شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال

این وبلاگ جهت نشر نوشته‌های اینجانب حمیدرضا باقری می‌باشد

شرح حال
بایگانی

۱۴۶ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

اخیرا فیلمی تقطیع شده از حضرت امام منتشر شده بود که در این فیلم در حالی که مخاطبان کلام حضرت امام به ظاهر روحانیون اطراف ایشان هستند.

 


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 38 ثانیه

ایشان می‌فرمایند:

👈«اکثریت هر چه گفتند آراى ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولىّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمى‏‌خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولىّ آنها نیستید. بر طبق آن طورى که خود ملت مسیرش هست. ... شما آن مسائلى که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیرى که ملت ما دارد، روى آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده‏‌تان این است که این مسیرى که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت مى‏‌خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را مى‏‌خواهد. ملت رأى داده؛ رأیى که داده متَّبع‏ است.» صحیفه امام؛ ج‏ ۹؛ ص: ۳۰۴.

 

همین یک قلم کافی است که مشخص شود که چه کسانی و چقدر ظریف نظرات حضرت امام را تحریف می‌کنند.

این سخنرانی مربوط به دیدار حضرت امام با منتخبین مجلس خبرگان قانون اساسی در ۲۷ مرداد ۱۳۵۸.

در ابتدای این سخنرانی حضرت امام مفصل به خراب‌کاری‌هایی مختلف جریان‌های چپ به ظاهر خلقی اشاره می‌کنند:

 

👈«وقتى که رفراندم مى‏‌خواست بشود، یک شلوغی‌هایى ایجاد مى‏‌کردند. آنجا که شکست خوردند، بعد در هر موردى اینها با شکست مواجه مى‏‌شوند. حالا هم که بناست این مجلس محترم تحقق پیدا بکند، این خرابکاری‌ها را پیش آوردند براى اینکه اذهان را متوجه کنند به جاى دیگر... بعد که بخواهیم مجلس شوراى ملى درست بشود و رئیس جمهور، باز هم منتظر هستیم که این مسائل پیش بیاید. لکن ملت راه خودش را پیدا کرده؛ و ملت و دولت، همه قشرها، به این راه ادامه مى‏‌دهند- چه این شلوغ کاری‌ها را اینها بکنند و چه نکنند... ما منتظر این هستیم که این خرابکاری‌ها به دست این خرابکارها و به دست این اجانب که اینها را آلت قرار دادند براى مقاصد خودشان، و اینها با این اسماء مختلف، مثل «حزب دمکرات»، دمکراتِ کذا، حزب «فدائیان خلق» و این طور الفاظ بی‌معنا به این کارهاى خلاف انسانى ادامه دارند مى‏‌دهند»  (همان ص: ۲۹۶)

 

مخاطب اعتراض امام در این دیدار احزاب و گروه‌هایی هستند که مقابل خواست مردم که جمهوری اسلامی باشد، ایستاده‌اند:

 

👈 «همه کسانى که بر اوضاع ایران مطلع هستند، همه مى‏‌دانند که این ملت چه مى‏‌خواهد، بر کسى پوشیده نیست. به خارجى‏‌ها، داخلى‏‌ها، به احزاب، به همه، پوشیده نیست که این ملت آنى که مى‏‌خواهد، جمهورى اسلامى مى‏‌خواهد، اسلام را مى‏‌خواهد این ملت. چند نفر آدم فاسد بیایند بگویند که نخیر، اسلام نه! همان جمهورى، و بخواهند چند نفر آدم به یک ملت تحمیل کنند و بعد بگویند که ما آزاد نیستیم آزادى این است که شمایى که در اقلیت هستید- نه آن اقلّیتى که حزب‌ها بعضیشان اقلّ‏‌اند و بعضى اکثر- آن اقلیتى که شما همه گروه‌هایتان را با هم جمع کردید، و همه کارها را انجام دادید و همه خرابکاری‌ها را هم کردید و از صدْ یک و نیم، فوقش دو، همه روى هم رفته دو، مخالف با قضیه بود!» (صص: ۲۹۸- ۲۹۹)

در ادامه حضرت امام برخلاف آنچه در کلیپ مذکور انعکاس داده شده است، خطاب به نمایندگان خبرگان قانون اساسی که از طیف‌های مختلف روحانی و غیرروحانی از گروهک‌ها و... هستند، می‌فرمایند از این جهت که مردم حاکمیت اسلام را قبول کرده‌اند و به جمهوری اسلامی رأی داده‌اند دیگر کسی اگر نظری خلاف قوانین اسلام دهد، خلاف آنچه وکالت دارد است و اعتباری ندارد، وکالت شما محدود است به امور مورد پذیرش اسلام:

👈 «من امیدوارم که بدون اینکه یک ذره آقایانى که ان شاء اللَّه با سلامت- مى‏‌دانم دیگر گفتن من زیادى است، لکن براى اینکه گفته بشود باز هم- بدون یک ذرّه ملاحظه از غرب، از شرق، از نمى‏‌دانم حزب کذا، حزب دمکرات، از چه از چه، بدون یک ذره ملاحظه، باید این قانون اساسى ما مطابق با شرع، در چهارچوب شرع. اگر یکى یکى از وکلا یا همه وکلا بخواهند از این چهارچوب خارج بشود، اصلًا وکیل نیستند براى او! شما آقایان وکیل هستید که زن‌هاى مردم را هم طلاق بدهید؟ زن موکّلینتان [را]؟ نیستند.

