🔻 امام در ایامی که در نجف هستند بدون هیچ محافظی راحت به حرم میرفتند و آنجا وسط مردم زیارت میکردند با مردم دست میدادند و گاهی مردم ایشان را بغل میکردند و میبوسیدند، در خیابانهای نجف تنها قدم میزدند و هیچ وقت هم اجازه نمیدادند کسی از طلبهها و اطرافیان دنبال ایشان راه بیافتند.
🔻 همین ماجرا در پاریس هم تکرار میشود اولین صبحی که امام برای قدم زدن در خیابانهای نوفل لوشاتو تنها راه میافتند، پلیس فرانسه به یکباره امام را یکه و تنها در آن هوای نسبتا تاریک میبینند که مشغول قدم زدن هستند، پلیس به اطرافیان امام تذکر میدهد که این کارها از نظر امنیتی درست نیست و ایشان نباید اینطور برای قدم زدن بیرون از محل استقرارشان بیایند اما امام قبول نمیکنند و به برنامه قدم زدن خود ادامه میدهند، جالبتر هم اینکه در پاریس امام اجازه نمیدادند کسانی که به ملاقات ایشان میآیند را تفتیش بدنی کنند و این در حالی بود پلیس فرانسه اطلاعاتی مبنی بر برنامه ترور امام به اطرافیان امام داده بود.
🔻 بعد از بازگشت امام به کشور هم ایشان حاضر نمیشوند عقب بلیزر معروف بنشینند و در وسط آن جمعیت فراوان در جلو آن خودرو نسبتا ناایمن مینشینند بعد هم باوجود مخالفتهای زیاد با رفتن امام به بهشت زهرا، امام قبول نمیکنند و به بهشت زهرا میروند، کافی بود نیروهای امنیتی رژیم تصمیم به ترور امام بگیرد و یا اصلا یکی از شاه دوستان، خارج از برنامه امام را ترور کند. اما امام میروند و هیچ اتفاقی نمیافتد.
🔻 باز بعد از اقامت امام در تهران و در جریان بازدیدهای عمومی بدون تفتیش در مدرسه علوی و رفاه و بعد از بازگشتشان به قم و ملاقاتهای عمومی و نشستن امام روی پشت بام که در تیر رس همه خانههای مجاور است و به ملاقات علما رفتن ایشان با دو سه نفر همراه و...
امام در هیچ کدام حداقلهای حفاظتی که یک امام جمعه معمولی هم رعایت میکند را رعایت نمیکنند.
⁉️ اما چرا امام اینگونه رفتار میکنند؟ و چرا از یک مقطع به بعد، بعد از بازگشت مجدد از قم به تهران رعایت اندکی از جوانب حفاظتی را میپذیرند؟
✅ به نظر حقیر میرسد لاقل امام در مقطع پاریس و ابتدای انقلاب در عین اینکه یک اعتماد غیبی دارند که مشکلی برای ایشان پیش نمیآید این نوع از رفتار بیپروایانه را لازم میدانند. این رفتار به دیگران یک بیپروایی و شجاعت مضاعف میدهد تا بتوانند راحتتر با خطرات مواجه شوند و بر آنها غلبه کنند.
✅ بنده خدایی میگفت ما دیگر خمسمان را به آقای خامنهای نمیدهیم، منتظر بود بگویم: نه، چرا؟ اما گفتم: شما خمست را بده، به هرکس دوست داشتی بده. گفت: به نظرم آقای سیستانی خوب است. گفتم: بله آقای سیستانی خیلی خوب هستند ولی من نسبت به آقای خامنهای هم ذرهای شک در دلم نیست.
✅ آقای سیستانی خیلی خوب و متقی و عالم هستند ولی مشرب ایشان با آقای خامنهای متفاوت است، آقای خامنهای وسط اجراء و مدیریت یک کشور است و طبیعتا اتهامها و شکها و تخریبها هم به سمت ایشان میآید. خروجی مدل آقای سیستانی همین عراقی است که میبینید، البته شاید اقتضای ترکیب جمعیتی و شرایط عراق همان عملکرد آقای سیستانی باشد ولی به هرحال ما با دو فقیه عالم و عادل مواجه هستیم با دو مشرب مختلف.
✅ آیتالله سیستانی از مبرزترین شاگردان آیتالله خوئی هستند و همان سیره استاد خود را هم ادامه میدهند و اتفاقا در دوره حضور امام در نجف هم این اختلاف منش بین امام و آیتالله خوئی در پیشآمدهای مختلف خود را نشان میداد.
