می‌فرماید کافران همیشه و پیوسته با شما می‌جنگند؛ تا کی این جنگ ادامه دارد؟! تا وقتی که شما را از دینتان بازگردانند، اگر بتوانند!

این فراز «وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» می‌گوید تقابل شما با کفار تمامی ندارد تا وقتی که کامل از دینتان بازگردید، حالا بروید بر سر یک پرونده مذاکره کنید، هسته‌ای حل شود، موشکی هست، موشکی حل شود، حقوق اقلیت‌ها و آزادی بیان و حقوق بشر و تعارضاتش با امور مختلف دین شما است! خلاصه تا دست از دینتان برندارید، آنها دست از سر شما برنمی‌دارند.

...........

در مورد این یادداشت برخی مدعی بودند آیه ۲۱۷ سوره مبارکه بقره «یسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یزالُونَ یقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا...» که مورد استناد قرار گرفت اطلاق ندارد، نه اطلاق زمانی و نه مکانی و در واقع آیات مذکور ناظر به یک قضیه خارجیه بوده و محدود به کفار لجوج و عنود قریش بوده است! شواهدی آن عزیزان برای ادعایشان آوردند که ضمن بیان آنها کمی تقویتش نیز می‌کنم:

🔻 از جمله شواهد آن عزیزان برای اینکه آیه ناظر به یک قضیه خارجیه است، این بود که در آیه شریفه به مصادیقی چون: مانع‌شدن از زیارت‌خانه خدا و اخراج اهل آن از آنجا اشاره شده است. «صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ» این مصادیق نشان می‌دهد آیه در مقام بیان یک قاعده همیشگی نیست؛ بلکه یک قضیه خاص را بیان می‌کند. مثلاً در آیه 191 بقره خداوند می‌فرماید: «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یقاتِلُوکُمْ فیهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ» سیاق آیه و سایر آیات و سنت پیامبر اکرم گویا است که این آیه ناظر به همان فضای خاص بوده است، نه اینکه بعد از فتح مکه و اسلام آوردن جزیرة العرب همچنان مسلمانان هرجا کافران را دیدند بکشند. آیه ۲۱۷ بقره نیز به همین ترتیب همینطور است و ناظر به همان فضا و کافران قریش است. «لا یزالُونَ یقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» یعنی کفار قریش پیوسته با شما مى‏جنگند تا - اگر بتوانند - شما را از دینتان برگردانند؛ نه اینکه همه کفار همیشه با شما می‌جنگند و تا شما از دینتان دست برندارید دست از سر شما برنمی‌دارند.

🔻 اما در پاسخ عرض می‌کنم: ما نمی‌گوییم لایزال همه کفار با مسلمانان می‌جنگند تا مسلمانان دست از دینشان بردارند. بلکه آیات مختلفی نشان می‌دهد می‌توان به برخی از کفار دوستی کرد و جنگی با برخی از کفار وجود ندارد: «لا ینْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ‏ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطینَ» (الممتحنه:8)

اما لایزال برخی از کفار که اینها رئوس طاغوت و دشمنان هستند با مسلمانان می‌جنگند و تا وقتی مسلمانان دست از دین خود برندارند، آنها دست از سر مسلمانان بر نمی‌دارند. یک جنگ همیشگی بین این دو وجود دارد و این طواغیت تا وقتی که بتوانند «إِنِ اسْتَطاعُوا» دست از سر مسلمانان برنمی‌دارند؛ یا باید مسلمانان به قدرتی برسند که طاغوت‌ها دست از فتنه‌گری خود بردارند و دیگر نتوانند به آنها ظلم کنند، یا این طواغیت موفق شوند «یرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ» شما مسلمانان را از دینتان برگردانند.

در نتیجه فراز «لا یزالُونَ یقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» مردد در این است که بگوییم «لا یزال کفار قریش اگر بتوانند با حضرت رسول و اصحاب ایشان در جنگ خواهند بود تا وقتی که آنها دست از دینشان بردارند» یا بگوییم: «لا یزال همیشه طاغوت‌ها با مسلمانان در جنگ هستند تا وقتی که یا به واسطه قدرت مسلمانان، طاغوت‌ها نتواند مقابل مسلمانان کاری کنند یا اینکه مسلمانان دست از دین خود بردارند.»

🔻 عرض ما این است که درست است که ضمایر درون آیه به کفار قریش و اصحاب پیامبر بازمی‌گردد؛ اما آیه در مقام بیان یک سنت همیشگی است، نه یک قضیه خاص کفار قریش، در آیات قرآن که معجزه جاودان و کتاب هدایت برای همیشه انسان‌ها و همه نسل‌ها در همه مکان‌ها است، اصل بر این است که آیات در مقام بیان یک احکام کلی و همیشگی هستند، نه اینکه مربوط به قضیة فی واقعة باشند. یعنی کسی که ادعا می‌کند آیه مذکور و آیات مشابه منحصر به همان کفار و زمان و مکان است و ارتباطی با ما که مخاطبان قرآن هستیم ندارد، بایست قرینه محکمی بیاورد که در چنین تردیدهایی دست از این اصل کشیده شود. یعنی اصل موافق برداشت ما است نه برداشت آن عزیزان.

در آیه مذکور در ابتدای آیه شریفه حکم حرمت جنگ در ماه‌های حرام آمده است «یسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیر» که یک قضیه حقیقیه و برای همیشه است؛ در پایان آیه شریفه حکم ارتداد آمده است «وَ مَنْ یرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ» که باز یک حکم همیشگی است و اینها برخلاف مدعای آن عزیزان است که آیه اختصاص به یک قضیه خاص دارد.