اگر طلاق بدهید صحیح است؟ نه. از باب اینکه شما وکیلید براى رسیدگى به قانون جمهورى اسلامى. الآن اگر چنانچه شما بخواهید، یا بعضى از شما بخواهند، که اسم جمهورى اصلًا نباشد، بحث را ببرند روى رژیم سلطنتى، شما حق دارید رسیدگى بکنید؟ شما حق رسیدگى ندارید. براى اینکه جمهورى اسلامى را شما حق رسیدگى دارید. همان طورى که براى طلاق دادن زن مردم، شما و ما، هر کس که وکیل شده است، براى طلاق دادن زن مردم وکالت ندارد؛ وکالتش محدود است. در مسائل غیر اسلامى، اگر یک مسأله غیر اسلامى در اینجا بیاید، طرحش مردود است.

طرح مسئله غیر اسلامى بر خلاف وکالت شماست... همان طور که طلاق دادن زن موکلین‏تان بر خلاف وکالت شماست. طرح کردن یک مسأله غیر اسلامى هر چه باشد، هر چه مترقى باشد؛ شما نمى‏‌توانید طرح بکنید. ... بر خلاف مسیر ملت است؛ و علاوه بر [آن،] خلاف حدود وکالتش است. حد وکالت بیشتر از این نیست.» (همان، صص: ۳۰۱-۳۰۲)

 

بعد از این صحبت‌ها است که به آن صحبت‌های مورد اشاره در کلیپ می‌رسند، یعنی مخاطب ایشان نه آن روحانیون اطرافشان بلکه نمایندگان چپ و... هستند که طالب قوانین مخالف با شرع هستند و مقابل رأی ملت که جمهوری اسلامی است ایستاده‌اند. ایشان خطاب به این افراد چپ می‌گویند:

👈«همین چیزى که اگر مى‏‌خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسى عمل بکنید، دمکراسى این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آراى ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولىّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمى‏خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولىّ آنها نیستید.» (همان، ص: ۳۰۴)

 

بنا به تصریح متن بالا:

🔻اولا: حضرت امام در مقام احتجاج و جدل هستند یعنی مبنای طرف مقابل را معیار قرار می‌دهند که اکثریت هرچه گفتند آرای آنها معتبر است چون بنا به رأی خودتان که دموکراسی ملاک است، چنین است.

🔻ثانیا: حضرت امام در همین سخنرانی به مبنای خود نیز اشاره می‌کنند که شما بنا به مبنای خودتان محکوم هستید و باید از رأی مردم که جمهوری اسلامی است اتباع کنید شما مثل ما خود را ولی مردم نمی‌دانید که مدعی شوید اگر مردم چیزی خواستند که به ضررشان بود بتوانید جلو آن بایستید.

...................

📌البته تذکر این نکته نیز لازم است که این بحث‌ها منجمله بحث آیت‌الله مصباح در مقام ثبوت یا سلسله علل احکام و تعارضات ادله است که آیا نظر مردم بر فرض تقابل با نظر خداوند آیا حجیت و اعتبار دارد یا خیر؛ اما خوب است متذکر شوم بنا به مبنای حضرت امام در عالم واقع مردم اگر آزاد باشند به علت فطرت خدایی خود به اسلام و احکام آن تمایل دارند و در صورت وجود یک قدرت حاکمه که مانع به جهنم بردن مردم شود توده مردم خود به خود با فطرت الهیشان اسلام خواه هستند و به سمت بهشت خواهند رفت.

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

🎙آیت‌الله حائری شیرازی:

 

انسان اول نسبت به عقل که فرمانده الهی در وجود انسان است، عاصی می‌شود، فاسق می‌شود و در نتیجه نسبت به فرعون مطیع می‌شود، چه رابطه‌ای است بین فسق نسبت به عقل و اطاعت نسبت به فرعون؟

 

انسان وقتی از عقل خود عصیان می‌کند که بر سر دوراهی بین عقل و هوا قرار می‌گیرد، فجور انسان یعنی همان وابستگی او به هوا و هوسش، تقوای انسان یعنی رعایت کردن قاضی درونی و عقل او که در وجود او فرماندهی می‌کند و از قِبَل خدای تعالی به او امر و نهی می‌کند، این همان معنیِ «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» است.

 

عقل انسان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، انسان سر این دو راهی عقل و هوا است، خب به دلیل تعلق به هوا هست که عقل را عصیان می‌کند، این انسانی که به خود این چنین وابسته شده و این چنین اسیر هوا و هوس خودش هست، اگر در مقابل قدرت فرعون قرار گرفت، چه موضعی در مقابل او خواهد داشت؟ فرعون هوای او را تهدید می‌کند، هوس او را تهدید می‌کند، جانش را تهدید می‌کند و این کسی نبود که از سر جان بگذرد، این کسی نبود که از سر هوایش بگذرد، به این دلیل در مقابل عقل ایستاد که به هوا وابسته بود، در زنجیر هوس بود، فرعون از این موقعیت کمال استفاده را می‌کند، از طریق همین زنجیر هوا، انسان زنجیر شدهٔ در هوا را به زنجیر اطاعت خود می‌کشد، چرا؟ به او می‌گوید در خط من باش تا زمینهٔ هوای تو را تمهید کنم، آن چه من می‌گویم تو قبول کن، من هم آن چه، هوس تو بخواهد به تو می‌دهم، می‌خردش، انسان وابسته به هواست که تهدید فرعون روی او کارگر می‌شود.