در سال ۱۳۵۰ دولت عراق به ریاست حسن البکر از حزب بعث در جریان اختلافات خود با ایران تصمیم میگیرد ایرانیان مقیم عراق را با وضع بسیار بدی اخراج کند، امام بعد از اعلام اخراج ایرانیان از این کشور گذرنامه خود را برای تایید خروج برای مسئولان عراقی میفرستند و تهدید میکنند که هم من و همه بقیه علما از عراق هجرت میکنیم و لکه ننگ تعطیل کردن حوزه علمیه نجف و کربلا را تا ابد بر پیشانی حزب بعث میگذاریم. اما در همان زمان علمای نجف با امام همراهی نکردند و برخی مانند آیتالله خوئی که بزرگ علمای نجف بودند صرفا با دادن لیستهای چند نفره از حزب بعث خواستند که برخی افراد را از حکم خود استثناء کنند.
✅ در آن ماجرا علماء عراق با امام همراهی نمیکنند و رژیم بعث نیز اجازه باقی ماندن را به علمای نجف داد و اجازه خارج شدن را به امام نداد. امام در عراق همراهی علماء و طلاب را نداشت و نتوانست در آن فضا اقدام خاصی بکند اما در ایران شرایط فرق میکند و امام علما و طلاب همراه نسبتا زیادی دارد و الگوی امام در ایران جواب میدهد. الگوی امام متهم شدن و دردسر زیاد دارد، اما دیگر الگوها چنین نیست و طبیعی است که مشق نانوشته غلط نداشته باشد.
.............
پینوشت: در این متن نمیخواهم مدل رفتاری آیتالله سیستانی را عینا با آیتالله خوئی تطبیق دهم چرا که مرحوم خوئی در بازههایی مثل انتفاضه عراق و مواردی دیگر منشی متفاوت از گذشته خود داشتند و شاید آیتالله سیستانی نیز به فراخور زمان در آینده منشی متفاوت پیش بگیرند کما اینکه در تشکیل حشد الشعبی به فتوای ایشان برای جهاد دفاعی اتکاء شد.
........
مطالب مرتبط:
🔺واکنش حضرت آیت الله خویی به دعای بعد از نماز اول انقلاب
آیت الله سید عبدالهادی شاهرودی :
در مجلسی که جمع کوچکی از فضلای معتمد نزد آیتالله #خویی حضور داشتهاند، یک نفر از حاضرین نقل میکند که چندی است در ایران مسأله جدیدی رسم شده است. ایشان میپرسند: چه رسم شده است؟
آن طلبه میگوید: رسم انداختهاند که بعد از نمازها بگویند: خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار، از عمر ما بکاه و به عمر او بیفزا!
🔸آیتالله خویی میگوید: خوب چه اشکالی دارد؟ یکی از حاضرین میگوید (احتمالاً) نوعی بدعت بعد از نماز در تعقیبات نماز ایجاد شده…
ایشان در جواب میگوید: دعاست و بدعت نیست…. یک نفر از حاضرین میگوید: بنابراین شما این امر را صحیح میدانید؟ 🔸آیتالله خویی میفرمایند: بلکه واجب میدانم.
📚تداوم اندیشه؛ خاطرات و مبارزات آیتالله سیدعبدالهادی حسینی شاهرودی،تهران، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۷۱-۱۷۲.
...
💥مواضع سیاسی حضرت آیت الله خویی (ره)درباره انقلاب اسلامی ایران
✍️آیت الله #نصرالله_شاه_آبادی ره:
🔹بر خلاف آنچه که بر علیه آیةالله #خویی تبلیغات شده است و افرادی سعی کردهاند ایشان را مخالف انقلاب و مرحوم امام معرفی نمایند، ایشان در تمامی مراحل نهضت از افرادی بودند که همگام با مرحوم امام از نهضت اسلامی دفاع کردند و اطلاعیههای بسیار تندی بر علیه دستگاه دادند و چه بسا در بعضی از موارد انقلابی تر از مرحوم امام عمل میکردند.
🔸مواضع آیةالله خویی در آن زمان (سال ۱۳۴۲ش) چنین بود. اما بعد که حکومت بعث و صدام سر کار آمد، اوضاع تفاوت کرد. خفقان و اختناق بر عراق حاکم شد به گونهای که اگر کسی حرفی میزد، کشته میشد...