 

🔻 فراز «لا یزالُونَ یقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» را اگر در کنار آیات دیگری ببینیم که یک سنت همیشگی در تقابل جریان حق و باطل را ذکر می‌کنند، آن آیات قرینه می‌شوند که اینجا نیز خداوند تبارک‌وتعالی در مقام بیان یک سنت همیشگی است. به طور مثال در آیه ۳۶ نحل آمده است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏» در همه امت‌ها رسولانی آمدند که شعارشان این بود «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏» یک تقابل همیشگی با طواغیت برای همه انبیاء بوده است و یک قضیه مختص نبی مکرم اسلام نبوده است. در آیه ۷۶ نساء آمده است: «الَّذینَ آمَنُوا یقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیطانِ إِنَّ کَیدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفاً» کسانی که اهل ایمان هستند در راه خدا می‌جنگند و کسانی اهل کفر هستند در راه طاغوت می‌جنگند، پس بجنگید با رئوس و بزرگان شیطان؛ این آیه یک نزاع همیشگی بین دو ولایت الله و ولایت طاغوت و دستور به جنگ با رئوس آنها را بیان می‌کند، تقابل و تنافی بین دو ولایت که همیشه هست و تعطیل بردار نیست.

آنچه عرض شد در مورد آیه: «وَ لَنْ‌ تَرْضىٰ‌ عَنْکَ‌ الْیهُودُ وَ لاَ النَّصٰارىٰ‌ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (بقره:۱۲۰) نیز برقرار است؛ یعنی در این تقابلی که جریان انبیاء با جریان طاغوت همیشه دارند و یهود بنا به آیاتی مشابه: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا» (مائده:۸۲) همیشه یک پای این دشمنی با جریان نبی خاتم یعنی اسلام هستند، همان سنت اشاره شده در آیه محل بحث جاری است و تقابل با آنها برقرار است و آنها دست از سر مسلمانان برنمی‌دارند تا وقتی که یا دیگر نتوانند یا مسلمانان دست از دینشان بردارند.

👈به شرح حال در ایتا بپیوندید.

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

یکی از بستگانم که فردی متواضع و مذهبی نیز است، در مجموعه‌ای مدیر بود، رفتار این بنده خدا با سرایه‌دار آن مجموعه برخلاف انتظار من خیلی سنگین و بعضا با کم‌محلی بود. به او گفتم چرا شما مثلا با سرایه‌دار دست نمی‌دهید و خیلی او را تحویل نمی‌گیرید؟ گفت: "اگر من با او خیلی صمیمی بشوم دیگر حرف من را درست گوش نمی‌دهد."

 

فرض کنید این سرایه‌دار چند سال بعد مرتبه‌ای بالاتر پیدا کند؟ به احتمال قوی او نیز رفتاری چنین با زیر دست خود خواهد داشت و یا مثلا فرض کنید این سرایه‌دار از این مجموعه بیرون برود و دوباره آن مدیر را ببیند، بسیار بعید است علاقه و صمیمیتی بین آنها وجود داشته باشد. وقتی نوع تعامل اینگونه باشد، بسیار بعید است آن سرایه‌دار خود را عضوی از آن مجموعه بداند و با دلسوزی در حفظ منافع مختلف مجموعه به اشکال مختلف بکوشد و در انجام کارها، تنها به مواردی که در ساختار مشخصا از او مطالبه می‌شود اکتفا خواهد کرد.

 

در واقع مدل "علو طلبی" بالادست‌ها و "استخفاف" پایین‌دست‌ها برای اثبات استعلای بالادست و فرمان‌برداری پایین دست‌، همان مدل تشکیلاتی و ساختاری فرعون است؛

 

ولو بسیاری از ما، مذهبی و حتی افرادی متواضع باشیم اما ندانسته گاهی در نوع مدیریت خود به روش طاغوتی و فرعونی تمسک می‌نماییم، به تعبیر قرآن در مورد فرعون «فَاسْتَخَفَ قَوْمَهُ فَأَطاعُوه» (۵۴ زخرف) فرعون قوم خود را تحقیر می‌کرد و آنها نیز از او اطاعت می‌کردند.

 

وقتی به ساختارهای نظامی بجامانده یا الگو گرفته از زمان طاغوت توجه می‌کنیم عینا اجرای همین الگو به اشکال مختلف را می‌بینیم و نتیجه آن عقده‌ای شدن بسیاری از جوانان بعد از خدمت سربازی است. حتی گاهی این الگوها در مجموعه‌های مذهبی مثل بسیج و یا نهادهای انقلابی و حتی طلبگی نیز اجرا می‌شود و بهتر بگویم با چشم بستن بر هر اسمی، هرجا الگوی استخفاف زیردست ولو به اشکال ضعیف را دیدیم باید گفت آن مجموعه به همان نسبت دارای الگوی طاغوتی و فرعونی است؛

 

📌 مؤمن اگرچه علو دارد کما اینکه قرآن می‌گوید: «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین»( ۱۳۹ آل عمران) شما بلندمرتبه‌ترین هستید اگر با ایمان باشید؛ اما هیچگاه علو طلب نیست کما اینکه قرآن می‌گوید: « تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَسادا» ( ۸۳ قصص) این دار آخرت است، آن را اختصاص می‌دهیم به آنها که نه علوی در زمین و نه فسادی را طلب نمی‌کنند.

............................

📝مطلب مرتبط:👇

🔹خود حقیر انگاری...

.................................................................................

دنبال کردن شرح حال در ایتا

دنبال کردن شرح حال در سروش

دنبال کردن شرح حال در تلگرام


  • حمید رضا باقری