 

شما وقتی در ستم قرار می‌گیرید، در زیر تهدید و فشار هستید، نیروی بیرون شما را شکست نمی‌دهد، دلبستگی‌ها و وابستگی‌ها، شما را به زانو در می‌آورد، از درون می‌شکنید که از بیرون تسلیم می‌شوید، تعلقات را نمی‌توانستید زیر پا بگذارید که تهدید آنها بر شما کارگر می‌شود، وگرنه اگر آزاد از تعلق‌ها می‌بودید تو را به چه تهدید کنند؟ به چه تطمیع کنند؟ دستگیره‌ای در وجود تو نیست که بتواند آن را بگیرد، انسان وقتی دستگیره‌ای برای دیگران پیدا می‌کند که تعلق‌ها او را به زانو در آورده باشند، فرعون عامل اصلی نیست عامل دوم است.

 

وقتی انسان عاصی شد فرعون به فرعونیت می‌رسد، قدرت امپریالیسم در عدم تقوای توست، ضعف تقوای تو موجب قدرت او شده، تقوای خودت را دریاب، امپریالیسم را دور کن، شیطان بزرگ را به زانو در بیاور، شیطان کوچک به زانو درمی‌آید.

 

قرآن چه می‌گوید؟ می‌گوید «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُون‏»

این شیطان با همه جُند و مکر او، هیچ تسلطی بر افراد متعهد ندارد، بر افرادی که تابع عقل و آگاهی هستند، کسانی که بر خدای خود توکل می‌کنند، بعد می‌گوید «إِنَّمَا سُلْطَنُهُ عَلىَ الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُون‏»، اتفاقا تسلط شیطان بر کسانی است که آن‌ها از تولای شیطان باشند، یعنی اول آن‌ها تولی پیدا می‌کنند بعد تسلط.

 

در آیه دیگری می‌گوید «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ».خب او استخفافش را می‌کند اما قومش چرا اطاعت می‌کنند؟ چرا فشار موجب اطاعت بشود، می‌گوید چون مردم فاسق‌اند.

«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ» فشار و اختناق موجب حفظ و دوام قدرت است، اگر مردم فاسق باشند، و به عکس فشار و اختناق موجب انفجار و انقراض حکومت طاغوت است، اگر مردم متعهد باشند.

 

قومی که متعهد نیستند، اگر فشار نیاوری طغیان می‌کنند، اگر به آن‌ها آزادی بدهی شورش می‌کنند، قومی که متعهد هستند اگر به آن ها آزادی بدهی آرام می‌گیرند، اگر آزادی را سلب کنی انفجار ایجاد می‌شود، می‌گوید ببین مردم چگونه هستند، فاسق‌اند یا متعهد؟ بعد نظر بده.

 

اگر بنا باشد جامعه‌ای اصلاح بشود باید از زیر بنایش اصلاح بشود، باید قوم اصلاح بشوند و اصلاح آن‌ها به این است که نسبت به عقل و فطرت خودشان فاسق نباشند، متقی باشند، اگر آن‌ها متقی شدند، فشار طاغوت موجب زوال طاغوت است. این جاست که مسائل اخلاقی سر به مسائل سیاسی و اجتماعی می‌زند.

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

چند روز قبل جایی تعمیرات ساختمانی داشتیم، برای خراب کردن قسمت‌هایی از خانه یک پیکور قوی داشتیم که به سرعت هرچه را می‌خواستی با آن خراب می‌کردی؛ فرقی نمی‌کرد، بتون باشد، کاشی یا گچ و...

 

با پیکور کاری که کارگر در یک روز هم معلوم نبود با هزار سختی بتواند انجام دهد را در عرض چند دقیقه انجام می‌دادیم.

 

داشتیم استراحت می‌کردیم که یکی از بچه‌ها به شوخی و خنده گفت: به نظر شما خدمت کسی که این پیکور را درست کرده به بشریت، بیشتر است یا خدمتی که اسلام در تمام تاریخ خود به بشریت کرده است؟

 

یکی دیگر هم خندید و گفت که نه به هرحال حوزه‌های اسلام هم سخنرانی می‌کنند، حالا درسته نمیان توی عمل کاری بکنند اما از توی این حرف‌ها بالاخره یک چیزی شاید در بیاد!

 

بچه‌ها با یک نیم لبخند به من نگاه می‌کردند، من هم که غافلگیر شده بودم و خنده‌ام گرفته بود، مانده بودم در این فضای استراحت چه بگویم!