🔻در این فضای اختناق بعضی آقایان انتظار داشتند که آیةالله خویی همان مواضع تند و انقلابی سابق را داشته باشند. این توقعات (در محیط عراق) بسیار بیجا بود. اگر کسی کوچکترین کاری انجام میداد، باید از زندگی خود میگذشت. لذا بعضی از آقایان درباره آقای خویی واقعاً بی انصافی کردند و البته بعد هم متوجه بی انصافیهایشان شدند.
🔹بعد از پیروزی انقلاب هم، آقای خویی در چند مورد نشان دادند که حامی انقلاب اسلامی ایران هستند. درباره همه پرسی نظام جمهوری اسلامی، آیةالله خویی اطلاعیهای صادر کردند و مردم را به انتخاب جمهوری اسلامی تشویق نمودند.
🔸در ایام جنگ مرحوم آسید علی لواسانی از آیةالله خوئی درباره مصرف سهم امام (علیه السلام) برای رزمندگان و آوارگان جنگِ ایران و عراق سؤال کرده بود و آقای خوئی هم اجازۀ نصف یا ثلث داده بودند. من خدمت مرحوم امام رفتم تا در رابطه با همین مسأله (مصرف کردن سهم امام برای رزمندگان در جنگ) از ایشان اجازه بگیرم. ایشان فرمودند: «از صدقات و خیرات استفاده کنید». من به ایشان عرض کردم: «آیةالله خوئی (که بعضی ایشان را ضد انقلاب میدانند) اجازۀ کتبی دادهاند که نصف یا ثلث را خرج کنند.» امام خیلی تعجب کردند و بعد از این به بنده اجازه دادند.
🔸مرحوم #امام هم در وفات آقازاده آیةالله خویی (مرحوم آقا سید جمال خویی) پیام تسلیت نوشتند که کاشف از این بود که تمام این حرفهایی که در مورد آقای خویی زده شده اشتباه بوده است. از این رو من در طول این سالها (قبل و بعد از انقلاب) هرگاه اسم مرحوم امام را میبرم، اسم آقای خویی را هم دنبالش ذکر میکنم.
📚حدیث نصر ص ۳۹۶ ، ۴۰۵
...
تصویر اعلامیه آیتالله خوئی برای رای دادن به جمهوری اسلامی
یک پرونده در مورد عملکرد آیتالله خوئی نزدیک به پیروزی انقلاب دریافت
یک سند از جلد ششم کتاب امام خمینی در آینه اسناد ساواک که گویای تفاوت تشخیص مصداقی امام و آیتالله خوئی است.
دریافت حجم: 5.56 مگابایت توضیحات: «التغلغل الیهودی فی ایران» کتاب آیتالله خوئی در مورد فعالیت یهود در ایران
✅ در حوادث انقلاب هر وقت شرایطی پیش میآمد که عادتا انسان عادی کمی محتاطتر رفتار میکند، امام با شجاعت تمام پیشروی بیشتری میکردند و اینطور بود که کار انقلاب پیش رفت و آن بحرانهای سخت، یکی یکی پشتسر گذاشته شد.
✅حاج احمد آقا ماجرایی از همین باب در مورد زمان نخست وزیری بختیار که امام در نوفل لوشاتو حضور دارند، نقل میکنند:
👈 «از طرف کاخ الیزه پاریس کسی پیش امام آمد و مردی را هم با خودش آورده بود که این مرد نمایندهٔ مستقیم کارتر است و پیامی دارد و آن اینکه: «بختیار از ماست، بختیار را ما گذاشتهایم و باید از او پیروی کنی و الاّ نابودتان میکنیم.» البته نابودتان میکنیم را با کنایه گفت و به قدری تند و تیز حرف زد که نمایندهٔ ژیسکاردستن پشت سر هم معذرت میخواست و میگفت به ما مربوط نیست، حضرت آیت الله مهمان ما هستند. نمایندهٔ کارتر دوباره تکرار کرد که شوخی نیست. ما بختیار را آوردهایم و اگر با او مخالفت کنید با جان خودتان بازی کردهاید.
امام پس از شنیدن این حرفها کمی مکث کردند و گفتند: به کارتر بگویید از خمینی راجع به آمریکاییها که در ایران هستند خیلی سؤال شده که باید با آنها چه کرد؟ ولی من هنوز دستوری ندادهام. امید است کار به آنجا نکشد که فتوای خودم را راجع به آنها صادر کنم و امام برخاستند و رفتند و نمایندگان کارتر و ژیسکاردستن که به خیال خودشان حالا خیلی باید با امام حرف بزنند، گیج شده بودند.»
.............
منبع: رجائی، غلامعلی، برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)، ج ۴، ص ۲۰۸ حجةالاسلام والمسلمین سید احمد خمینی – روزنامه اطلاعات – 24 / 7 / 58.
🔻 امروز در پنجشنبه بازار مشغول خرید بودم که یک طلبه نسبتا جوان و البته با هیبت و راه رفتن خاصی دیدم که با توجه به تجربهام در شناخت این نوع هیبتها و رفتارهایشان از بودن او در آن فضا تعجب کردم!
دقت که کردم دیدم یک طلبه جوان و غیر ملبس دنبال او میرود و دقتدارد جلوتر از او قدم بر ندارد و هر دو دستش پر از خرید است، کمی نگاه کردم و ظاهری که احساس کردم این بود که خریدهای آن عالیجناب را حمل میکند، احتیاطا حکم قطعی نمیکنم ولی بر اساس تجربه و ظن قوی برای آن طلبه جوان ناراحت شدم که چرا در تور این تیپ فرعونهای روحانی! افتاده است و متوجه نیست.
چندین مورد با همین تیپ و رفتار را در گذشته دیدهام که عجیب علاقه دارند چند نوچه برای خود داشته باشند و پشت سرشان راه بیاییند و نوکریشان را بکنند و اینها آقایی و نصیحت!
این ویژگی همه پیامبران الهی بوده است که دعوت به اطاعت از خود نمیکردند و بندگان را به بردگی نمیگرفتند بلکه هرچه میگفتند دعوت به بندگی خداوند بوده است.
🔻 از ویژگیهای بارز امام خمینی و دیگر اولیاء خدا این است که اگرچه جاهایی که لازم بوده است، اقتدار و هیبت نشان میدادند اما اصل وجودشان ساده و بیتکبر و متواضع بوده است.
🔻 خانم دباغ که در نوفل لوشاتو در منزل امام کمک کار بودهاند چندین خاطره دارد که امام اگر به آشپزخانه میآمد و ظرفی مانده بود و ما نبودیم ظرفها را میشستند و میرفتند و یا میگویند بارها خودشان به آشپزخانه میآمدند و چایی میریختند و برای بقیه هم میبردند.
🔻 حجتالاسلام و المسلمین برهانی نقل میکنند:
«یک روز آقای قرائتی به من میگفت در نوفل لوشاتو، خدمت امام بودیم اولصبح که برای تجدید وضو بلند شدیم آنجا دو سه تا دستشویی بود. به یکی از آنها کهوارد شدم دیدم خیلی کثیف است، رغبت نکردم و صبر کردم که به دستشویی دومی بروم،در این فاصله متوجه شدم آقایی که عرقچین به سر داشت از کنارم رد شد و به هماندستشویی وارد شد که من نرفته بودم. بعد متوجه شدم خود امام بود که در توالت را بازکرده و آستین قبا و دامن آن را بالا زده بود و آنجا را با شیلنگ تمیز میکرد و میشست.»
📖 منبع: رجائی، غلامعلی، برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)، ج ۳، ص ۲۴۷.
🔻 در کتاب رجال کشی روایتی نقل میشود از فرزند «ابی بکر حضرمی» از اصحاب خاص امام صادق(ع)، او میگوید پدرم به همراه عمویم علقمه بر زید بن علی وارد میشوند. زید بن علی به آنها میگوید:
👈«لَیْسَ الْإِمَامُ مِنَّا مَنْ أَرْخَى عَلَیْهِ سِتْرَهُ إِنَّمَا الْإِمَامُ مَنْ شَهَرَ سَیْفَهُ» امام از اهل بیت کسی نیست که در راحتی در خانه بنشیند امام فقط کسی است که قیام به شمشیر کند. ابوبکر حضرمی از او سوال میکند:
👈«أَخْبِرْنِی عَنْ- عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع أَ کَانَ إِمَاماً وَ هُوَ مُرْخٍ عَلَیْهِ سِتْرَهُ أَوْ لَمْ یَکُنْ إِمَاماً حَتَّى خَرَجَ وَ شَهَرَ سَیْفَهُ» به من بگو ببینم علی بن ابی طالب (ع) امام بود یا کسی بود که در راحتی، خانه نشین شده باشد؟ یا امام نبود تا وقتی که قیام به شمشیر کرد! آنگاه امام شد؟
زید که مرد زیرکی بود ساکت شد و جواب نداد. ابوبکر حضرمی سه بار سوال خود را تکرار میکند و هر سه بار زید هیچ جوابی نداشت. بعد ابوبکر حضرمی میگوید اگر علی بن ابیطالب امام بود پس جایز است که امامی بعد از او باشد که در خانه نشسته و قیام نکند.