 

خیلی کوتاه گفتم: بعضی وقت‌ها خدا خواسته یک‌سری‌ها یک خدمت‌های ساده رو به اسلام و مسلمین انجام بدهند و اسلام به کارهای اساسی خودش بپردازه؛ اسلام کلیات را درست می‌کند جزئیات خودش درست می‌شود، وقتی کلیات درست شد و اجازه داده نشد مردم استعمار شوند، از دل اونها صدها چیز بهتر از این پیکورها درمیاد.

 

وقت استراحت کوتاه هم تمام بود و باید دوباره شروع به عمل می‌کردیم.

خوب بود آن گفتگو ادامه پیدا می‌کرد، چون چند وقت پیش از آن، همان بنده خدایی که با خنده و کنایه می‌گفت حالا درسته حوزه‌ها نمیان توی عمل کاری بکنند اما...

با هم، در مورد اینکه چطور باید سرمایه‌ها و درآمدمان را در زندگی شخصی پس‌انداز کنیم، صحبت می‌کردیم، برایش حرف‌هایی زدم.

 

بنده خدا بعد از تمام شدن صحبت‌ها خیلی ناراحت بود، ناراحت بود از دست برادر بزرگ‌ترش که یک بار ننشسته این حرف‌هایی که امروز من به او می‌زدم را به او بزند، اگرچه اشتباه می‌کرد و باید ناراحت از خودش می‌بود که اهل مشورت نیست! اما به هر حال می‌گفت: اگر این حرف‌ها را ۳۰ سال پیش که تازه کارم شروع شده بود، کسی به من گفته بود الان خیلی اوضاعم فرق می‌کرد. بعضی وقت‌ها یک چند دقیقه حرف زدن ارزشش از سال‌ها کار کردن برای کسی بیشتر است!

 

این اعتراف‌ها را همین بنده خدا چند ماه پیش می‌کرد و حالا فراموش کرده بود و برگشته بود به همان سیستم جزئی نگر خودش؛

ما متأسفانه توقع‌مان از کار مفید، معمولا حمالی و درست کردن یک سری جزئیات است، در حالی که کار مفید اصلی درست کردن رویکردها و ساختارهای کلان است، کلیات اگر درست شد جزئیات خیلی راحت به دنبالش درست می‌شود.

 

اگر سیاست‌های کلی درست نشود ممکن است یک عمر کسی حمالی کند ولی به قدر کسی که یک مدت کوتاه با سیاست درست پیش رفته است، اندوخته و نتیجه نداشته باشد.

 

متأسفانه مشکل جزئی نگری آن بنده خداها، مشکل عمده مردم ما هم است و به همین علت هم با جزئیات بازی می‌خورند.

 

مردمی که دم انتخابات بحث حضور زنان در ورزشگاه یا برگزاری کنسرت‌ها و یا حتی اعدام اعضای فلان گروهک ذهن و دل آنها را مشغول می‌کند؛ از توجه به رویکردهای کلان باز می‌مانند؛ سوالات آنها به سمت این جزئیات می‌رود و در جزئیات هیچ وقت یک جای استقرار و ثابت پیدا نمی‌کنی، هرچیزی را می‌توان به راحتی تحریف کرد و مخاطب را فریب داد؛ در حالی که زمان انتخاب باید اول از همه به کلیات بپردازیم، بعد سراغ جزئیات برویم؛ جزئیات را می‌شود راحت درست کرد، این کلیات است که سرنوشت ساز است و درست کردنشان سال‌ها زمان و زحمت می‌برد.

 

📌کسی که می‌خواهد مثلا یک ماشین بخرد اول مدل ماشین و سال ساخت وضعیت بدنه و ... را مشخص می‌کند، بعد از این کلیات می‌رود سراغ وضعیت ظاهری و رنگ و لعاب جزئی، اما قضیه ما برعکس شده چه در ازدواج چه در انتخاب‌های دیگر...

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

یک دعوای فکری که سالیان دراز است، وجود دارد، این است که آیا ابتدا حاکمان اصلاح می‌شوند بعد مردم یا ابتدا مردم بعد حاکمان؟!

اصلاح از بالا به پایین است یا برعکس؟! کدام مقدم است؟!

 

اگر نسخه اول را قبول کردیم، باید تلاش کرد با تکیه‌کردن بر حداقل‌های موجود، ولو با فئة قلیلة، قدرت حاکمه را بدست گرفت، سپس با کمک کردن به حاکم صالح در اصلاح‌گری، جامعه را اصلاح کرد؛

اما اگر نسخه دوم را بپذیریم باید سالیان سال ولو ذیل حاکم ناصالح، به کارهای فرهنگی و اجتماعی، کارهای گفتمانی و... پرداخت تا بعد از یک دوره طولانی کار فرهنگی، قدرت حاکمه نیز خود به خود و به تدریج به دست طبقه صالح برسد.

 

پاسخ این پرسش در یکی از مهم‌ترین خطبه‌های نهج البلاغه (خطبه ۲۱۶‌ام) صریحا آمده است.

نسخه این خطبه که به تعبیر اهل فن، قلب نهج‌البلاغه است، دوای درمان دین برای اجتماع است.

 

در این خطبه حضرت ابتدا اهمیت نسخه خود را از نظر دین اینچنین متذکر می‌شوند:

🔻جعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ ...