🔻 برخی رکن اندیشه امام خمینی (ره) را در قیام علیه طاغوت و تشکیل حکومت معرفی میکنند و وجه تمایز امام از علمای پیشین خود را در قیام و مبارزه ایشان میدانند و انگار که امام فکر جدیدی متفاوت از علمای پیشین خود را به صحنه آوردهاند اما در واقع رکن اندیشه ایشان اطاعت از «فقیه جامع» و مراجعه به او در پیشامدهای زمانه در زمان غیبت است و این مطلب که رکن اندیشه ایشان است مورد قبول همه فقها است.
🔻 امام خمینی(ره) در زمانه مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و آیتالله بروجردی که مشی عملی آنها مبنی بر تقیه مقابل پهلوی بود تمام و کمال با زعیم زمان همراهی میکنند و اگرچه حتی در زمان آیتالله بروجردی شرایط زمانه را مناسب برای قیام میدانند اما چون زعیم زمان تشخیص دیگری دارد، دست به اقدامی نمیزنند و به دیگران میفرمایند: «امروز آیتالله بروجردی عَلَم است و ما باید زیر علم جمع شویم، ایشان هرچه بفرمایند ما باید اطاعت کنیم.»
🔻 در واقع تشخیص لزوم تشکیل حکومت، یک امر صغروی بود که بر اساس فضا و شرایط زمان، امام این لزوم را تشخیص دادند و برای آن اقدام کردند. ایشان در مورد شیخ عبدالکریم حائری نیز میفرمودند: «اگر مرحوم حائری [امروز] حضور داشتند از فرصت پیش آمده استفاده میکردند و به تأسیس نظام اسلامی دست میزدند.»
.............
متاسفانه برخی از این متن برداشتی خلاف آنچه مقصود بنده بوده است کردهاند و میفرمایند رکن اندیشه امام قیام لله است.
بله این حرف درست است اما از مرحله اندیشه تا تعین خارجی گامهایی وجود دارد، قیام لله در چه الگویی تعین پیدا میکند قیام بالسیف حتما باید باشد؟
عرض حقیر در این متن این است که تعین قیام لله در اطاعت از ولی است.
ما باید قیام لله کنیم تا آنچه اراده ولی خدا است را محقق کنیم خودمان که نسخه نداریم!
اطاعت از ولی در زمان حضور معصوم به اطاعت از معصوم است و در زمام غیبت به حکم نقل و عقل به اطاعت از فقیه جامع الشرائط است.
زیدیه تصورشان این بود که فقط باید ولی خدا قائم بالسیف باشد تا اطاعت از او واجب باشد و این مسیر انحرافی مقابل اهل بیت بود، در زمان غیبت نیز این مسیر انحرافی وجود دارد و برخی تصور میکنند چون امام قیام و مبارزه کرد ممتاز از بقیه بود و رکن اندیشه ایشان در مرحله تحقق و اجرا به قیام و مبارزه است در حالی که لب حرف ایشان بازگشت به مسیری است که به حکم نقل اهل بیت برای زمان غیب مشخص کردهاند و عقل نیز ان را تائید و درک میکند و آن اطاعت از فقیه جامع الشرائط است خواه قائم بالسیف باشد خواه ساکت. او است که نسخه صحیح زمانه را تشخیص میدهد و مؤید من عند الله است.
✅ ماجرای هجرت امام به پاریس مقدمه بسیار جالبی دارد، شرایط بر امام در نجف بسیار سخت میشود و منزل ایشان را محاصره و ارتباطات ایشان را قطع میکنند تا اینکه ایشان تصمیم میگیرند به کویت بروند.
✅ از کویت آقای مهری برای ایشان دعوت نامهای با نام روحالله مصطفوی ارسال میکند و امام راهی کویت میشوند اما در مرز کویت وقتی میفهمند شخصی که برای او دعوت نامه گرفته شده است، امام است از ورود ایشان جلوگیری میکنند.
✅ مهر خروج ایشان از عراق خورده و اجازه ورود ایشان به کویت را هم نمیدهند! همینطور بدون اینکه راه چارهای داشته باشند به شکل بازداشت در گمرک عراق منتظر میمانند.
به ایشان میگویند اگر بخواهید از اینجا خارج شوید با توجه به اینکه در عراق هم دیگر نمیتوانید بمانید، باید مشخص کنید که کجا میخواهید بروید؟ امام میگویند نمیدانم.