🔸خداوند از حقوق خود حقوقى را بر بعض مردم نسبت به بعض دیگر واجب گرداند،

 

🔻و أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِی عَلَى الرَّعِیَّةِ وَ حَقُّ الرَّعِیَّةِ عَلَى الْوَالِی

🔸و بزرگترین چیزى که از این حقوق واجب فرمود حقّ حاکم بر رعیت و حقّ رعیت بر حاکم است.

 

این ارتباط بین حاکم و مردمی که در حکومت هستند و حق این دو بر یکدیگر، بزرگترین حق طرفینی است که خداوند جعل کرده است.

هم حق حاکم اسلامی بر مردم که از او اطاعت شود و هم حق مردم بر حاکم که حاکم در رسیدگی به امور مردم کم‌کاری نکند.

 

🔻فرِیضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکُلٍّ عَلَى کُلٍّ فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِینِهِمْ

🔸این فریضه‏‌اى است که خداوند براى هر یک نسبت به دیگرى واجب نموده و این حقوق را موجب برقرارى الفت و ارجمندى دینشان قرار داد.

 

🔻فلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ

🔸رعیت اصلاح نشود مگر به صلاح حاکمان،

 

یعنی شما بروید هر کاری می‌خواهید بکنید، کار فرهنگی، گفتمانی زیاد اما تا وقتی یک حاکم درست بر سر کار نباشد این مردم درست نمی‌شوند.

 

🔻و لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیَّةِ.

 

در این فراز بسیار مهم، متأسفانه اشتباه بزرگی رخ داده است، این اعراب‌ها که در خود نهج البلاغه نبوده بعدا دیگران اعراب گذاری کرده‌اند، اینجا اعراب زده‌اند تَصْلُحُ که ترجمه‌اش می‌شود:

🔸و حاکمان اصلاح نگردند مگر به استقامت رعیت.

 

در حالی که حاکم که امیرالمؤمنین(ع) است، نمی‌گوید که من اصلاح نمی‌شوم جز با استقامت رعیت! بلکه می‌گوید گام اول این است که حاکم صالح بر جامعه قرار گیرد تا بشود در جامعه اصلاح بوجود آورد: «فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ» حال که حاکم صالح بود، او که صالح است، اگر باز بگوییم حاکم صالح نمی‌گردد معنا نمی‌دهد، بلکه می‌گوید:

🔻و لا تُصلِح الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیَّةِ.

🔸حاکم صالح نمی‌تواند اصلاح‌گری کند، جز با استقامت رعیت.

 

🔻فإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّةُ إِلَى الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا

🔸پس زمانى که رعیت حقّ والى را ادا کرد و والى هم حقّ رعیت را رعایت نمود.

 

اینها نتیجه‌اش است:

🔻عزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ

🔸حق میان ایشان ارجمند گردد.

 

🔻و قَامَتْ‏ مَنَاهِجُ‏ الدِّینِ‏

🔸و راه‌هاى دین بر پا شود،

 

🔻و اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ

🔸و نشانه‏‌هاى عدالت اعتدال گیرد.

 

🔻و جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ

🔸و سنّت‏‌ها در مجراى خود روان شود.

 

🔻فصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ

🔸و زمان اصلاح گردد،

 

🔻و طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَةِ

🔸و به دوام دولت امید رود،

 

🔻و یَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ.

🔸و مطامع دشمنان به یأس مبدّل گردد.

.......

📝 پی‌نوشت: اصل توجه به اشتباه در اعراب گذاری مذکور را مدیون استاد عزیز حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی صرامی هستم.

 

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

برجام منطقه‌ای

 

اعتراف فدریکا موگرینی
دریافت
مدت زمان: 22 ثانیه

📌رسیدن به ایستگاه "دیپلماسی یا میدان" از ابتدای برجام مشخص بود.
(ر.ب: صحبت‌های فدریکا موگرینی در مورد ابتدای نوشتن برجام)

🔻 روحانی و ظریف اگرچه با شعار حل پرونده هسته‌ای و تحریم‌هایش روی کار آمدند اما خوب می‌دانستند که هسته‌ای موضوعیتی ندارد و مشکل آمریکا و اروپا با ارکان قدرت ما است، می‌دانستند مشکل تحریم‌ها جز با مذاکره بر سر همه این ارکان قدرت، حل نخواهد شد و نیاز به برجام‌ها و مذاکرات بعدی است.

🔻 تا وقتی یک ایران قوی و غیر خاضع مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا و یارانش وجود دارد، اراده و عزم مقابله با آمریکا و یارانش در میان همه مردم منطقه وجود خواهد داشت.

🔻 پس در نگاه دولت روحانی، مشکل تحریم‌ها و فشارها جز با پذیرش ضعف و از دست دادن یکی یکی ارکان قدرت ایران، برداشته شدنی نیست و دوگانه "دیپلماسی یا میدان" تلاش جدیدی است برای ادامه دادن همان مسیر سابق و از دست دادن میدان.

📌اما مسیر دیگری نیز وجود دارد، قوی شدن و بی‌اثر کردن تحریم‌ها.

 

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

برجام تصمیم نظام بود

این روزها که کاسه دولت بیشتر به چه کنم؟ چه کنم؟ افتاده است، باز بحث اینکه برجام تصمیم یک دولت نبود و تصمیم نظام بود؛ داغ شده است.

 

بنده خدایی خیلی روی این نظر پافشاری می‌کرد.

🔻از او سوال کردم: شما بگو اگر دولت روحانی برود و مثلا سعید جلیلی روی کار بیاید، برجام ادامه پیدا می‌کند یا برای کنار زدن تحریم‌ها عوض صرف مذاکره دنبال روش‌هایی چون دور زدن تحریم و قدرتمند کردن و بی‌اثر کردن تحریم می‌روند؟! رویکرد مدیریت کشور عوض می‌شود یا خیر؟!

 

🔻گفت: نمی‌دانم!

گفتم: انصاف به خرج بده واقعا سیاست خارجی ما عوض نمی‌شود؟ برجام ادامه پیدا می‌کند؟

گفت: نه ادامه پیدا نمی‌کند.

 

🔻پرسیدم: خب اگر با آمدن یک دولت جدید، برجام کنار می‌رود و این سیاست دنبال نمی‌شود، چطور این سیاست نظام است که یک دفعه با تغییر دولت عوض می‌شود؟! این چه سیاست نظامی است که با آمدن روحانی می‌آید و با رفتنش می‌رود؟!

 

🔻 بنده خدا؛ گفت: من می‌گویم باید تصمیم نظام باشد؛ باید رهبری پرونده برجام را بر عهده می‌گرفت و می‌گفت دولت کاره‌ای نیست و خودش کار را پیش می‌برد؛ این برنامه کلان قانونا در اختیار رهبری است، نه رئیس جمهور که امروز دولت بخواهد پاسخگوی آن باشد.

 

🔻 گفتم: بخشی از این حرف درست است که باید رهبری کار کلان را مشخص کند؛ بله یک راهبردهای کلان را رهبری باید مشخص کند که کرد و مکتوب خط قرمزهایی مشخص کرد که اینها راهبرد کلان ما است و نباید زیر پا گذاشته شود؛ اما چه کردند؟! رفتند مذاکره کردند بعد گفتند ما نتوانستیم خطوط قرمز را زیر پا نگذاریم.

 

🔻اما بخشی از این حرف هم غلط است، اگر می‌گویید رهبری اصلا به یک گفتمانی که مدعی حل مشکلات کشور با برجام است و بر این اساس از مردم رأی می‌گیرد؛ فرصت ندهد بیاید خود را محک بزند؛ این یعنی همان دیکتاتوری؛ این یعنی شاهنشاهی، در حالی که ما جمهوری هستیم.

 

🔻ما سه نوع مدیریت اجتماع داریم:

👈 یکی دیکتاتوری است که مردم هیچ اختیاری ندارند که مثل این کشورهای عربی است؛

👈 یکی سالوسی و فریب است؛ پوپولیستی است که مردم اصلا نمی‌دانند دنیا چه خبر است و سردمداران به اسم جمهوری و اراده مردم بر آنها حکومت می‌کنند؛ اما کار خود را می‌کنند نه آنچه اراده مردم است و این کشورهای مستکبر غربی اینچنین هستند.

👈 یکی هم مدیریت اسلامی است که بر اساس تبیین است و در واقع راهبری مردم با تبیین است. مردم صرفا بستر قدرت نیستند مردم خودشان هدف هستند، مردم موضوعیت دارند نه طریقیت، هدف این رهبری رشد مردم است، رشد مردم هم نه با دیکتاتوری و چوب محقق می‌شود نه با فریب و سالوسی.

 

🔻 راهبرد راهبری اسلامی تبیین است «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ‏ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏» است، اکراهی نیست بلکه فرصت خطا به مردم داده می‌شود و در کنارش تبیین می‌شود تا خود مردم تجربه کنند و رشد و غی را تشخیص دهند.

تا فردا نگویند آن راه درست بود نگذاشتید؛ تا خودشان راه رشد را انتخاب کنند و با این انتخاب آزاد است که بعد از انتخاب مردم بر آن استقامت می‌کنند؛ نه با تحمیل، این روش همه انبیاء بوده است؛ در حکومت همه انبیاء این مردم بودند که حافظ حکومت بودند و بعد از ایمان به درستی و صدق ولی‌الله همراه او استقامت می‌کردند و پا به پای او پیش می‌رفتند.

 

🔻پس از تبیین ولی‌الله است که حجت نصرت خدا در صورت همراهی ولی‌الله و یا به خود واداشته شدن در صورت عدم همراهی ولی خدا تمام می‌شود.

«وَمَنْ یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَسَآءَتْ مَصِیرًا»(نساء- ۱۱۵)

هر کس بعد از آنکه راه‌ هدایت برایش تبیین شد، آنگاه بعد از تبیین با پیامبر مخالفت و دشمنی کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم...

 

🔻مسیر رهبری دینی از  تبیین است. رهبری نمی‌تواند دیکتاتور باشد و با زور و تحکم یک قشر خاص، مردم را پیش ببرد؛ اسلام به او این اجازه را نمی‌دهد.