✅ آن روز امام ناهار هم نخوردهاند و در مرز هم گیر کردهاند و گرسنه و خسته در وضعیتی نامعلوم ماندهاند تا نزدیک غروب میشود.
✅ حجتالاسلام فردوسیپور فردوسیپور نقل میکند:
بالاخره مغرب شد و هوا تاریک شد ما ناراحت شدیم و گفتیم پس یک جایی را بدهید که نماز بخوانیم. اطلاع دادند یک ساختمانی هست. آنجا را برای نماز خواندن آماده کردند. بعداً معلوم شد اتاق مامورین امن العام است.رفتیم آنجا با امام نماز جماعت خواندیم. دو تا نیمکت چوبی در آنجا بود؛ لحظهای امام روی یک نیمکت دراز کشیدند و عبایشان را روی صورتشان کشیدند که بخوابند، یک نیمکت هم حاج احمد آقا نشسته بود، ماها هم در اطاق بودیم.
در آن حالی که ما فکر می کردیم امام خسته شده و خوابیده است یک مرتبه دیدیم عبایشان را از صورتشان برداشتند و فرمودند: احمد بیا اینجا! احمد آقا نزدیک امام رفت و روی همان نیمکت نشست. امام فرمود احمد ما اگر الآن نجف بودیم این را نداشتیم. ـ اشاره کردند به کانال کولری که باد می زد ـ چرا شما ناراحت هستید.😁
✅ در قضایای درگذشت مرحوم شریعتی، مرحوم تختی، مرحوم آقای مصطفی خمینی و مرحوم کافی، اکثر مردم، رژیم پهلوی را عامل قتل این بزرگواران معرفی کردند و مراسمهای درگذشت این بزرگواران به موجهای اعتراض علیه رژیم تبدیل شد.
✅ در همه این موارد به ویژه دو مورد آخر که شواهد دست داشتن رژیم در درگذشت آنها بسیار زیاد بود، اما با این وجود امام در هیچ کدام از موارد اصلا ادعای شهادت آنها و دست داشتن رژیم در قتل آنها را مطرح هم نکردند.
✅ با اینکه پذیرش عمومی برای آن صددرصد وجود داشت اما امام بر این موج بر پایه ظنیات سوار نشدند.
✅ مؤمن در پیشامدهای مبهم و شبههدار روزگار به محکمات رجوع میکند. نه اینکه امور ظنی را ملاک اقدام و قضاوت خود قرار دهد.
اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه میکنند؛ آنان فقط از گمان و ظن [که پایه علمی و منطقی ندارد] پیروی میکنند، و حدسیات تکیه میکنند.
.....
📄 پینوشت: ممکن است به عنوان نقض در مورد ادعای بالا برخی ماجرای سینما رکس آبادان را بگویند که امام متهم آن ماجرا را عوامل امنیتی رژیم معرفی کردند.
اما در آن قضیه عمدی بودن آن قضیه که قریب به چهارصد نفر سوختند و عوامل شهربانی مانع از کمک رسانی ملت به آنها شدند، قطعی بود. تنها عامل قتل معلوم نبود.
رژیم مدعی بود این نیروهای انقلابی که با سینما مخالف بودهاند، عامل قتل بودهاند و امام در پاسخ آنها فرمودند:
«من تا کنون اطلاع کافى ندارم؛ لکن آنچه مسلّم است این عمل غیر انسانى و مخالف با قوانین اسلامى از مخالفین شاه که خود را براى حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداختهاند و با فداکارى از هم میهنان خود دفاع مىکنند- به هر مسلکى باشند- نخواهد بود و قراین نیز شهادت مىدهد که دست جنایتکار دستگاه ظلم در کار باشد که نهضت انسانى- اسلامى ملت را در دنیا بد منعکس کند. آتش را به طور کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهاى آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست.»
✅ بعد از چاپ کتاب آقا روحالله افراد مختلف و در جاهای مختلف از بنده پرسیدند: چرا امام را به عنوان شخصیت اصلی خود انتخاب کردید؟
✅ مجموعی از دلایل وجود دارد که امام خمینی را متمایز از دیگران میکند:
🔻امام موثرترین فرد در تحول مثبت جامعه ایران در تاریخ معاصر است؛ امام به ما ثابت کرد میتوانیم و ما را از حضیض ذلت به اوج عزت رساند از ایران و مردمی که در معادلات دنیا هیچ حساب میشدند و هرکس هر روز تکهای از سرزمینشان را غارت و جدا میکرد، به ایران و مردمی تبدیل کرد که معادلات منطقه بدون حضور آنها حل نمیشود و ابرقدرتهای دنیا در موارد مختلف در مقابل آنها مجبور به عقب نشینی شدهاند.