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

جنگ با نفاق

🎙 آیت‌الله حائری شیرازی:

 

جنگیدن با کافر و مشرک فقط اخلاص می‌خواهد ایثار می‌خواهد اما جنگیدن با منافق ولو طرف مخلص باشد و ایثار گر باشد کافی نیست، باید خیلی هوشیار باشد. جنگ با نفاق، جنگ بسیار پیچیده‌ای است.

 

مشرکین در ابتدای امر روی بت‌های خودشان تکیه می‌کردند که این‌ها موثرند، کارایی دارند و همه کاره بت‌ها هستند، مسلمان‌ها روی این که همه کاره خدا است و بت‌ها هیچ کاره هستند تکیه داشتند.

همه می‌دانستند مشرک چه می‌گوید مسلمان چه می‌گوید، می‌دانستند چه کسی مؤمن است و چه کسی کافر است، تکلیفشان را مردم می‌دانستند. این خانه مومن بود، مردم نماز می‌خواندند، روزه می‌گرفتند، اخلاق اسلامی را رعایت می‌کردند. آن خانه کافر بود مشرک بود، بت خانه می‌رفت، اخلاقش، رفتارش، گفتارش، همه چیزش مشخص در راستای بت‌ها بود.

 

مسلمان‌ها می‌کشتند و کشته می‌دادند، یک روز مسلمان‌ها پیروز می‌شدند، یک روز کافرها، تکلیف روشن بود اما وقتی منافقین پیدا شدند دیگر مشرک و کافر دیروز که بت خانه می‌رفت امروز مسجدساز شد! حرفش نگاه می‌کردی می‌گفت خدا، اسلام، دین و هر قدمی بر می‌دارد اسمش را می‌گذاشت وظیفه شرعی.

 

آن که بت‌خانه می‌سازد، همه می‌دانند بت است، اما آن که بت خانه را به شکل مسجد درست می‌کند، چکار می‌شود با او کرد؟ با نفاق چگونه می‌شود برخورد کرد؟ کار بسیار دشواری بوده است.

علی (علیه السلام) در حیات رسول خدا (صل الله علیه و آله) با کفر و  شرک می‌جنگیده است، طرفش عمر بن عبدود بوده، مرحب خیبری بود، عتبه بود، شیبه بود، ولید بود و حریف آن‌ها می‌شد، اما بعد از آن حضرت طرفش نوع دیگری وارد عمل شد؛ این جا، کار خیلی ظریف است.

 

حضرت ۲۵ سال به انتظار روزی می‌نشیند که همه مسلمان‌ها بیایند سراغش و همه شان از او بخواهند که بیا این پرچم را بردار. وقتی هم که حضرت قبول کرد، خب نماز خوان‌ها با او جنگیدند. طلحه و زبیر نماز می‌خواندند، روزه می‌گرفتند، زبیر از سرآمد جهادگران بود.

حالا کفر و شرک در زیر پرچم زبیر می‌خواست کار کند. این کار، کار بسیار دشواری است. شیطان برای برنامه زبیر خیلی سرمایه گذاری کرده بود.

 

در جنگ با علی (علیه السلام) وقتی ‌ام المومنین که قرآن می‌گوید «و ازواجه امهاتم» زنان پیغمبر مادران مومنین‌اند، ‌ام المومنین را آوردند به جنگ او؛ چکار کند؟ این جا جنگیدن سخت است.

حضرت چه بکند؟ اگر به عائشه هتک بشود، بد است، به حال خودش هم گذاشته بشود باز بد است.

 

جنگیدن با اهل نماز سخت است. باید طرف یک جوری کار کند که به او نگویند نماز را شکستی، اهل نماز را کشتی و به او هم گفتند آخر.

جنگ کردن با نفاق، با کفری که لباس اسلام پوشیده، لباس حق به جانب پوشیده، مشکل است، دشوار است.

 

امامان ما در عاشورا توانستند این لباس حق را از بَر کفر و شرک در بیاورند و مردم قیافه واقعی کفر و شرک را ببینند. یعنی حضرت مقاومت کرد تا آن‌ها هر کار دلشان خواست کردند و با عمل خودشان، خودشان را معرفی کردند. با خون معرفی شدند. اگر اسارت اهل بیت نبود، مردم نمی‌دانستند که این‌ها کافر و مشرک‌اند، خیال می‌کردند این‌ها مسلمان‌اند. مقابله با منافق به کمک خون و مظلومیت ممکن است. منافق اگر فرصت پیدا نکند خودش را نشان بدهد، نمی‌شود گفت که این کفر است، این شرک است. باید کار کند تا خودش را بارز و آشکار کند.

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

سیاست پرتقالی

🍊ظریف: خواهری یک پرتقال دارد و بچه همسایه می‌گوید تو حق نداری پرتقال داشته باشی؛ باید آن را به من بدهی. شما مثل یک قهرمان وارد می‌شوید، پرتقال را به برادر می‌دهید و از او امضاء می‌گیرید که بعد از خوردن پرتقال پوستش را به خواهر بدهد؛ برادر پرتقال را می‌خورد و پوستش را هم در آشغال می‌اندازد، شما هم یک مصاحبه می‌کنید و می‌گویید من خیلی شاهکار دیپلماسی هستم و از مشکلاتی هم که مادر با دادن پرتقال به خواهر بر سر راه دیپلماسی شما ایجاد کرده است، انتقاداتی می‌کنید.