🔻امام جامعترین فرد در زمانه خود است، کسی که در علوم مختلف فلسفه، عرفان، فقه و کلام که ابعاد مختلف جهان هستی، انسان و دین را فهم میکند، سرآمد علمای زمان خود است و جامعیت خود راهی برای کاملتر و عمیقتر شدن در فهم تک تک بعدها یک امر ذو ابعاد همچون دین است.
🔻امام علم خود را در سینه و کتابها مسطور نگذاشت بلکه به صحنه عینی و عمل آورد؛ ایشان صرفا به دنبال فهم و یا تبیین دین نبود بلکه دغدغه اصلی او تحقق و عمل به دین بود و عمل به علم خود راهی به کمال علم نیز هست، ایشان مجموعی از سنن الهی و آموختههای خود از دین را بدون اینکه زیاد از آنها بگوید در عمل بکار گرفت و موفق شد؛
🔻امام به همه ابعاد دین چه ابعاد فردی و عبادی و چه ابعاد اجتماعی و سیاسی توجه داشت و برای عملی شدن همه دین و نه صرفا جزئی از دین تلاش میکرد؛ امام به ما درس کاربست توحید و ایمان در همه ابعاد زندگی داد، درس سیاست و حتی جنگ همراه با اخلاق و معنویت داد، درس ساده زیستن و مردمی بودن رئیس جامعه، درس کار کردن برای خدا و نه مردم و محبوب مردم شدن، داد؛
🔻 امام جایگاه زعامت و رهبری جامعه را در اختیار داشت و خود این جایگاه بابی از نصرت و هدایت خاص الهی را بر اولیاء الهی میگشاید.
📌و خلاصه ما به فهم دقیق از شخصیت، عملکرد، توصیهها و نسخههای امام و الگوبرداری از شخصیت ایشان و عمل به توصیهها و نسخههای کامل و برآمده از شناخت عمیق و دقیق ایشان از دین، برای رسیدن به پیشرفت و عزت و تحقق اسلام ناب نیازمندیم.
⁉️ یکی از سوالات پر تکراری که بعد از انتشار کتاب «آقا روحالله» از بنده میپرسیدند، چیستی تمایزهای کتاب «آقا روحالله» نسبت به دیگر آثار مرتبط با حضرت امام است؟!
⁉️ مزیتهایی که به واسطه آنها ما کتاب «آقا روحالله» را بر دیگر کتابها ترجیح دهیم، چیست؟ چرا به این کتاب نیاز داریم؟
✅ اگرچه عمده کتابهای تألیف شده در مورد حضرت امام، کتابهای خوب و قابل استفادهای هستند اما حتما ما یک نیاز و نقص را احساس کردیم، بایستههایی در آثاری که تا کنون کار شده بود وجود نداشت و این، ما را برآن داشت که چندین سال تحقیق و پژوهش جدید را آغاز کنیم تا به محصول مطلوب خود دست یابیم.
✅ تمایزات کتاب «آقاروحالله» با آثار موجود به شرح زیر است:
1⃣ جامعیت: بسیاری از کتابهایی که تا کنون در مورد حضرت امام کار شده است صرفا به یک بعد فقهی، سیاسی، اخلاقی، عرفانی، عبادی یا خانوادگی و... ایشان پرداخته بودند اما ما پرداخت تک بعدی را برای استفاده عموم یک آسیب میدیدیم که به واسطه آن خواننده امام را صرفا یک عارف یا فقیه یا سیاستمدار میدید و نه یک عارف فقیه سیاستمدار متعبد خانواده دوست و... ما در این کتاب و مجلدات بعد آن سعی کردیم همه ابعاد امام را باهم و در کنار هم انعکاس دهیم.
2⃣ ذکر بستر تاریخی: دومین ویژگی این کتاب و مجلدات بعد آن، دیدن ظرف صدور هر قول یا فعل امام است، آنچه از امام خمینی صادر شده است در یک بستر تاریخی و شرایط محیطی بوده است که حکم قرینه معینه برای فهم فعل و قول امام را دارد، متاسفانه بسیاری از آثار مربوط به امام خالی از توضیح این بستر بودند اما در این اثر ما مجموعه مکتوبات، بیانات و خاطرات مربوط به امام را بر محور زمان تنظیم کرده و همراه با ذکر فضای تاریخی آن آوردهایم و در دل توضیح قضایا امام را روایت نمودهایم.