 

🍊 روحانی: خواهر و برادری هر کدام یک پرتقال دارند، می‌خواهند پرتقال‌هایشان را بخورند، آنها را دعوت می‌کنید که پرتقال‌هایتان را به من بدهید تا در ۱۰۰ روز بعد، عوضش ۱۰ پرتقال به شما بدهم، چند روز بعد خودت پرتقال‌ها را می‌خوری و ۱۰۰ روز بعد هم برای خواهر و برادر پیام می‌فرستید، ان شاء الله اگر یک بار دیگر پرتقال به من بدهید در ۱۰۰ روز بعد ۲۰ پرتقال به شما می‌دهم!

 

🍊 قالیباف: به خواهر و برادر می‌گویید پرتقال‌هایتان را به روحانی ندهید، حی علی خیر العمل منم منم مرد عمل؛ اما خواهر و برادر از این شعارهای قدیمی خوششان نمی‌آید و پرتقال‌هایشان را به روحانی می‌دهند؛ بعد از ۱۰۰ روز این‌بار سعی می‌کنید بیشتر دل‌ربایی کنید و شعارهایتان را به روز می‌کنید؛ هم خوشکلم هم بورم حتما رئیس جمهورم؛ اما باز هم خواهر و برادر خوششان نمی‌آید و شما مجبور می‌شوید یا به فکر میوه‌های بعد یا ۱۰۰ روز بعد و شعار بعد باشید.

 

🍊 جلیلی: با بچه همسایه که می‌گوید شما حق نداری پرتقال داشته باشی وارد مذاکره می‌شوی؛ مذاکرات را طولانی می‌کنید و به خواهر می‌گویید شما آرام آرام پرتقالت را بخور هسته‌هایش را هم نگه دار که بکاریم و درخت پرتقال را یک دفعه رو کنیم و چشم این بچه همسایه را کور کنیم. بعد از ۱۰۰ روز وقتی درخت پرتقال را رو می‌کنی؛ پسر همسایه تو را تهدید به جنگ می‌کند؛ پای قطع شده‌ات را روی میز می‌گذاری می‌گویی ما را از چه می‌ترسانید من این پایم را در جنگ از دست داده‌ام.

 

سیاست پرتقالی ظریف
دریافت
مدت زمان: 7 دقیقه 10 ثانیه

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

دوران استادی- جلسه اول: ۱۳۱۶ _ ۱۳۲۰ش، درس اخلاق.👇

 

این ارائه برای جمعی از طلاب مشهدی انجام شده است.
دریافت
مدت زمان: 46 دقیقه 6 ثانیه

 


دریافت

 

دوران استادی- جلسه دوم: ۱۳۲۰- ۱۳۲۴ش، دوران اشغال.
«قسمت اول» از جلسه دوم.👇

 


دریافت

دوران استادی- جلسه دوم: ۱۳۲۰- ۱۳۲۴ش، دوران اشغال.
«قسمت دوم» از جلسه دوم.👇

 


دریافت

 

دوران استادی- جلسه سوم: ۱۳۲۴- ۱۳۳۰ش، دوره زعامت مراجع ثلاث و ابتدای زعامت آیت‌الله بروجردی.
«قسمت اول» از جلسه سوم.👇

 


دریافت

دوران استادی- جلسه سوم: ۱۳۲۴- ۱۳۳۰ش، دوره زعامت مراجع ثلاث و ابتدای زعامت آیت‌الله بروجردی.
«قسمت دوم» از جلسه سوم.👇

 


دریافت

 

دوران استادی- جلسه چهارم: ۱۳۲۶-۱۳۳۰ش، دوره بعد از تثبیت زعامت آیت‌الله بروجردی و تلاش حضرت امام برای ورود ایشان به صحنه مبارزه.👇

 


دریافت

دوران استادی- جلسه چهارم: ۱۳۲۶-۱۳۳۰ش، دوره بعد از تثبیت زعامت آیت‌الله بروجردی و تلاش حضرت امام برای ورود ایشان به صحنه مبارزه.
«قسمت دوم» از جلسه چهارم: بررسی و تطبیق، بحث‌های تاریخی این بازه.👇

 


دریافت

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری
  • ۰
  • ۰

🔺آیا ایران سیاست حمایت از مسلمانان در همه نقاط جهان را در چین اجرا نمی‌کند؟

👈 پس از امضای سند راهبردی بین ایران و چین بسیاری از رسانه‌های معاند بر روی این موضوع مانور می‌دهند که ایران به دلیل ارتباط با حکومت چین سیاست حمایت از مسلمانان در تمام جهان را کنار گذاشته است در صورتی که واقعیت چیز دیگری است.

🎙صفری سفیر اسبق ایران در چین در برنامه شنبه شب جهان آرا به این موضوع پرداخته است.

دریافت

 


دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 25 ثانیه

.....................

مطلب مرتبط:

نگاهی بلند مدت به جنایات شرق کمونیست و غرب موحد
 

........................

📌به شرح حال بپیوندید👇

شرح حال در ایتا

شرح حال در سروش

شرح‌حال در تلگرام

  • حمید رضا باقری