3⃣ ذکر استنادات: سومین تمایز مستند نمودن تمام مطالب است، به گونهای که در این مجموعه هیچ مطلبی بدون ذکر مرجع اصلی آن یافت نمیشود، همچنین تا جای ممکن و جز در ضرورتهای متنی در اصل نقل یا خاطرات دخل و تصرفی صورت نگرفته و اصالت مطالب حفظ شده است و در مواردی که تعارضاتی در نقلها وجود داشته است در پاورقی به این تعارضات اشاره شده است.
4⃣ روایت داستانی و جزئی: در کتاب «آقا روحالله» و مجلدات بعد سعی شده است همه مباحث با روایت داستانی و در قالب جزئی و مصداقی آورده شود و نه ذکر کلیات و بدون ارتباط!
5⃣ سطح بندی: پنجمین تمایز که در برخی آثار وجود نداشت، سطح بندی مباحث است بدین صورت که در متن اصلی کتاب مطالب در سطح عمومی آمده است اما برای مخاطبان علاقهمند به دانستن تفصیلات بیشتر، برخی مباحث درجه ۲ اما مهم در پاورقی یا پینوشت توضیح داده شده است.
6⃣ ششمین تمایز که خاص جلد اول تا سوم مجموعه «حیات روحخدا» است توجه کامل به دوره پیش از آغاز نهضت حضرت امام است، ایشان بعد از رحلت آیتالله بروجردی در سن ۵۹ سالگی از ۱۳۴۰ نهضت اسلامی علیه پهلوی را آغاز نمودند و متاسفانه تقریبا در همه منابعی که به زندگی ایشان پرداخته بودند، بازه طولانی مدت پیش از آغاز نهضت یا به کلی حذف شده بود و یا با مروری اجمالی از آن عبور شده بود اما ما در جلد اول از این مجموعه به دوره تکون شخصیت حضرت امام با عنوان دوره جوانی و طلبگی ایشان (۱۲۸۱ – ۱۳۱۶) و در جلد دوم و سوم به صورت کامل و دقیق و جزئی به دوره فعالیت ایشان به عنوان یکی از خواص جامعه با عنوان دوره میان سالی و استادی ایشان (۱۳۱۶- ۱۳۴۰) پرداختیم.
📌امیدواریم که توجه به این نکات و تلاش در تحقق آنها محصولی در خور حضرت امام را پدید آورده باشد. ..............................................
«آقایان نترسید از این ابرقدرتها. اگر یک ملتى قیام کرد براى مصالح خودش ... یکوقت مىخواهیم جنگ خارجى بکنیم، [در] جنگ خارجى ما هیچ هستیم و آنها همه چیز دارند؛ یکوقت یک ملتى یک حرفى دارد که همه عالم مىپذیرند این حرف را که ما ملتى هستیم، نمىخواهیم اجانب توى ملت ما باشد، توى خانه ما باشد، از خانه ما بیرون بروید. این را کسى نمىتواند با آن معارضه کند. اگر هم معارضه کند، یک امَد خیلى کمى مىتواند معارضه کند و الّا با افکار عمومى دنیا مواجه خواهد شد؛ و هیچ قدرتى با افکار عمومى دنیا نمىتواند مقابله بکند. ما الآن متوجه کردیم تمام افکار عمومى دنیا را به ایران. الآن ایران مورد توجه همه است، یعنى یک چیزى است که همه دارند مطالعه مىکنند در ایران، ایران را دارند مطالعه مىکنند. آنها منتها مطالعه مىکنند براى چاپیدن؛ شاید یک اصحاب خیرى هم باشد که مطالعه مى کنند که ملت چرا این جور است، چه شده، چرا باید این طور باشد این؛ کم کم همه که متوجه شدند به اینکه یک ملتى بپاخاسته و مىگوید که من حق خودم را مىخواهم، نمىگوید که من حق دیگران را مىخواهم، این ناچار باید تبعیت از آن بشود.»
📝 صحیفه امام ؛ ج ۳؛ ص۴۹۷، سخنرانى امام در جمع دانشجویان ۱۷مهر ۱۳۵۷پاریس، نوفل لوشاتو
....
📝 پینوشت: ما در رساندن حرف حق خود به دنیا کوتاهی کرده و میکنیم و برای آن برنامه نچیدهایم چون اهمیت و وزن اثر گذاری آن را درک نکردهایم.
امروز اگر غرب میتواند به تحریم ما ادامه دهد به علت پیوست رسانهای و توجیه افکار عمومی جهان است.